صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

پنجشنبه ۲۹ سرطان ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

صلح و جامعه پایدار

-

صلح و جامعه پایدار

بخش اول
صلح، عدالت و جامعه پايدار، يکي از شعارها و اهداف اصلي سازمان ملل متحد براي توسعه پايدار و يکي از محورهاي اصلي سمپوزيم ملي جوانان افغانستان بود که در تاريخ (1/2/1396) مورد توجه، تحليل و بررسي اين سمپوزيم قرارگرفت. به نظر ميرسد که مقوله صلح پيش از آن که مقوله سياسي يا حقوقي باشد، مساله فرهنگي، فکري و ذهني است که بربنياد عقبه‏هاي معرفتي خاص استوار گرديده و به شکل رفتارهاي اجتماعي، سياسي و حقوقي در عينيت جامعه ظهور و بروز مينمايد. اين مفهوم وقتي وضاحت و روشني بيشتر مييابد که در مقايسه با خشونت و ناپرهيزي هاي سياسي، اجتماعي و حقوقي مورد مطالعه و واکاوي قرار بگيرد.
خشونت و به تبع آن کشتار و ويراني، خود بازتاب و جلوه هاي از حالت ذهني و فکري اشخاص يا جوامع است که رسيدن به اهداف اقتصادي، سياسي، اجتماعي و در نتيجه دست يافتن به آرمان هاي زندگي و حيات خويش را درگرو اِعمال خشونت و نفي يا کم تواني ديگرا ن جستجو ميکند. ديگران را بايد به کشتار ببندد تا خود به آن موقعيت برسد، ديگران را از عرصه ها و موقعيت ها بايد حذف کند تا خود درآن موقعيت تکيه زند، ديگران را حذف کند تا موقعيت هاي جديدي که حتي هيچ تصادمي با اشخاص ديگر ندارد، بدست بياورد.
اين وضعيت در ديدگاه هاي اشخاص و جوامع خشونت ورز، وقتي با کاميابي و خلاقيت قرين مي شود که بنيادهاي معرفتي و اخلاقي براي رفتارهاي خشونت آميز شان تمهيد و تيوريزه نمايد. از همين روي برخي از نحله هاي تفکر ديني، دسته بندي هاي کلاميي چون؛ مسلمان و کافر، موحد و مشرک، غالي و ناصبي و ... را به عنوان تيوري اصلي خشونت در جوامع مسلمان تدارک و تمهيد نموده و رفتارهاي خشونت ورز را توجيه پذير ساخته است.
هم جهت با مطالعه تطبيقي دو مفهوم صلح و خشونت به اين نتيجه نيز مي رسيم که صلح بعنوان يک نياز راهبردي، زمانِ به اهداف اخلاقي و انساني خود دست مي يابد که زمينه هاي ذهني، فکري و تيوريکي آن مهيا گرديده و جامعه با ويژگي ها، اهداف و دست آوردهاي آن آشنايي يافته و از عقبه هاي تيوريکي، استدلالي و اخلاقي لازم برخورد ار گردد. آموزش و ترويج ارزش صلح و زندگي مسالمت آميز همراه با استدلالهاي اقناعي، فکري و اخلاقي، ميکانيزمِ هرچند دراز مدت ولي موثر و بنيادي است که مي تواند زمينه هاي صلح و زندگي مسالمت آميزرا فراهم و ريشههاي خشونت و ويرانگري را از بنياد ريشه کن نمايد. معطوف به همين هدف، تحول و ايجاد تغير در نوع ديدگاه ها، تفکر و ذهنيت اشخاص و جوامع خشونت گرا در دو سطح ضروري به نظر مي رسد. يکي در سطح آموزش هاي عمومي و ديگري در سطح آموزش هاي مسلکي و تخصصي.
در سطح آموزش هاي عمومي؛ ابتدا ضروت است تا حوزه هاي تعليماتي کشور تحت چتر و پوشش آموزشي قرار گرفته و با نظارت دقيق برمحتواي متون تعليماتي، راهبردهاي دراز مدت ايجاد صلح طراحي و اجرا شود. اين مرحله شايد از حساس ترين مراحل نهادينه کردن صلح و ايجاد جامعه مسالمت جو و پايدار باشد که ذهنيت صلح آميز را صورت بندي نموده و وجود تفکر صلح مدار و مسالمت آميز را پايه ريزي مي‏نمايد. در مرحله بعدي، نظارت دقيق برنصاب تعليمي و محتواي متون تدريسي است که فرايند ايجاد يک جامعه صلح مدار را سرعت خواهد بخشيد. تعيين و گنجاندن آموزه صلح، در نصاب تعليمي در دوره هاي ابتداييه، متوسطه و ليسه شايد يکي ازموثر ترين راه هاي باشد که سامان اجتماعي صلح مدار کشور ما را تاسيس و تضمين مي نمايد، از همين روي ضرورت است که صلح، بعنوان يکي از محورهاي راهبردي، در تمامي گرايش هاي تدريسي دورهاي ابتداييه، ثانويه و ليسه گنجانده شود. گرايش و سر فصل هاي چون؛ تاريخ، اجتماعيات، علوم ساينسي، جغرافيا و بخصوص ثقافت و علوم ديني از ظرفيت‏هاي است که مي تواند تهداب يگ جامعه صلح مدار را بنياد گذاشته و تحول بنياديني را در جهت زندگي مسالمت آميز درکشور پايه ريزي نمايد.
در اين ميان اما؛ ثقافت و علوم ديني از بهترين ظرفيت‏هاي تدريسي است که کليدي ترين مفاهيم صلح جويانه را با پشتوانه تيوريکي شريعت در خود جا داده و ذهن و ضمير جامعه محصل کشور را تحت تاثير قرار خواهد داد. اين قسمت ازآن جا اهميت مي‏يابد که تمامي يا اکثر خشونت هاي ملي و بين المللي با پشتوانه و عقبه هاي تيوريکي شريعت راه اندازي گرديده و جامعه بشري را به دهشت، ويراني و پريشان حالي هاي رواني و ذهني کم سابقه اي آلوده کرده است. به همين ميزان تاثيرگذاري آموزههاي صلح جويانه شريعت در جهت ساختن ذهن و تفکر صلح آميز و ايجاد جامعه پايدار را نمي توان انکار کرد. لذا ضروري است که حکومت افغانستان به ويژه وزارت هاي معارف و ارشاد و حج و اوقاف و کمسيون مستقل حقوق بشر  و ديگر نهادهاي مرتبط، کميته اي متشکل از دانشوران علوم اجتماعي، تربيتي، روانشناسي و بخصوص علوم ديني را تدارک نموده و با هزينه‏هاي لازم و کافي، بررسي و تمهيد ظرفيت هاي آموزش صلح را در دوره هاي ابتداييه، متوسطه و ليسه کشور در دستور کار خويش قرار دهد. بديهي است اگر چنانچه پاليسي ها و برنامه ريزي هاي دراز مدت و راهبردي طراحي و اجراء نشود ثبات و امنيت کشور براي هميشه دچار خشونت هاي دوره اي خواهد بود که صلح، توسعه و حيات اجتماعي براي هميشه به مخاطره خواهد انداخت.

دیدگاه شما