صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۳ قوس ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

برخورد احساساتی و ناسنجیده کاربران فیسبوک با رویدادها

-

برخورد احساساتی و ناسنجیده کاربران فیسبوک با رویدادها

کاربرد و به کارگيري از هر پديده يا دست آورد، نيازمند ظرفيت و زمينه ي لازم براي آن پديده يا دست آورد است. يعني براي بهره گيري از آن، ابتدا بايد زمينه و ظرفيتش در اجتماع خلق شود و پس از آن بهرمندي و بهره گيري از همان پديده انجام شود. در غير اين صورت، دست آورد و يا پديده ي مورد استفاده به سمت بيراهه کشانيده شده، به جاي بهروزي، تيره روزي و آشفتگي به بار مي آورد. در نتيجه هدف تعيين شده به دست نمي آيد که هيچ، بلکه ناگواري و جنبه منفي و زيان بار آن پديده بيشتر به کار گرفته مي شود.
ظرفيت اجتماعي نقش بسيار مهم و ارزنده در ميزان بهره گيري و استفاده به جا و مفيد از پديده ها و دست آوردهاي بشري دارد. اگر ظرفيت لازم در جامعه وجود داشت، بهره گيري از يک دست آورد تا بلندترين حد آن ممکن مي شود و به نفع آن جامعه ختم مي گردد؛ اما اگر ظرفيت لازم وجود نداشت، بدون شک اسباب نا بساماني و ناگواري را براي جامعه فراهم مي سازد. يکي از همين مسأله اساسي، کاربرد شبکه اجتماعي فيسبوک در افغانستان است. کاربران فيسبوک در افغانستان چقدر از اين شبکه استفاده مفيد و به جا مي کنند؟ آيا اين شبکه در بهبود وضعيت کشور ما در ابعاد مختلف کمک مي کند يا برعکس زيان بار است؟ و سخن اصلي اينکه واکنش ها و حرف و حديث هاي ما در فيسبوک چقدر با واقعيت نزديک و مسوولانه است؟ اگر واکنش هاي ما احساساتي و ناسنجيده است، پيامد واکنش هاي بي اساس ما در تشديد بحران کمک نمي کند؟
واکنش ها، ديدگاه ها، بحث و نظرهاي کاربران شبکه اجتماعي فيسبوک در افغانستان چندان با وضع و حال که در آن قرار داريم، هماهنگ، منطبق و هم سطح نيست. در واکنش هاي فيسبوکي ما، اولويت هاي زندگي اجتماعي ما به حاشيه کشانده شده، دقت و تمرکز و تأمل ما جايش را به جذبه، شتاب و فرافگني داده است. گذشته از اينکه رابطه هاي واقعي ما را به کنار زده و ديوار عاطفي خانواده ها در حال فرو ريختن است، حوصله ي ما را به صفر رسانده، تعمق و ژرف نگري را کاملا از ذهن و ضمير زدوده است؛ اما از همه ناگوار تر، واکنش هاي بي سرو پا، احساساتي، ناسنجيده، بي انصافانه و غير واقعي ما در شبکه اجتماعي فيسبوک است. کاش اول ظرفيت مواجهه با فيسبوک خلق مي شد و پس از آن اين پديده وارد جامعه ي ما مي شد تا اين همه به سمت و سوي نادقيق و ناگوار کشانده نمي شد.
اگر کمي در رفتارها و وضع وحال اين روزهاي ما دقت کنيم، به روشني در مي يابيم که چقدر سطحي و شتاب زده شده ايم. کافي است که رويداد درست و يا نادرست به گوش ما برسد، پس از شنيدن بي درنگ چنان سراسيمه و آشفته واکنش نشان مي دهيم که اعجاب بر انگيز است. قضاوت هاي آني و لحظه ي ما بيش از همه وقت زياد شده است. تأمل، تفکر و دقت کردن در صحت و سقم خبر و رويدادها براي ما اصلا مسأله نيست. به محض که از رويدادي خبر مي شويم، چنان با شور و شيدايي تمام، سراغ فيسبوک را گرفته، واکنش هاي خود مان را مي نويسيم که حيرت انگيز است. گاهي فکر نکرده ايم که اين همه حرف و حديث ها و رويدادهاي که ما به آن روبرو مي شويم و يا مي شنويم و مي بينيم واقعيت دارد ياخير؟ دقيق و راست بودن يک مسأله يا موضوع اصلا در ذهن و ضمير ما نمي گردد، فقط بي قرار اين هستيم که فورا در شبکه اجتماعي يا محکوم کنيم يا زنده باد بگوييم يا مرده باد نثار کنيم. مهم اين است که از کاروان فيسبوکيان و بازار فيسبوک عقب نمانيم، مهم نيست که چه مي گوييم.
اين نوع برخورد هر طوري که باشد، سخت ناسنجيده، بي انصافانه و ناگوار است. به ياد بياوريد حادثه تراژيک و المناک فرخنده را که پس از اين رويداد جمع کثيري از فيسبوکيان وارخطا و سراسيمه فورا بدون اينکه از درست بودن و نبودن اين رويداد به صورت دقيق خبر شوند، رفتند در شبکه اي اجتماعي بر طبل زنده باد اسلام زدند و نعره ي الله اکبر سردادند، بساط مرگ و مرده باد کفر را جار زدند و بر فرخنده تازيدند و در عالم مرگ هم محکومش کردند. پس از معلوم شدن روايت دقيق اين رويداد همين کاربران سراسيمه و آشفته حال فورا موضع عوض کردند و باب همدردي و همدلي گشودند. بخش ازآن آدم هاي که آن روز بر سر فرخنده سنگ زدند و نفرين فرستاند، روزهاي بعد بر سر مزار او رفته مويه سردادند و سوگ سرود خواندند. معلوم شد که اين سراسيمگي و زبان سرخي سر سبز برخي از آنان را برباد داد. نمونه ي ديگر همين بحث عبدالرشيد دوستم بود که تمام شبکه هاي اجتماعي را «اخبار دوستم و ايشچي» فرا گرفته بودند و همه در نگاه اول دوستم را محکوم نمودند و بروي نفرين گفتند. پس از مدتي برخي از همين محکوم گران، جانب او را گرفتند و با او همنوا شدند. ده ها و حتي صدها رويداد شبيه اين وجود دارد که ما بسيار زود واکنش نشان داديم و پس از معلوم شدن واقعيت در نزد خود ما شرمسار شديم. واکنش هاي امروز ما، شبيه همان داستان «خربرفت» مولانا است که در مثنوي معنوي بيان نموده. اين نوع برخورد در شبکه اجتماعي فيسبوک به شکل بسيار شديد در اين روزها ادامه دارد، کافيست که خبري کمي تند و داغ به خورد کاربران فيسبوک داده شود، هر کس به سهم خودش بلند گو شده آن را تکرار کرده مي رود.
بيدار بودن، پويايي و هوشياري براي يک جامعه ضرور و نياز است. يعني ما مسووليت داريم که در قبال سرنوشت خود مان حساس باشيم. اما اين به معنا وراجي کردن، فحاشي کردن، آگاهانه و ناآگاهانه داد وبيداد راه انداختن، سراسيمه و آشفته احوال به رويدادها نگاه کردن و سرانجام بي خبر و سر به هوا واکنش نشان دادن نيست. اين نوع برخود ما مثل اين است که در يک جاده يا مکان ديگر با انبوه از جمعيت روبرو مي شويم که شعار «زنده باد» و «مرده باد: را سر مي دهد، ما بدون اينکه از اصل قضيه با خبرشويم خود مان را با آنها همنوا کرده با صداي بلند تر شعار مي دهيم. کجاي اين نوع برخورد منصفانه است؟ اول از قضيه باخبر شويم و بعد شعار مرده و زنده باد سردهيم. ما به شمول چالش هاي اجتماعي، اقتصادي، سياسي، فرهنگي و...بزرگترين مشکل ما در فکر کردن ماست. با هنر انديشيدن فرسنگ ها راه فاصله داريم. آدم هاي سخت احساساتي و دو آتشه هستيم. در دنياي که منطق و استدلال و انديشيدن حرف اول را مي زند، برخورد ناشيانه و احساساتي ما را به ورطه ي سقوط مي کشاند.
برخوردهاي احساساتي و ناسنجيده ما پيامدهاي خيلي ناگوار دارد. اين پيامدها از آشفته کردن و متزلزل ساختن ذهن جمعي گرفته تا وارونه نشان دادن يک حقيقت را شامل مي شود. گاهي با واکنش هاي ناسنجيده  ما، نظم اجتماعي را به خطر انداخته، روحيه دشمنان ما را قوي مي کنيم. گاهي هم ذهن اجتماع را زخمي نموده، سرخوردگي و ياس را همه گير مي کنيم. گاهي منافع اجتماع و آسايش مردم را به خطر مي اندازيم و زماني هم همه چيز را به بي نظمي مي کشانيم. گذشته از مسووليت اجتماعي، مسووليت اخلاقي و انساني ما ايجاب مي کند که ناآگاهانه و بي اساس و بي بنياد سخن نگوييم.

دیدگاه شما