صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۳ اسد ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

عوامل کم‌کاری در ادارات حکومتی

-

 عوامل کم‌کاری در ادارات حکومتی

کار در هر جامعهاي از جايگاه ويژه و خاصي برخوردار است. در بعضي اديان کار نه تنها به عنوان مجراي تأمين لوازم زندگي و استقلال اقتصادي و رهايي از وابستگي به بيگانگان ضروري و واجب است؛ بلکه به عنوان بهترين عبادت و مقدس ترين جهاد مورد تأکيد و سفارش قرار گرفته است. چنان چه کار در جاپان بهترين عبادت و مقدس ترين چيز محسوب مي شود. در عقيده ي مارکسيستها نيز همهي ارزشهاي اقتصادي از راه کار به وجود مي آيد و سرمايه هيچ نقشِي در ايجاد ارزش ندارد و آن را به کار مرده تعبير مي کنند؛ کاري که بي اثر است، مولد نيست.
کار، مشغلهاي است که انسان با صرف نيروي بدني يا فکري خود براي توليد کالايي يا انجام خدمتي تصدي مي کند و يا هم عبارت از فعاليتي است  که براي به دست آوردن مزد يا پاداش انجام شود.  تاثير و نقش کار و تلاش در زندگي مادي و معنوي غير قابل ترديد است، و از سوي ديگر، تلاش براي امرار معاش و نيز رفع نياز خود و ديگران از عوامل مهمِ تأمين کنندهي رفاه دنيا  و سعادت آخرت محسوب مي شود.
در افغانستان اما، از يکطرف بيکاري به يک معضل کلان اجتماعي و ملي تبديل شده است و از سوي ديگر در بسا موارد، کمکاري در ادارات حکومتي نيز نارضايتي شديد مردم را به بار آورده است. متاسفانه در ادارات دولتي کشور کمکاري به ميزان بالايي وجود دارد. شهروندان هميشه از روند خدمات رساني ادارات دولتي و طي مراحل پيچيده و طولاني کارهاي شان، شکايت دارند. ماموران اداري کاري را که مي توانند در طي چند ساعت انجام دهند، به فردا و روزهاي ديگر موکول ميکنند. بارها ديده شده است که يک امضا که بيش از يک دقيقه وقت را صرف نميکند، به ساعتها و روزها موکول گرديده است. بنابراين، در اين جا به شکل مختصر به بعضي از عوامل کم کاري در ادارت دولتي پرداخته ميشود.
1.      فرهنگ سنتي جامعه ي افغانستان: در فرهنگ افغانستان معمولا«زمان»، از اهميتي برخوردار نبوده است. توجه به موضوعاتي چون: به فکر فردا نبودن و دم غنيمت شمردن و نظاير آن و تکرار ابيات عيش و نوش در فرهنگ کهن اين سرزمين، مؤيد ادعاي فوق است. چنين انگارهاي باعث شده تا انسان افغاني، بسياري از اوقات و ساعات خود را صرف کارهاي غير ضروري و بي فايده کند. مانند اتفاقاتي که براي او در گذشته رخ داده، تعريف طنزها و چيزهاي بي مورد سياسي و اقتصادي.
2.      عدم تناسب تخصص با شغل: در کشور ما به دليل کم بود شغل از يک طرف و حاکم بودن روابط بر ضوابط در ادارات حکومتي از طرف ديگر، باعث شده تا نيروي جوانِ جوياي کار، به مجرد آنکه به يک فرصت شغلي مواجه مي شود، از ترس آن که ممکن است شغلي ديگري پيدا نتواند، آن را مي پذيرد. بنابراين شاهد آن هستيم که بسياري از افراد در مشاغلي مشغول به کار هستند که يا در آن زمينه از اشتياق و تخصص کافي برخوردار نبوده و يا تجربه ي لازم براي پيشبرد آن کار را ندارند. اين امر موجب مي شود که هم علاقه به شغل مربوطه کاهش يافته و عملا فرد مورد نظر، ارتباط عاطفي چنداني با شغل پيدا نکند و در نتيجه« رضايت» کافي از شغل خود نداشته باشد، و هم اين که بخشي از وقت افراد، مصروف يادگيري هاي ابتدايي مربوط به آن شغل شود.
3.      فربه بودن دستگاه حکومتي: به اعتقاد اکثر کارشناسان، دستگاه حکومتي و بروکراتيک افغانستان، دستگاهِ فربه، عريض و طويلي است. اين امر موجب شده تا عملاً بسياري از کارها در پيچ و خم هاي بي خود اداري پيچ و تاب خورده و مدت زيادي از وقت و زمان هدر رود. گاهي اوقات فرايند تأييد و تصويب يا اجراي يک موضوع در دستگاه بروکراسي کشور چندين ماه وقت صرف مي کند. از طرف ديگر اين مسأله باعث مي شود تا وقت اصلي کارمندان، صرف کاغذبازي ها و نامه نگاري هاي غيرضروري تلف شود. در نتيجه در چنين وضعيتي، کارهاي مهم ديگر انجام ناشده مي ماند. تورم تشکيلاتي در ادارههاي افغانستان،
4.      بالابودن ميزان تعطيلات: يکي از مشکلات و معايب مناقشه انگيز که ذهن بسياري را به خود مشغول ساخته است، بالابودن ميزان تعطيلات در کشور است. با توجه به ماده ي چهلم قانون کار، کارمندان ادارات حکومتي در هفته حداقل چهل ساعت بايد  کار کنند. حال آن که رخصتي روزهاي پنجشنبه و بعضي روزهاي مخصوص ديگر، ميزان تعطيلات را به مراتب بالا برده است. مبرهن است در جامعه به هراندازه که تعطيلات زياد باشد، علاقه ي انسان به کار کم ترشده و تنبل مي سازد و اين تنبلي به مرور زمان به عنوان عادت درآمده و افراد بيشتر به دنبال خوش گذراني و تفريح خواهند بود.
5.      عدم تعريف دقيق از وظايف: معمولاً در سيستم ادارات دولتي تعريف دقيق و تحليل واقعبينانه از جايگاهها و وظايف وجود ندارد. در بخشي از ادارات و واحدهاي کوچک آن، ميان صلاحيتها و مسووليتهاي پستها و مشاغل، تناسب متوازن برقرار نيست وهمينطور برخي از پستها مطابق نيازمنديهاي خاص اداره نميباشد. در چنين حالتي، به دليل آن که شرح وظايف نيروها دقيق و سنجش شده نيست، کارکنان يا دچار سردرگمي ميشوند و يا هم به انجام کارهايي ميپردازند که بهطور دقيق از مسووليتهاي اصليِ شغليِ وي نمي باشد.
همچنان تورم تشکيلاتي در برخي از ادارات کشور مشکل ديگري فراروي مؤثريت و کارايي شغلي است. در چنين وضعيت، کاري که مي تواند توسط يک فرد در مدت زمان هشت ساعت اداري انجام شود، عملاً با چندين نفر انجام مي شود. پس براي هريک از افراد، زمان کم تري صرف مي شود و افراد در بهترين حالت، فقط از يک دوم و يا يک سوم وقت خود استفاده مي کنند.
6.      نبود نظارت کافي و دقيق: يکي از بزرگ ترين و اصلي ترين مشکلات موجود، عدم نظارت کافي، دقيق و مستمر است. در کم تر دستگاه اداري، ما شاهد نظارت جدي و مؤثر بر اعمال و افعال افراد هستيم. ميزان نظارت مديران متوسط بر اقدامات کارمندان شان و همچنان ميزان نظارت مديران  سطوح عالي بر مديران متوسط و پاييني بسيار ضعيف و يا هم غيرمؤثر است. ارزش يابي نيروها که يکي از موضوعات مهم در هر  سيستم پويا محسوب مي شود، در ادارات دولتي کشور يا وجود ندارد و يا کم رنگ است. به همين دليل به شکل دقيق تفاوت چنداني ميان افراد و نيروهاي خوب، بد و متوسط سازمان ها و نهادهاي بروکراتيک وجود ندارد.
7.      نبود مکانيسم تشويق و تنبيه: تشويق و تنبيه که يکي از اصول اساسي مديريت است در سيستم اداري کشور به طور دقيق به چشم نمي خورد. فردي که از ساعات خود به نحو بهتري استفاده کرده و با جديت بيشتري مشغول کارهاي خود شده و هم چنين مأموريت هاي محوله را در مدت زمان کم تري انجام ميدهد، به همان ميزان حقوق مي گيرد که يک فرد تنبل و کم کار. همين مسأله موجب مي شود فردِ پُرکار به دليل آن که تصور مي کند که از نظر مدير، تفاوتي بين او و فرد کم کار وجود ندارد، در طولاني مدت، تبديل به يک فرد کم کار مي شود.
با توجه به عواملي که يادآوري گرديد، نياز است تا دولت در بخش اصلاح اداره، جديتر و مسوليتپذيرانهتر از پيش، اقدام نمايد و ادارات حکومتي را به ادارات فعال، کارا، مفيد و مؤثر تبديل کند. تا باشد خدمات بهتر را براي شهروندان ارائه نموده و رضايت و همکاري آنان را در امر حکومتداري کسب نمايد.

دیدگاه شما