صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۶ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

زنان افغانستان و ضرورت گفتمان فراگیر

-

زنان افغانستان و ضرورت  گفتمان فراگیر

در دو دهة اخير، زندگي زنان در افغانستان دستخوش تغييرات زيادي بوده است و اتفاقات متفاوت و گاهي متضاد در زندگي زنان افغانستان پيش آمده است. تجربياتي همچون محبوس ماندن و دوري از آموزش‌هاي عمومي در بيست سال پيش تا حضور گسترده در مدارس و مراکز آموزش عالي در سال‌هاي اخير و يا نقش کمرنگ اجتماعي در سال‌هاي پيش و حضور در سطوح بالاي مديريتي در اين سال‌ها. اين تغييرات که به تبع تغييرات سياسي و مديريتي پيش آمد، در ابتدا ما را نسبت به بهبود وضعيت زنان اميدوار ساخت. ورود به سيستم آموزشي، نويدبخش آيندة روشن بود و اشتغال هرچند محدود زنان، ما را به بهبود معيشت زنان و خانواده اميدوار ساخته بود. زنان افغانستان توانستند با توجه به فضاي نسبتاً مناسب سياسي و با تبعيض مثبتي که توسط جامعة جهاني اعمال مي‌شد، به مجلس سنا و مجلس شورا راةابند و تا سطح وزير ارتقا درجةابند
اميد به آينده، باعث شد تا دختران بيشتري درس بخوانند، شغل بيابند و مطالبات خود را از جامعه و سياست‌مداران و حقوق‌نويسان کشور مطالبه کنند. سرعت گرفتن مطالبات بر تغييرات واقعي در جامعه باعث مي‌شود که روحية سرخوردگي در بين زنان تقويت شود. زنان به‌سرعت با مفاهيمي چون استقلال، درآمد، فردگرايي و ... آشنا مي‌شوند و آن را از جامعة خود مطالبه مي‌کنند، بدون اينکه تغييرات بنياديني در جامعه اتفاق افتاده باشد. قوانين زيادي براي بهبود وضعيت زنان وضع شده‌است؛ ولي هنوز روحية پذيرش و اجراي آن‌ها وجود ندارد. بايد پذيرفت که توسعه در ضمن تغييرات در بخش‌هاي مختلف سياسي و اجتماعي و حقوقي انجام مي پذيرد. تغيير در وضعيت زنان و توسعة فرهنگي نيز از قاعدة کلي مستثني نيست و نمي‌توان فقط با ايجاد تغيير در سطح آموزشي زنان و احيانا تغيير در سطح درآمدي زنان، به تحولات عظيم در وضعيت زنان رسيد. اين وضعيت مي‌تواند براي ما حتي خطرآفرين باشد و شاهد پرورش نسلي از دختران باشيم که از خانواده و بدنة جامعه جدا شده اند و مطالباتي در ذهنشان شکل گرفته است که فضاي عمومي آنها را نمي فهمد و درکي از آن مطالبات ندارد. اين دختران دچار احساس طردشدگي از بدنة اصلي جامعه خواهند کرد. کما اينکه آثار اين سرعت گيري مطالبات زنان و کندي حرکت بدنة جامعه را در اقدامات اعتراضي زنان همچون خودسوزي و فرار از خانه مي‌توان ديد.
اگر بخواهيم بين سرعت آموزش به دختران و سرعت فهم بدنة جامعه، تناسب ايجاد شود و اندک اندک به توسعة فرهنگي برسيم، ناچاريم همزمان تغييراتي در وضعيت آموزش همگاني، سياست هاي کلي کشور و قوانين عمومي ايجاد کنيم وگرنه شاهد ايجاد گسست بين زنان تحصيلکرده و بدنة اصلي جامعه خواهيم بود.‌ شواهدي از اين گسست در عدم حمايت بسياري از زنان از مطالبات فعالان مدني و حقوق زن است.
براي ايجاد تغييرات اساسي، بايد به دو عنصر بسيار مهم توجه کنيم:
1. ايجاد مطالبات عمومي در زنان و مردان؛
2. حضور زنان و يا نمايندگان همسو با جريان «بازخواني وضعيت زنان» در مناصب مديريتي و تاثيرگذاري در سياستگذاري کلان؛
اگر مي‌خواهيم تغيير مثبتي در وضعيت زنان افغانستان ايجاد کنيم و شاهد حضور مؤثر آنان در خانواده و جامعه باشيم و شاهد کاهش اموري همچون خشونت‌هاي بنيادين عليه زنان باشيم، بايد بتوانيم ارزش‌هاي انساني و اسلامي را به صورت مطالبات عمومي جامعه در آوريم؛ طوري که نه تنها زنان، بلکه مردان جامعه هم به آنها فکر کنند و به تدريج عمل کنند. اگر همه با هم مرد و زن به طور نمونه به ثمرات منفي خشونت عليه زنان پي ببرند و يا از آثار منفي بي سوادي زنان بر جامعه مطلع باشند، به تدريج از طرح‌ها و برنامه‌هايي حمايت مي‌کنند که در جهت رفع اين معضلات باشد و اصطلاحا مطالبة عمومي از سياستگذاري کلان، در جهت بازخواني وضعيت زنان خواهد بود. نه اينکه فقط قوانين را تغيير دهيم و يا يک سري مفاهيم را بدون بومي‌سازي وارد فضاي فکري زنان جامعه کنيم.
از طرف ديگر، دستيابي زنان به مناصب مديريتي کلان و تأثيرگذاري جدي آنها بر تصميمات دولتي مي‌تواند به تسريع آنچه فرهنگ‌سازي خوانده مي‌شود، کمک مي‌کند. اين مسئله نيازمند حمايت زنان از يکديگر و اعتماد به کديگر است.
به نظر مي‌آيد که براي اين منظور و براي جلب حداکثري حضور زنان در پروسة بازخواني وضعيت زنان، نيازمند به ايجاد فضايي براي «گفتمان» هستيم. گفتماني که در آن از تمام گروه‌هاي زنانه، از جمله گروه‌هاي مذهبي متفاوت، گروه‌هاي قومي و نژادي و طيف‌هاي متفاوت فکري حضور داشته باشند تا بتوانند ضمن تفکيک مطالبات واقعي زنان افغانستان از مطالبات غير واقعي، با فرستادن نماينده يا نمايندگان و نظارت بر روند انجام مطالبات زنان، از عزم قطعي دولتمردان بر پاسخگويي به زنان جامعه مطمئن شوند.
آنچه در حال حاضر در جريان مدافع حقوق زن در فضاي سياسي و اجتماعي ما حضور دارد، نمي‌تواند از همة زنان افغانستان نمايندگي کند؛ زيرا فاصلة معناداري در ادبيات گفتماني آنها و مطالبات و خواسته‌هاي روزمرة زنان افغانستان وجود دارد. به طور نمونه اين جريان بر آزادي‌هاي فردي تمرکز جدي دارد و بروز آن را با رفتارهاي خود پيگيري مي‌کند، در حالي که زنان ما، در برخي مناطق هنوز از حقوق اوليه‌اي چون تحصيلات عمومي و سواد خواندن و نوشتن و يا کسب مهارت‌هاي ابتدايي محروم‌اند و آشنايي با مفاهيم دنياي مدرن ندارند. اين همان عدم تناسب سرعت تغييرات در بدنة جامعه با برخي قوانين ظاهري است.
گفتمان فراگير و حداکثري بين زنان افغانستان که در آن حضور زناني از گروه‌هاي فکري متفاوت تضمين شود، مي‌تواند ضمن ايجاد فضاي همدلي، بر تسريع تطابق قوانين و فضاي کلي جامعه تأثير مثبت بگذارد؛ زيرا اين گفتمان فراگير مي‌تواند ادعا کند که نمايندة بخش عظيمي از زنان افغانستان است. بايد دانست با کمک فضاي مجازي و ايجاد گفتگوهايي هر چند اندک بين زنان تحصيل‌کرده، شبکه‌اي از زنان در حال شکل‌گيري است و التزام به اخلاق گفتگو و همپذيري مي‌تواند کمک کند تا ما زنان افغانستان بدون نفي يکديگر، از هر دين، مذهب، نژاد، قوم و زبان به مطالبات اساسي‌مان بپردازيم و برنامه‌اي متناسب و بومي براي بهبود وضعيت مان طرح‌ريزي کنيم.

دیدگاه شما