صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۴ میزان ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

آلترناتیو پیشنهادی طراحی شهری برای احیای مجدد رودخانه کابل

-

آلترناتیو پیشنهادی  طراحی شهری برای احیای مجدد رودخانه کابل

کارشناس مهندسي شهرسازي
جلسه کميته «بهسازي پايدار» درياي کابل چندروز پيش در وزارت شهرسازي و مسکن به رياست  داکتر سعادت منصور نادري وزير مسکن و شهرسازي برگزار گرديد. او نگران بود که درياي کابل از ديري به اينسو به يک معضل حاد زيست محيطي و اجتماعي، تبديل گرديده است.
در اين جلسه ديدگاه قبلي بهسازي اطراف درياي کابل که «ساحات سبز و مردمي» در نظر گرفته شده بود رد شده و ديدگاه جديد استفاده از کرانه هاي درياي کابل براي رفت و آمد جهت حل معضل ازدحام ترافيکي کابل و تغير مسير ترافيک از ساحات ديپلوماتيک، پيشنهاد شد.
در اين نوشته تلاش مي شود به مساله بهسازي درياي کابل از نقطه نظر دانش شهرسازي جديد و با تکيه بر تجربيات جهاني شهرهاي بزرگ دنيا پرداخته شود.
1- بهسازي کابل، يک ضرورت اجتناب ناپذير
چرا  وچگونه بشر به يکجا نشيني روي آورد؟ چطور  اجداد ما در بلخ و باميان و غزنين به شکل دادن سکونتگاه و کالبد زندگي خود فکر کرد و موفق به پايه گذاري تمدن خود در محيط هاي بسامان شدند؟ چگونه کابل باستاني که داراي رشد ارگانيک بوده در گذشته در رفع نيازهاي ضروري و واقعي مردم سازماندهي مي شده و چند صد سال بلکه چندهزار سال به زندگي خود ادامه مي داده؟ تعادل شهرهاي باستاني در حقيقت مجموعه هاي همگوني بودند که توسعه کالبدي، فضايي آن ها متاثر از روابط توليدي و مناسبات اقتصادي محدوده شان با عرصه طبيعي خود بوده است و به علت سرعت کمي تغيير اين روند، تعادل شهر  در طي زمان ها و دوره ها حفظ مي شده است. با گسترش علوم و فنون در دوره معاصر، شهرهاي جهان دچار تغييرات و تحولات عمده در ساختار و عملکرد خود شده اند. کابل هم در طي دو دوره،  اين تغييرات عمده تجدد خواهانه را طي کرده است. دوره اول در حکومت امان الله؛ ساختار هاي قديمي برچيده شد و نظم جديدي متآثر از الگوهاي غربي در شهر ايجاد شد  و دوره دوم؛ 15 سال اخير اين شهر در پي مناسبات جديد سياسي و اقتصادي؛ افزايش ناگهاني جمعيت و رشد شهرنشيني، تغييرات کالبدي، اقتصادي و زيست محيطي عمده را تجربه کرده است. تآثير اين دوره باعث بهم خوردن تعادل شهر قديمي شده است.
هجوم افسار گسيخته جمعيت به سمت کابل، رشد تصاعدي و عدم توجه به اتخاذ يک رويکرد مناسب در مقابل اين تغييرات تند و ناگهاني در دهه هاي اخير  اهميت کار حفاظت و صيانت  از ارزش هاي فضايي، طبيعي و اقليمي شهر را دو چندان مي کند. امروز ما به عقب ماندگي خويش بايد اذعان کنيم و ما در اثر توسعه رشد سريع و بي برنامه محدودهاي زيادي از شهر، از توسعه جا مانده ايم، و دچار فرسودگي هاي گوناگون شده ايم و باالتبع آثار زيانبار اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي بسياري  امروزه دامنگير شهر باستاني کابل شده است.
قطعا براي ايجاد تعادل و رفع مشکلات و معضلات پيش رو بايستي چاره اي انديشيد. يکي از مستدل ترين، صريح ترين، کم هزينه ترين و بهترين مسيرها استفاده از تجربيات موفق جهاني در زمينه «بهسازي» و بهبود عملکرد حيات شهري براي تصميم گيري، و مداخله در بافت شهري توسط تصميم گيران حکومتي است. شهرهاي تاريخي بسياري هستند که بوسيله راهبردهاي طراحي شهري «بهسازي» و «معاصرسازي» شده اند و امروزه به عنوان شهرهاي توريستي جهاني نام برده مي شوند. پاريس، سئول، لندن، استانبول و... از جمله اين شهرها هستند.


2- خوشا عشرت سراي کابل و دامان کهسارش
شهر کابل 3500سال قدمت دارد؛ به دليل موقعيت ژئوپليتيک و آب و هواي بسيار مطلوب و قرارگرفتن در ميان دو رشته کوه شيردروازه و آسمايي همواره مورد توجه سلسله ها و پادشاهان مختلف بوده و از اين شهر به عنوان تفرجگاه تابستاني و منطقه اي ييلاقي بهره ميبردند. رودهاي متعدد بستري براي شکل گيري کوچه باغ هاي متعدد در اين شهر شدند.کابل حاصل کار مشترک انسان و طبيعت است، شهر کابل ارزش هاي دوران کهن را در خود جاي داده است، امروزه اين ارزش ها مورد تاخت و تاز نگاه آلوده مدرنيسم و اقتصاد مبتني بر سرمايه هاي مالي نامشخص شده است. در اين شرايط بهسازي کابل بايد تضمين کننده حيات شهري اجتماعي در بستر پايدار طبيعي باشد، متاسفانه در ادبيات مقامات دولت؛ امروز قير ريزي در کابل معادل است با پيشرفت! امروز سرک سازي يعني بهسازي! يک زيرساخت مطلوب لازمه بهسازي است وليکن بدون استراتژي مشخص ابادي سرک هاي بيشتر مساوي است با ترافيک وشلوغي بيشتر. امروز تبديل کنارهاي طبيعي دريايي کابل که داراي ظرفيت هاي متنوع زيست محيطي و طبيعي براي شهروندان کابل دارد به سرک ترافيکي «بهسازي» نام مي گيرد. بهسازي فرآيندي است که زمينه ساز توسعه اجتماعي، فعاليت هاي اقتصادي وزيست محيطي شهروندان مي شود، درياي کابل به مثابه قلب کابل است، کابل  بمثابه مادري که  ارزش هاي فرهنگي تمدن گذشتگانمان را در خود جاي داده است. وظيفه ما حفظ و احياي اين مجموعه فرهنگي،تاريخي و طبيعي به عنوان شهر فرهنگي جهاني است.
3- چئونگي چئون-سئول
سئول هم مانند کابل در برهه اي از زمان رشد بي سابقه اي را تجربه کرد، «چئونگي چئون» رودخانه فصلي کم عمق و عريضي بود که شهر را به دو قسمت ثروتمند در شمال و فقير در جنوب تقسيم ميکرد. رودخانه چئونگي چئون تحت تاثير آلودگي زيست محيطي ناشي از فاضلاب کارخانه ها و ساکنين جديد درگير فاجعه اي زيست محيطي شد و مسئولان شهري براي رفع مشکلات رودخانه آلوده،  بزرگترين و گران ترين پروژه بزرگراهي جهان که سمبل پيشرفت، مدرنيزم و صنعتي شدن کره جنوبي بود را در بستر رودخانه کليد زدند. با سيطره خودروها بر شهر، بستر رودخانه به شکل جاده در آمد و بزرگراهي ششبانده ايجاد شد. اما اين پايان کار نبود ترافيک عامل 2طبقه شدن و ترافيک بيشتر عامل طبقاتي شدن بزرگراه شد. زاغه نشيني، ترافيک و آلودگي هاي زيست محيطي معضلاتي بودند که  هر روز بيشتر مي شد اين روند ادامه داشت تا سال2002 که شهردار وقت طرح پيشنهادي يکي از شهرسازان جوان دانشگاه سئول را اجرايي کرد: تخريب بزرگراه و بهسازي رودخانه! اين طرح هزينه هاي زيادي براي دولت داشت وليکن در پي يک اقدام انقلابيِ زيستمحيطي که اکنون در سراسر دنيا از آن الگو گرفته شده است، شهر سئول به رهبري شهردار وقت، «لي ميونگ بک»، با تخريب بزرگراه و ساخت پارکي به طول 8 کيلومتر و پهناي 800 متر که در هر سوي رودخانه 400 متر عرض دارد، اقدام به احياي اين محل که زماني محل جريان رودخانه بود کرد. امروزه در نتيجه، بهسازي کريدور هوايي در شهر سئول ايجاد شده است، درجه حرارت هواي شهر در تابستان 6 درجه  درجه کاهش يافته است و رودخانه نقش خنک کننده طبيعي را براي شهر ايفا مي کند. احترام به طبيعت يک سنت شرقي است که از  گذشته مردمان شرقي افغانستان و کره ي جنوبي بر مي خيزد. احترام به اين سنت تنها نتيجه زيست محيطي نداشته است، مادر طبيعت سخاوتمندانه دين خود را به اقتصاد شهر سئول ادا کرده است، « امروزه اين محل از پرگردشگرترين نقاط جهان است و سالانه ميليون ها نفر بازديدکننده دارد».
4-آلترناتيو پيشنهادي شهرسازي: بهسازي واقعي است
توجه به امر خطير»بهسازي» و تجديد حيات شهري در کنار ملاحظات اجتماعي و زيست محيطي محلي اجتناب ناپذير است. اين حرف مشترک دانش شهرسازي و مسوولان دولتي است. 
تهيه و تدوين  استراتژي توسعه شهري مشارکتي و اعمال آن به کمک مردم در بهسازي امري ضروري است. استراتژي هاي توسعه شهري مشخص که در خدمت منافع عامه باشد مهمترين ترين اصل در بهسازي است.
بگفته مقامات: «ايجاد سرک هاي جديد براي استفاده از کرانه هاي درياي کابل براي رفت و آمد» آلترناتيو جديد پيشنهادي است. گزينه پيشنهادي که نه در خود حفاظت از تنوع زيستي را جاي داده، نه کنترل ساخت و ساز ها، نه طراحي فضاهاي باز عمومي و محله هاي حوزه پيرامون و نه توسعه شکوفايي اقتصاد محلي . فقط و فقط «سرک سازي !» اين تصوير درستي از بهسازي نيست. بهسازي فقط قير ريزي و ساخت چند سرک نيست. بهسازي رويکرد جامعي در چارچوب مشخص است که  سعي بهبود کالبدي، اقتصادي، اجتماعي، سازماني و محيطي يک اجتماع محلي دارد.
کلمه بهسازي مفهومي قاعده مند و ارزش محور است که ريشه در اتخاذ سياست هاي توسعه شهري دارد که بايستي مطابق با ادبيات شهرسازي تعبير شود.
جمله شهردار سابق لندن آقاي ريچارد راجرز بيانگر نگاه درست به مساله بهسازي يک رودخانه است؛
«قلب واقعي لندن اين رودخانه است، به هر تصوير ماهواره اي که مي خواهيد نگاه کنيد تنها آن است که از همه مشخص تر است... اين آبراه زيبا و بسيار بزرگ است که کليد احياي کلان شهر در دست اوست. بايد يک بار ديگر به عنوان يک عنصر يکپارچه مطرح شود، تا جوامع محلي پراکنده در محور خود را پيوند دهد»
شهرسازي درست و مطلوب  يعني  به عنوان شهروندان کابل خلف صالح پيشينيان خود باشيم، اين دقيقا ادامه دادن همان راهي است که اجداد ما طي کردند. با احيا و «بهسازي» ميراث گذشته و احترام به طبيعت به عنوان بستر شکل گيري آن، با خلق فضاي شهري مناسب و همه شمول که تصوير ذهني جامعه را بهبود بخشد و سبب افتخار مدني افراد شود، سعي در ايجاد نوعي از تعادل شهري کنيم.   اين به معناي طراحي و برنامه ريزي درست براي  يک زندگي مطلوب و سالم است که حق هر شهروند افغانستاني مي باشد

دیدگاه شما