صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۳ قوس ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

تروریسم اندیشه است؛ تغییراندیشه باید!

-

تروریسم اندیشه است؛  تغییراندیشه باید!

تروريسم که از مقولههاي مهم در زمينة امنيت ملي و بينالمللي جهان و از عوامل‌‌‌ اصلي تهديد جامعه به شمار ميرود، در فارسي به وحشتافکني، دهشتافکني يا هراسافکني معنا شدهاست، به استفاده از خشونت و يا تهديد براي دستيابي به اهداف سياسي، مذهبي و يا ايدئولوژيکي اطلاق ميشود. مطابق قوانين بين المللي ضدِ تروريسم و قوانين ملي اکثر کشورها، تروريسم جرم به حساب ميآيد و حتي در برخي از موارد؛ مثل عمليات تروريستي عليه شهروندان عادي، نيروهاي بيطرف، و يا اسيران جنگي از مصاديق جنايت جنگي محسوب ميگردد. بدون شک بسياري از کشورها نه تنها از شرِّ تروريستان در امان نبوده بلکه در اين راه قربانيهاي بيشمار انساني و هزينههاي سنگين مالي متقبل و متحمل شده است؛ از جملة آنها کشور افغانستان و مردمان آن است که اکنون به صورت جدّي با اين چالش و تهديد مرگآور مواجه بوده و هر روزه با اين پديدة خطرناک ضد انساني و هيولايي از دهشت، دست و پنجه نرم ميکند و به صورت مداوم بهترين و بيشترين سرمايههايي از نيروي انساني خود را در امر مبارزه و مقابله با گروههاي تروريستي از دست ميدهد و خسارات سنگين مالي و اقتصادي را متحمل ميشود؛ اما در عينحال به هيچ موفقيتي هم دست نيافته است.
اما پرسش اصلي اينجا است که چرا اقدامات نظامي و سياسي حکومتها در کل و از جمله افغانستان در نابودي و از بين بردن گروههاي تروريستي و خون آشام؛ چون القاعده، داعش، طالبان و ... ، جوابگو نبوده و کارساز نيست؟ آيا مشکل در تاکتيک کار است يا در استراتژي؟ اساسا منشأ قدرت شکست ناپذير اين گروهها چيست؟ چرا اين تفکر روز به روز قوت ميگيرد و ماندگاري بيشتر پيدا ميکند و در قالبهاي مختلف هر هروز يک گروه جديد تشکيل ميشود؟ اين نبشتة کوتاه در تلاش است که به پرسشهاي فوق پاسخ دهد. 
فارغ از اين که بسياري از صاحب نظران؛ وجود گروههاي تروريستي و هراس افکن را، يک پروژه و دسيسة تعريف شدة استعمارگري و استثمارگرايانة کشورهاي ابرقدرت و استعمارگر ميدانند که آن کشورها بدنبال تحقق اهداف سلطهگري و استثمارگرايانه خويش چنين مجموعههايي را ايجاد و پشتبياني ميکنند. در مقابل به باور عدهاي ديگر؛ گروههاي تروريستي به مثابة جريانهاي ايدئولوژيک، خود به صورت مستقل بوجود آمدهاند. حرکتهاي بنيادگرايانه و افراطگونة آنان ناشي از نظامهاي فکري و ايدئولوژيکياند که به عنوان يک پروسه شکل گرفتهاند. اما به نظر ميرسد قدرت و ماندگاري تروريستان و گروههاي افراطي بيش از آن که متکي بر توان مالي، نظامي يا سياسي به عنوان يک پروژه و دسيسه باشد؛ در پرتوِ توان و قدرت انديشه و تفکر افراطي ديني آنان نهفته و مبتني بر باورهاي عميق ديني- مذهبي است. اين امر، چنان قدرت، اطمينان  و نيروي فوق العاده در وجود شان بخشيده که به زعم آنان تنها رفتارهاي هراس افکن و خونين آنان است که داراي حيثيت قدسي و الهي بوده و مورد پذيرش خدا و خلق اوست. آري! آموزههاي گزينش شدة ديني و مفاهيم سِحرگونة تعليماتي توسط عالمان ديني و راهنمايان نعمتها و حوريان بهشتي در مکاتب و مدارس؛ آنچنان دقيق و حساب شده تبيين و تدريس ميگردد و آنچنان اذهان و افکار داوطلبان بهشت را آماده ميسازند که گويا ديگر جاي براي پذيرش هيچ گزينه و آموزهاي در ذهنها باقي نميماند و اگر هم باقي مانده باشد، اما ديگر مجالي نيست تا مربيان و مرشدان ديگر تغيير به باورهاي آتشين آنان ايجاد کنند .
به همين دليل است که گروههاي تروريستي علي رغم نداشتن يک جغرافيا و نظام سياسي مستقل؛ همچنان در گوشه گوشة از مناطق و کشورها مخصوصا خاور ميانه و کشورهاي اسلامي داراي پايگاههاي قوي و تشکيلات منظم عملياتي و شهادت طلبي ميباشد. چنانکه اشاره رفت؛ مکانهاي تعليم و آموزش اين گروهها الزاما و منحصراً مدارس و مکاتب ديني است. معلمان و مربيان آن مراکز آموزشي آن قدر با تاکتيکهاي پيشرفتة روانشناسانه و دين مدارانه به تعليم ميپردازند که شاگردان پيش از زمان مقرر شده دورة تعليماتي و ختم آن به درجة از آگاهي و درک از وضعيت ميرسند که به صورت زود هنگام آمادة نوشيدن جام شهادت و ملحق شدن به حوريان بهشتي و شرف حضور در کنار رسول الله ميشوند. در پرتوِ چنين تعليمات است که شاگردان ممتاز اينگونه مکاتب و مدارس براي رسيدن به ثواب، ديگران را اعم از افراد ملکي و نظامي، زن و مرد، خوردسال و بزرگسال همه را به رگبار گرفته کباب و خاکستر ميسازند و براي رسيدن به درجه رفيع شهادت خود را نيز منفجر و نابود ميسازند تا به ابديت و جايدانگي موعود بپوندند.
وقتي با چنين نيروي که در پرتوِ تعليمات آموزههاي به ظاهر ديني در سرحد جنون رسيدهاند، مواجه شويم چه ميتوان کرد؟ قطعا با تهديد نظامي و عمليات مسلحانه و اقدامات سياسي نميتوان با آنان به مقابله و مبارزه برخاست؛ هرچند که يک راه اضطراري و مقطعي به شمار ميرود؛ زيرا تروريسم به مثابة يک مکتب ايدئولوک و يک انديشة قدسي براساس آموزههاي ديني- مذهبي شکل گرفته است تا اين که يک مکتب سياسي- نظامي محض باشد. به همين لحاظ است که هزينههاي کلان مالي و جاني تا هنوز جواب نداده و نخواهد داد. پس تنها راه بيرون رفت افغانستان از چالش کنوني تروريسم و نجات و رهايي مردم از شرّ تروريستان؛ ايجاد تغيير در سبک و روش مبارزه با گروههاي هراس افکن و ايجاد تغيير در انديشه تروريستان است.
بدين منظور لازم است  در کنار تأمين و تجهيز نيروهاي امنيتي که البته ضروري است بايد نيروهاي فکري و ديني را در مقابل آن شياطين خون آشام مکتبي و اعتقادي تقويت و مجهّز کرد. تنها نيروي که ميتواند در مقابل لشکر جهل و جنون افراطگرايي و دهشتافکني  بايستند و مقابله نمايند، نيرويهاي فکري- مکتبي ايدئولوژيکي ميباشند! اين نيروي مقتدر کسي نيست؛ بجز متوليان ديني و مولويان و ملايان مذاهب. از اينرو، ايجاب ميکند که به صورت مشخص علما و فقهاي مذاهب اعم از شيعه و سني آستين بالا بزنند و با آموزههاي ديني اصيل و انساني به مصاف دشمن دين بروند. بنابراين، حضور تعريف شدة علما و فقهاي شيعه و سني در مکاتب و مدارس ديني در اماکن مذهبي و مساجد ميتواند به عنوان يک راهکارِ کارا و مؤثر، ضمن آگاهي دهي عامة مردم نسبت به پديدة  تروريسم، آموزههاي اصيل ديني و انساني را به متعلمان مکاتب و شاگردان مدارس ابلاغ و آموزش دهند. بسيج شدنِ انسجام يافته و سازماندهي شدة علما در سراسر افغانستان؛ در شهرها ، روستاها و قريههاي دور افتاده بسيار ضروري و کارساز ميباشد؛ زيرا بخش بزرگ از ساکنين اين سرزمين ضمن اينکه مسلمانند و دين مدار، به شدت از باورهاي سنتي و آموزههاي ديني مذهبي متأثر ميباشند. افزون بر آن، هنوز که هنوز است اکثر مردم افغانستان از نعمت سواد و آگاهي محروم اند بهخصوص ساکنان قرات و قصات دور افتاده کشور. بهمين جهت، جوانان و نوجوانان اين سرزمين به آساني و سادگي در دام سازمانها و شبکههاي تروريستي اما با ظاهر اسلامي قرار ميگيرند و در مدت کوتاه در پرتوِ تعليمات ديني- مذهبي به نيروهاي شهادت طلب واقعي و انتحارگر و انفجارساز قوي تبديل ميشوند.
در نهايت بار ديگر تأکيد ميشود که تنها راه پيروزي بر تروريسم که انديشه است، ايجاد تغيير در انديشهها است. اين کار تنها از از دست علما و فقهايي مذاهب اسلامي اعم از شيعه و سني ساخته است. آنان ميتوانند در قالب تدريسِ آموزهها و معارف اصيل اسلامي در مدارس ديني و مکاتب دولتي به متعلمان و شاگردان بينش اسلامي- انساني و اعتدالگرايانه آموزش دهند، آنان ميتوانند با تبليغ احکام و مسائل ديني در مساجد و اماکن عمومي به عامة مردم آگاهي دهند، آنان ميتوانند با صدور فتوا در محکوميت و تقببح عمليات تروريستي- که عمل تروريستان، کار ضد دين و اسلام است- به نيروهاي امنيتي و دفاعي کشور قوت و اطمينان بخشند.

دیدگاه شما