صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۳ میزان ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

تاثیر کشاورزی بر رشد اقتصاد افغانستان

-

تاثیر کشاورزی  بر رشد اقتصاد افغانستان

اساس اقتصاد افغانستان ضعيف و شديدا وابسته به کشاورزي و مساعدت هاي جامعه بين المللي باقي مانده است.  کشاورزي مهمترين بخش اقتصاد پايدار افغانستان مي باشد،در اقتصاد افغانستان بخش کشاورزي نقش مهمي در رشد اقتصادي،ايجاد شغل،کاهش فقر،امنيت غذايي دارد.کشاورزي به استثناي(اقتصاد خشخاش) تقريبا يک چهارم  توليد ناخالص داخلي را تشکيل مي دهد.بيش از 80 درصد از جمعيت کشور و نزديک به 90درصد از افراد فقير در مناطق روستايي زندگي مي کنند و کشاورزي نقش مهمي در معيشت اين افراد دارد.به عنوان مثال در سال 2010-2011 کشاورزي براي 49 درصد ازهمه ي  خانوارشغل ايجاد درآمد کرده است که از اين ميان 30 درصد از افراد کشاورزي به عنوان منبع اصلي درآمدشان بوده است.همچنين 40 درصد از شاغلين کشور در بخش کشاورزي مشغول فعاليت مي باشند(چه به صورت مستقيم و چه به صورت غير مستقيم که معادل 3.2 تا 3.4 ميليون نفر مي باشد.)
اگر چه در سال 2012-2013 به دليل بازسازي پس از جنگ باعث افزايش رشد چشمگيري در بخش خدمات بوديم که نزديک به 53.5 درصد از توليد ناخالص داخلي را شامل مي شد .اما انتظار مي رود با کاهش و يا قطع کمک هاي جامعه جهاني در دوران بعد انتقال،بخش خدمات نيز با کاهش شديدي در تقاضاي خود روبه رو باشدبنابراين زياد قابل اتکا نمي باشد.
بخش صنعت يک بخش فعال و پرجنب وجوشي نيست و فقط 12.8 درصد از توليد ناخالص داخلي را تشکيل مي دهد.و به سختي بر روي رشد واقعي در يک دهه اخير تاثير گذاشته است.
کشاورزي يکي از مهمترين چرخه هاي اقتصادي در افغانستان است
کشور افغانستان به دليل سال هاي طولاني که در جنگ هاي داخلي بوده و البته بي کفايتي دولت مردان نتوانسته پيشرفت هاي خوبي در زمينه هاي اداره کشور،ساخت ماشين الات کشاورزي، به کنترل درآوردن مرزهاي کشور و استفاده درست از منابع طبيعي عظيم کشور که باعث ظهور مشکلات بسيار زيادي بر دولت و مردم جامعه افغانستان شده است.
رشد اقتصادي،ايجادشغل و امنيت غذايي از جمله مسائل مهم در يک دهه آينده براي مردم افغانستان مي باشد.بانک و دولت جمهوري اسلامي افغانستان معتقدند که کشاورزي و توسعه روستايي بر رشدفراگير موثر مي باشد.از اين رو نياز به يک سرمايه گذاري بلند مدت استراتژيک مي باشد.
از آنجايي که صنعت در افغانستان در مراحل نخستين دوران رشد خود مي باشد و شغل هايي که در بخش معدن ايجاد مي شود معمولا نيازمند کارگران ماهر و نيمه ماهر مي باشد لذا همين امر باعث شده است که کشاورزي هنوز به عنوان يکي از بخش هاي اصلي رشد اقتصادي و بکارگيري نيروي کار در آينده باشد.
همان طور که در چارچوب توسعه ملي کشاورزي مشخص شده است چارچوب استراتژيک دولت در کشاورزي داراي 4 ستون اصلي مي باشد:
الف-توليد و بهره وري:بازسازي اقتصاد از طريق توسعه ي زنجيره  ارزش ها
ب-منابع طبيعي:تغييرات مديريتي در وزارت کشاورزي
ج-آبياري
د-کشاورزي
نقش کشاورزي در اقتصاد افغانستان:
بخش کشاورزي هنوز به عنوان يکي از مهمترين و تاثير گذارترين بخش ها در رشد اقتصادي مي باشدبه طوري که بيش ازنصف 8.3 درصدرشد اقتصادي که در سال 2012 نسبت به سال 2011 داشته ايم مربوط به بخش کشاورزي بوده است.بيش از 90 درصد صنعت افغانستان و بيشتر صادرات افغانستان بستگي به توليدات کشاورزي مي باشد.آمار رسمي نشان مي دهد که صادرات بيشتر (خشکبار،ميوه و ساير مشتقات مربوط به کشاورزي بوده است که تقريبا 5.5 درصد از توليد ناخالص داخلي را سال 2012-2013 را تشکيل داده است)
قبل از جنگ هاي داخلي،  افغانستان در غذا خودکفا بود اما امروزه، کشور واردات چشمگيري را در موادخام غذايي(مخصوصا گندم)، گوشت و ديگر محصولات دامي دارد. وابستگي زياد به مواد غذايي وارداتي نه تنها باعث خروج ارز از کشور مي شود بلکه باعث کشور در معرض افزايش ريسک امنيت غذايي در عصري که قيمت هاي مواد غذايي در حال تغييراست شود.
علي رغم افزايش در سهم بخش خدمات در توليدات ناخالص داخلي، بخش کشاورزي هنوز هم به عنوان کليدي رشد اقتصاد در افغانستان باقي مانده است که اين اهميت از طريق تاثير روي تقاضاي جمعي و نيز اهميت آن به عنوان تامين کننده مواد لازم براي بخش توليدي مي باشد.  رشد اقتصادي در افغانستان در برابر عوامل بيروني آسيب پذير و بسيار شکننده و بي ثبات مي باشد.  کشاورزي در افغانستان به دليل وابستگي شديد آن به محصولات للمي در برابر تغييرات اقليمي و صدمات ناشي از آب و هوا بسيار اسيب پذير مي باشد، رشد اقتصادي بسيار شکننده بوده و مي رود تا به سرنوشت مشابه با سرنوشت بخش کشاورزي دچار گردد با توجه به اين که حدودا 80 درصد نفوس در مناطق روستايي زندگي مي نمايند و 38درصد نيروي کار به منظور فراهم آوري معيشت در بخش زراعت مشغول هستند آسيب پذيري اقتصاد محلي در برابر تاثيرات جوي تاثيرات به سزايي روي آسيب پذيري و کاهش فقر دارد. رشد اقتصادي در افغانستان بنابرين بلا تکليفي در پروسه انتقال سياسي و امنيتي در سال 2014-2013 به پيمانه وسيع کاهش يافته است.
کشاورزي به عنوان يک بخش کليدي در رشد آينده افغانستان
کشاورزي پتانسيل خوبي براي رشد دارد و ارتباط بسياري با کاهش فقر و ايجاد شغل چه به صورت مستقيم و چه به صورت غير مستيقيم دارد.افغانستان در کشاورزي و توليدات دامي به صورت سنتي رفتار مي کند اما در اين سه دهه اخير به دليل جنگ هاي داخلي  آسيب هاي جدي را به زير ساخت ها کشور وارد کرده است به طوري که توليد امروزمحصولات کشاورزي به اندازه نصف محصولات قبل از جنگ نمي باشد. اطلاعات نشان مي دهد که قسمت قابل توجهي از زمين هاي قابل کشت به علت کمبود آب دست نخورده باقي مانده است و همچنين 63 درصد از کشاورزان از کود،سموم دفع آفات و... استفاده نمي کند و فقط تعداد کمي از آنها مي توانند اطلاعات يا مشاوره هايي در مورد بهبهود محصولات کشاورزي و دامي داشته باشند.
حداکثر کردن رشد اقتصادي نيازمند سرمايه گذاري بيشتر در گسترش زمين هاي آبي، بهبود انتقال شبکه هاي آب رساني و مديريت آب ها در مزرعه و توسعه خدمات براي بکارگيري دانش وتکنولوژي است.
انتظار مي رود که به وسيله افزايش بهره وري در کشاورزي افغانستان مي تواند باعث افزايش نرخ رشد توليد ناخالص داخلي تا 5.8 درصد به طور متوسط در ده سال آينده باشد.

چشم انداز کشاورزي براي ايجاد شغل
پويايي رشد آينده افغانستان در گرو سرمايه گذاري در بخش معدن و کشاورزي مي باشد.اما معدن يک فعاليت سرمايه بر مي باشد که شغل کمتري توليد مي کند که شايد بين 10تا 20 هزار شغل تا سال 2020- حتي در بهترين حالت معادن افغانستان به طور مستقيم 100 تا 125 هزار شغل در 10 سال آينده ايجاد مي کند.اين در مقايسه با کشاورزي که 400تا 500 هزار شغل ايجاد کند عدد کمتري مي باشد.همچنين معدن نيازمند کارگران ماهر و نيمه ماهر مي باشد و منافع مستقيمش براي زنان،مناطق روستايي فقير،بي خانمان و.. کمتر مي باشد.
کشاورزي از چهار طريق مي تواند باعث ايجاد شغل بيشتر شود
الف-گسترش زمين هاي آبياري براي توليد غلات که تقريبا مي تواند بين 80-90هزار شغل ايجاد کند.
ب-آبياري زمين هاي قابل کشت براي توليد محصولات مي تواند 33 تا 60درصد شغل بيشتر در هر هکتار نسبت به حالتي که ديمي باشد ايجاد کند.
ج-کاشت محصولات باغي به جاي گندم مي تواند سه برابر يا حتي چهار برابر در استخدام افراد در هر هکتار بيشتر باشد.
د-حمايت دسترسي به اعتبار،بازارها،ترويج محصولات باغي با ارزش و توليدات فراورده هاي دامي و ايجاد فرصت براي مشارکت زنان
عمده ترين استراتژي و سياست هاي کشاورزي ملي
الف-توليد و بهره وري: افزايش توليد و بهره وري محصولات و دام از طريق تهيه تحقيقات بهتر و گسترش خدمات و ارتقاي استفاده از ورودي ها.هدف :حرکت افغانستان به سمت خودکفايي در محصولات کشاورزي و گسترش توليد محصولات نقدي براي مواه با تقاضاي داخلي و صادرات و بهبود عرضه تويلدات حيواني براي غذا و صنايع دستي.بهر حال دولت تمرکز خود را بر روي غلات و حبوبات و محصولات صنعتي ،باغباني علمي،دام داري،آبياري و حمايت از توليدات عشاير انجام داده است.
ب-بازسازي اقتصاد:  از طريق توسعه زنجيره ي ارزش
1-حمايت از توليدکنندگان،خرده فروشان و سازمان هاي تجاري
2-خدمات مالي براي توسعه کشاورزي
3-ارزش افزوده
4-کنترل کيفيت و امنيت محصولات کشاورزي وتوليدات   
5-بازاريابي و ارتباط بازار
6-اجاره زمين هاي کشاورزي

دیدگاه شما