صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۴ اسد ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

چالش های آموزش و پرورش در مکاتب خصوصی

-

چالش های  آموزش و پرورش  در مکاتب خصوصی

همچنان که در نوشته ي قبل پيرامون رويکرد تجارتي مراکز آموزشي خصوصي سخن گفته شد، در اين نوشته به فرايند گزينش مربيان و روند آموزش و پرورش در مکاتب خصوصي پرداخته مي شود. مکاتب خصوصي در کنار مکاتب دولتي بيشترين دانش آموزان را آموزش و پرورش مي دهند. درچنين نهادي که اين همه افراد تعليم و تربيت مي بينند؛ آيا درس و بحث در اين مکاتب خصوصي کاربردي و معياري هست؟ آيا به استعداد فردي دانش آموزان توجه مي شود؟ آيا مربيان اين مراکزآموزشي، در کنار سواد با روند تعليم و تربيت آشنايي دارند؟ کيفيت درسي تا  چه ميزاني در اين مراکز آموزشي مورد نظر است؟ اميد است که پرسش اين پاسخ ها در اين نوشته تا اندازه اي روشن گردد.
پس از رويکرد تجارتي مراکز آموزشي خصوصي، مسأله قابل تأمل فرايند گزينش آموزگاران در مکاتب خصوصي است. از فرايند گزينش يا استخدام مربي و آموزگار در مکاتب خصوصي به خوبي فهميده مي شود که بحث کميت يا ساختار ظاهري خيلي مسأله مهم است، نه کيفيت و محتواي برنامه هاي درسي. گزينش معلمان در مکاتب خصوصي طوري است که از آموزگاران که خواهان تدريس هستند، در يک يا دو مرحله امتحان مي گيرند. در امتحان مرحله ي اول، معمولا پرسش هاي تحريري است که در پارچه امتحان طرح مي شود و مربيان پاسخ مي دهند. کساني که از اين مرحله عبور مي نمايند، يک درس عملي در صنف ارايه مي کنند. اصل مهارت استاد در صنف و درس عملي سنجيده مي شود. در صنف هيئتي از طرف اداره مکتب حضور دارد و تدريس استاد را زير نظر مي گيرد. در اين آزمون عملي بيشترين توجه به اين نکته است که مربي صنف را خوب کنترول کند و خاموشي محض را برپا دارد. استادي موفق پنداشته مي شود که در ساعت درسي اش، هيچ صداي به گوش نرسد و تمام شاگردان لال شود. گاهي به مهارت هاي زباني و اکت و اداهاي استاد هم توجه مي شود. اما چيزي که در اين آزمون عملي، هيچ در نظر گرفته نمي شود و يا خيلي اندک و سطحي برخورد مي شود، بحث دانايي وهنر انتقال اين دانايي است. به کيفيت تدريس و ميزان باسواد بودن استاد، آشنايي مربي با تعليم و تربيت و دانش روان شناختي آموزگار کمتر توجه مي شود. موضوع اخير، يعني موضوع فهم روانشناسي استاد از دانش آموز به صورت کلي هيچ  در نظر گرفته نمي شود.
با اين نوع گزينش است که اساس و تهداب فرآيند آموزش و پرورش کج و نادرست گذاشته مي شود. استادان که با اين نوع آزمون پذيرفته مي شود، مهارت کافي براي پرورش دانش آموز ندارند. در تمام مکاتب به موضوع که هيچ توجه نمي شود و يا خيلي اندک توجه مي شود، بحث استعدادهاي فردي دانش آموزان است. هر دانش آموز در يک بخش خاص نبوغ دارد، معلم نخبه يا ورزيده معلمي است که بتواند اين نبوغ را در وجود هر دانش آموز کشف و شناسايي نموده، سپس رشد و شگوفايي دهد. قرار نيست که تمام دانش آموزان در رياضي، دري، فيزيک و ... به يک سويه توانا باشند و يا از الف تا يا حفظ کنند. ممکن کسي در نقاشي و رسامي، کسي در خطاطي، کسي در شعر، کسي در هنر و... نبوغ داشته باشد. معلمي واقعي بايد آن نبوغ را پرورش داده به بالندگي برساند. کشف ذوق دروني دانش آموز و رشد دادن آن بزرگترين رسالت معلمي است. معلم بايد ارزش ها را گسترش دهد، تنها ارزش علم را به سه تا چهار رشته محدود نسازد. معلمي در کارش موفق است که به ذوق دروني دانش آموزانش پاسخ گفته باشد. با کشف اين ذوق دروني است که معلم مي تواند، دانش آموز را عاشق مکتب، کتاب و خواندن کند؛ به عبارت ديگر بين کتاب و دانش آموز آشتي برقرارسازد. در اين صورت است که درس معلم،«زمزمه ي محبت مي شود» و ممکن است که چنان شوري در روح و روان دانش آموز نسبت به مکتب و کتاب ايجاد کند که«جمعه به مکتب آورد، طفل گريز پا را». اين نوع برخورد است که نيروي دروني دانش آموزان را بيدار مي کند. قوه ي محرک از درون شاگرد، وي را به سمت کتاب و خواندن و مکتب سوق مي دهد. اما شوربختانه اين امر مهم از چشمان معلمان و مربيان ما پوشيده و نا شناخته باقي مانده. هنوز هم معلمان و مربيان ما مهارت شان را در ساختار و ظواهر صنف مي بينند.
در مکاتب خصوصي به جاي کشف ذوق دروني شاگرد و بارور ساختن آن، قواعد سخت و دست و پاگير بيروني را وضع مي کنند. معيارهاي خيلي خشک و خسته کن و نا خوشايند که ذوق و شوق دانش آموز را از مکتب و کتاب کاملا مي گيرد.  تعداد از مربيان چنان کارهاي خانگي سنگيني به دانش آموزان مي سپارند که بر آمدن از پس اجراي آن ممکن نيست. دانش آموز ناگزير است که تمام وقتش را صرف آن تکليف هاي توان فرساي خانگي کند و يا در جلسه بعد از طرف همان استاد حسابي کتک بخورد. از طرف ديگر مشکل اساسي پيش از تکليف خانگي دروني نشدن درس است. تعداد زيادي دانش آموزان درس را طوري که لازم است فرا نمي گيرند، علت اصلي هم اين است که مربي با دانش آموزان زبان مشترک ندارد. نوع بيان و توضيح استاد با ظرفيت دانش آموز و فراگرندگان هم خواني ندارد. در نتيجه دل دانش آموز از کتاب، مکتب و درس کاملا بد مي شود. مکتب را چنان بارسنگيني بر روي دوشش احساس مي کند که بر تمام خوشي هاي دانش آموز سايه انداخته و کلافه اش مي کند. در ذهن و ناخود آگاه دانش آموز، مکتب تصوير نهايت بدي برجاي مي گذارد. دانش آموز با اين نوع برخوردها ناخود آگاه شرطي مي شود و هرگاه نام کتاب و مکتب را مي شنود، واکنش منفي نشان مي دهد، از آن متنفر است و انزجار دارد. اين آسيب جدي، نتيجه ي نا آشنايي مربيان با تعليم و تربيت و بحث استعدادهاي فردي دانش آموزان است.
موضوع خيلي مهم ديگر، نوع رابطه و برخورد مربيان با دانش آموزان است. طوري که در بالا اشاره شد، در مکاتب خصوصي، به معلمي بهترين معلم خطاب مي کنند که درساعت درسي اش، دانش آموزان در يک سکوت تمام عيار به سر ببرد؛ حرف و صداي به گوش نرسد و صنف يک دست خاموشي محض داشته باشد. اين نوع معلم نه تنها از طرف اداره، بل از طرف همقطاران خودش هم ورزيده قلمداد مي شود. گه گاهي مربيان ديگر آمده رمز و راز برقراري سکوت محض در صنف را از چنين معلمي مي پرسند. سکوت يا توجه به درس خوب است؛ اما به شرط که اين نوع سکوت با مهارت هاي فراهم شود که دانش آموز را خسته نکند؛ اما سکوت تمام عيار با رفتار خشين جناب مربي برقرار مي گردد. اگرکسي در ساعت اين مربي صداي سردهد، چنان سيلي و کوتک نثارش مي گردد که تا زنده است يادش نمي رود. دانش آموز در حالت نهايت خفقان آور، ناگزير به سکوت کردن مي شود. با چنين مربي يي برقراري رابطه صميمانه و عاطفي ممکن نيست. همه ي ما به خوبي مي دانيم که اگر از کسي متنفريم يا خوش ما نمي آيد، سخنش را نيز خوش ما  نمي آيد؛ حتي اگر سخنش خوب هم باشد، روان ما واکنش منفي نشان مي دهد و در مقابلش قرار مي گيريم. دانش آموزان هم دقيقا همين حالت را تجربه مي کنند. ذهن شان در مقابل سخنان خوب معلم مستبد، بازهم واکنش منفي نشان مي دهد و از پذيرفتن و عمل نمودن به آن سر باز مي زند. در نتيجه امر تعليم فلج و ناموفق به پيش مي رود و دانش آموزان تعليم و تربيت درست نمي شود.
وزارت معارف و ديگر نهادهاي مسوول، وظيفه دارند که به اين مشکلات بسيار فراگير رسيدگي نموده، ناروايي هاي آموزش و پرورش را از راه بردارند تا بعد از اين، دانش آموزان، کم مايه و بي مهارت از مکاتب فارغ نشوند.

دیدگاه شما