صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

پنجشنبه ۷ ثور ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

چند پرسش ازشاهد همیشه حاضر

-

چند پرسش  ازشاهد همیشه حاضر

يک روز پس از اظهارات حامد کرزي رييس جمهور سابق افغانستان در واکنش شديد به پرتاب مادر بمب ها، داکتر رنگين دادفر سپنتا، مشاور امنيت ملي او نيز با نگارش مقاله اي در روزنامه هشت صبح سعي کرده است، اظهارات تند او را توجيه کند. نگارنده که با قلم و بيان داکتر سپنتا کم و بيش آشنايي دارد، اين مقاله را ضعيف ترين مقاله او در طول حيات سياسي و علمي اش مي دانم. اين مقاله نه تنها به لحاظ ساختار نگارشي و بهم بافتن آسمان با ريسمان، بلکه از لحاظ منطق گفتاري و محتوايي نيز سخت آشفته است.
داکتر سپنتا در يادداشت خود که با عنوان «سکوت خيانت است من اعتراض ميکنم» نوشته است: « علت اصلي کار گيري از اين بمب هر چه ميخواهد باشد، از منظر مردم افغانستان هيچ دليل اخلاقي، سياسي و نظامي براي استفاده از اين سلاح مخوف در کشور ما وجود ندارد. مردم افغانستان حق دارند تا با ابراز واکنش شديد و گسترده عليه اين اقدام نيروهاي ايالات متحده و همدستي حکومت افغانستان با آنها و تمام آناني که از اين اقدام جنايتکارانه حمايت ميکنند، صداي اعتراضشان را بلند کنند و من اعتراض ميکنم.»
تناقض در کلام او موج مي زند. وقتي در توجيه اعتراض خود به آموزه هاي مکتب انتقادي فرانکفورت و نيز به جمله اي از برتولد برشت استناد مي کند و موافقان حمله بر داعش را تهي مغز مي خواند، معلوم مي شود که شخص داکتر نيز اگر خرد انتقادي مي داشت، حداقل براي مردم خسته از جنگ و ستم هاي داعش نيز حرمت مي گذاشت.
جالب اين است که بر خلاف گفته هاي آقاي سپنتا تا کنون بجز حامدکرزي، طالبان و البته دولت پاکستان کسي ديگري در اين مورد واکنش شديد نشان نداده است. از رسانه هاي افغانستان گرفته تا اعضاي نهادهاي مدني، از افراد عادي گرفته تا مقامات دولتي، همگي به نحوي از اين اقدام حمايت کرده اند و از نابود شدن يکي از مهم ترين پايگاه هاي داعش خشنود گرديده اند. از نگاه آقاي سپنتا هنوز يک شخص معادل «مردم افغانستان» محسوب مي شود.
اکنون مقاله سپنتا، آن جمله مشهور را به ياد مي آورد که به نحوي تبديل به يک طنز در محاورات عمومي شده است: «سپنتا شاهد است.» اين جمله زماني سر زبان ها افتاد و تبديل به يک طنز اجتماعي شد که رييس جمهور پيشين در يک کنفرانس خبري چندين بار براي صحت مدعيات خود به داکتر سپنتا استناد کرد و مرتب او را شاهد مي کشيد.
اکنون پس از اظهارات تند رييس جمهور سابق افغانستان داکتر سپنتا يک بار ديگر شاهد برآمده است و نشان داده است که او هميشه بر کارها و رفتارها و حتي گفتارهاي حامد کرزي شاهد است.
اکنون که داکتر سپنتا خود به ميدان آمده و بر صحت گفته هاي اخير حامد کرزي شهادت داده است، بهتر است از او در باره تصميمات حکومت وقت در مورد مقابله با تروريست ها، مصايب مردم در اثر حملات انتحاري و تروريستي و نيز در باره دلايل تقابل حکومت قبلي با همکاران بين المللي خود نيز شهادت بخواهيم. از او بخواهيم که چرا رييس جمهور کرزي تروريست ها را برادر ناراضي خطاب کرد و بارها تاکيد کرد که انها نيز افغان هستند و بايد براي شان مجال داده شود تا در افغانستان زندگي کنند؟ پرسش اين است که آيا مردم افغانستان مجال را از تروريست ها گرفته بود يا تروريست ها مجال زندگي را از مردم سلب کرده اند؟ آيا وقتي طالبان به شکل گروهي از زندان هاي افغانستان رها مي شدند و آن همه انتقاد از عملکرد حکومت صورت مي گرفت، گوشي براي شنيدن پيدا مي شد؟ علي رغم آگاهي حکومت از پلان هاي تروريستي که در خاک کشور همسايه ما پاکستان طراحي مي شد، نزديکي افغانستان به پاکستان چه معنايي داشت؟ به بهانه مذاکره با طالبان و پروسه صلح، ميليون ها دالر پول با دست بسيار باز مصرف گرديد، چه نتايجي براي مردم افغانستان داشت؟ آيا اکنون بعد از سال ها مصرف بودجه و وقت کشي و حيات بخشيدن دو باره به تروريست ها چيزي ديگري براي مردم افغانستان حاصل شد؟ با تمام جنايت هايي که در طول سال ها از سوي طالبان و گروه هاي تروريستي عليه مردم افغانستان صورت گرفت و علاوه بر تخريب زيربناهاي اقتصادي کشور و قرباني شدن هزاران انسان، چند نفر تروريست در اين سال ها محاکمه شدند و به سزاي اعمال خويش رسيدند؟ هر زمان که حمله اي بر مواضع طالبان صورت مي گرفت و يا تا کنون صورت مي گيرد، فرياد آقاي کرزي بلند مي شود. اما تنها در سال گذشته چندين حمله مرگ بار بر مردم تنها در کابل صورت گرفت، آيا چنان واکنش تندي از سوي ايشان صورت گرفت؟ چرا حمله بر تروريست ها رييس جمهور کرزي را عصباني مي کند، اما حمله بر مردم بي دفاع و ملکي برايش نا راحت کننده نيست؟
اکنون که مناسبات افغانستان با دنيا و کشورهاي همکار کمي بهبود يافته است و کشور ما تازه جايگاهي در سياست جهاني کسب کرده است، چرا بايد جلو ترميم دوباره آن گرفته شود؟
نگارنده به اين فکر است که او در فکر ساماندهي حمايت هاي منطقه اي و بين المللي از تيم انتخاباتي خويش در دور بعدي انتخابات رياست جمهوري است. آيا کليد زدن به چنين تنش هايي در کشوري که پر از تنش و جنجال است کمي زودهنگام نيست؟
مواردي که گفته شد، بخشي از پرسش هايي است که يک شهروند عادي مي تواند از مشاور امنيت ملي رييس جمهور کرزي بپرسد. اما آيا او پاسخي براي اين پرسش ها خواهد داشت؟ منتظر مي مانيم.

دیدگاه شما