صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۶ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

آشفتگی درس‌نامه‌های ریاست تربیه‌معلم

-

آشفتگی درس‌نامه‌های ریاست تربیه‌معلم

رياست تربيه معلم يکي از بخش‌هاي بزرگ آموزشي در کشور است که سالانه ده‌هاهزار فارغ‌التحصيل تقديم جامعه مي‌‌نمايد. اين نهاد آموزشي آن‌چنان که از نامش پيداست بايد معلمان متخصص و مسلکي تربيه کند. معلماني که مباحث تعليم وتربيه و روان‌شناسي تربيتي را با مهارت‌هاي دانشي رشته‌ي شان به صورت همه‌جانبه و دقيق فرا بگيرند. چون اين دانشجويان به عنوان معلم متخصص که سرنوشت کودکان اين سرزمين به دست شان رقم مي‌خورد، وارد جامعه مي‌گردد.
دست‌يافتن به چنين معلمان متخصص و مسلکي، نيازمند يک برنامه‌ي درسي منظم، دقيق و به‌روز است تا اين‌که چنين امري دست‌يافتني شود و معلمان فرداي کشور ما، با دانش، متخصص و مسلکي بار آيند؛ اما آن‌چه از لابلاي مواد درسي و درسنامه(چپتر)‌هاي رياست تربيه معلم فهميده مي‌شود، چنين نيست. پراگندگي محتواي جزوه‌هاي درسي و تکرار بي‌مورد آن جزوه‌ها، حکايت از نامنظم بودن و سرگشتگي برنامه‌ي درسي اين نهاد آموزشي مي‌نمايد. براي اين که تصور نشود که نگارنده ادعاهاي محض دارد و بي‌سند حرف مي‌زند، چند نمونه‌ي عيني از آشفتگي درسنامه‌هاي رياست تربيه معلم را ذکر مي‌کنم تا شما منصفانه با اين موضوعات برخورد نموده  و عادلانه  قضاوت کنيد:
1- در جزوه‌ي درسي «متون نظم و نثر» سمستر اول ديپارتمنت دري از صفحه‌ي 38 الي صفحه 55، پيرامون مکتب‌ها يا سبک‌هاي ادبي دري(مکتب خراساني، مکتب بينابين يا عهد سلجوقي، مکتب عراقي، مکتب هندي و مکتب ادبي جديد) با تمام ويژگي‌هاي فکري، زباني و ادبي آن بحث شده است؛ يعني 17 صفحه تمام راجع به سبک‌ها و دوره‌هاي ادبي شعر دري حرف زده‌ شده است. هم‌چنان در جزوه‌ي درسي «ادب شناسي» سمستر چهارم همين ديپارتمنت دري از صفحه 19 الي 28 بازهم درباره‌ي همين مکتب‌ها و ويژگي‌هاي آن سخن رفته است. به کدام سبب موضوعي که دانشجويان در سمستر اول خوانده است، دوباره در سمستر چهارم با همان کيفيت مطرح مي‌شود؟ مزيت اين تکرار چيست؟
2- در جزوه‌ي درسي «دستور زبان دري» سمستر اول ديپارتمنت دري، از صفحه 32 راجع به واژک‌شناسي، واژک و هجا، واژک يا تک‌واژ، انواع واژک(واژک‌هاي آزاد و بسته)، واژه و انواع آن از نگاه شکل و معنا(اسم و انواع آن، صفت، قيد وفعل) به صورت مفصل بحث گرديده است. هم‌چنان درجزوه‌ي درسي«مبادي زبان شناسي» که براي همين سمستر اول ديپارتمنت دري است از صفحه 56  الي 74 بازهم دقيقا همين موضوعات با همان کيفيت و بي‌هيچ سخنِ نو، مطرح شده است.  بخش‌هاي ديگر اين جزوه‌ي درسي که شامل عبارت، گفته، فقره و جمله است در «دستور زبان دري»  سمستر دوم همين ديپارتمنت گنجانيده شده است. با اين وضع اگر بخش‌هاي ياد شده را از اين جزوه درسي برداريم چيزي از درسنامه‌ي «مبادي زبان شناسي» باقي نمي‌ماند. معلوم مي‌شود که موضوعات اين جزوه‌ي درسي کاملا تکرار است. همه‌ي موضوعات اين درسنامه در جزوه‌هاي ديگر بحث و بيان شده است. بنا بر اين چه نيازي براي تکرارِ اين موضوعات در جزوه درسي مبادي زبان شناسي است؟
3- در حزوه درسي «تاريخ ادبيات دري» براي سمستر دوم، گذشته از موضوعات ديگر زندگي‌نامه‌ي شاعران چون رودکي، مولانا جلال الدين محمد بلخي، فرخي، عنصري، منوچهري، سنايي، انوري، خاقاني، نظامي، مسعود سعد و ديگران بررسي شده است. هم‌چنان کتاب‌هاي مقدمه شهنامه منثور ابومنصوري، تاريخ بيهقي و چند اثر ديگر معرفي گرديده است. در جزوه درسي «متون نظم و نثر» همين سمستر، بازهم درباره‌ي زندگينامه ي همين شاعران معلومات داده شده است. مي‌شد که در اين درسنامه‌ي متون نظم و نثر زندگي‌نامه را تکرار نمي‌کرد و صرف نمونه‌هاي کلام شاعران را مي‌آورد و به تحليل و تاويل آن مي‌پرداخت؛ ولي چنين نشده، زندگي‌نامه‌ي شاعران در اين جزوه باز هم تکرار شده است. و کتاب‌ها هم به صورت مکرر معرفي شده.
در هرسه مورد يادشده معلوم شد که موضوعات درسي به صورت مکرر و بي‌هيچ تغيير کيفي در جزوه‌هاي درسي رياست تربيه معلم بسيار زياد است. اين نمونه‌ي ارايه شده، تنها يک بخش آن است که شامل ديپارتمنت زبان و ادبيات دري مي‌گردد؛ ولي حکايت از يک پراگندگي عظيم برنامه‌ي درسي در داخل اين نهاد آموزشي مي‌نمايد.  حالا سوال اين است که تکرار اين موضوعات به آن شکلي که هست چه لزومي دارد؟ چرا چنين تکراري به صورت وافر در جزوه‌هاي درسي رياست تربيه معلم وجود دارد؟ پاسخ اين پرسش‌ها روشن است. تکرار بي مورد مطالب و موضوعات دردوجزوه‌ي درسي يک سمستر که در عين زمان خوانده مي‌شود، هيچ بهبودي در درس و برنامه‌هاي درسي نمي‌آورد؛ بلکه باعث دل‌گيرشدن و فروکش‌نمودن حس کنج‌کاوي دانشجو مي‌گردد. به دليل اينکه دانشجو به محض ديدن مطلب تکراري با خودش مي‌گويد اين موضوع را مي‌دانم.  ديگر لزومي نمي‌داند که به تفکر در آن مورد بپردازد. فرض کنيد شما يک کتاب به نام «الف» مي‌خوانيد و مطلبي را از داخل اين کتاب فرا مي‌گيرد. بعد کتاب ديگري به نام «ب» در همان زمان مي‌خوانيد، باز همان مطلب را که در داخل کتاب «الف» خوانده ايد باز در کتاب «ب» مي‌بينيد؛ آيا انگيزه‌ي دوباره‌خواندن آن مطلب براي شما مي‌ماند؟ چرا موضوعي را که يک بار خوانده ايد دوباره بخوانيد؟
گذشته از اين تکرار، کهنه‌گي برنامه‌‌هاي درسي و درسنامه‌هاي اين نهاد نيز جاي نگراني دارد. از آن‌جايي که سالانه مليون‌ها موضوع علمي کشف و به دنياي علم اضافه مي‌شود؛ به همين دليل درسنامه‌هاي دانشگاه‌ها و دارالمعلمين‌ها نيز بايد به‌روز و مطابق به دانش روز باشد. تا آنجا که من مي‌دانم جزوه‌هاي درسي رياست تربيه معلم هيچ تغيير و تبديل ندارد. از چندين سال به اين سو فقط همين جزوه‌ها است که بي‌قيد‌وشرط تدريس مي‌گردد. با گذشت چندين سال اين درسنامه‌ها با محتواهاي موجود شان حيثيت متون مقدس را پيدا نموده است که بي هيچ تغييري تدريس مي‌گردد.  چيزي جالب‌تر از آن اين‌که هرگاه کسي بخواهد مواد درسي به‌روزتر را در صنف تدريس نمايد به شدت با مخالفت مسوولان روبرو مي‌شود. دليل شان هم اين است که درسنامه‌هاي رياست تربيه‌معلم کريکولم تثبيت شده است و کسي نمي‌تواند پا از آن فراتر بگذارد؛ حتي اگر مليون‌ها اتفاق جديد در دنياي علم رخ بدهد.
اين‌ها نشان مي‌دهد که از يک طرف سيستم خيلي کارا و دقيق در برنامه‌هاي درسي رياست تربيه معلم وجود ندارد و از طرف ديگر سيستم ارزيابي و نظارت که بتواند اين موضوعات را به شکل منظم بررسي نموده و آسيب شناسي کند، جايش خالي‌ست. اگر وجود مي‌داشت وضعيت جزوه‌هاي درسي به‌گونه‌اي که هست، نمي‌بود. اميد مي‌رود که رياست تربيه معلم در اين زمينه توجه نموده و به بازبيني و به‌روزسازي محتواي جزوه‌هاي درسي آن رياست، بپردازند. تا باشد به کاروان دانش نوين پيوسته و مثل امروز با دانش و دنياي مدرن اين قدر غريب و بيگانه نباشيم.

دیدگاه شما