صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۶ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

ناکارآمدی پایان نامه‌های دانشگاهی

-

ناکارآمدی پایان نامه‌های دانشگاهی

نوشتن پايان نامه‌ي تحصيلي، رسم معمول در تمام دنيا است. دانشجويان در سراسر جهان هنگامي که درس شان را به پايان مي‌رسانند، براي اثبات مهارت و يا دانشي که فرا گرفته اند، به نگارش پايان نامه وا داشته مي‌شوند. با نوشتن پايان نامه دانشجو عملا نشان مي‌دهد که دانش يا مهارتي را يادگرفته و حالا مي‌تواند با اين مهارت به خود و جامعه اش کمک کند. شايان ذکر است که در کشور‌هاي ديگر، نگارش پايان نامه به اساس روش علمي و تحقيق دقيق و هدفمند انجام مي‌شود.
نگارش پايان نامه در دانشگاه‌ها، دارالمعلمين‌ها و انستيتوت‌‌هاي افغانستان خيلي متفاوت است. انگيزه‌ي پژوهش و نگارش پايان‌نامه به اساس روش علمي يک بحث غريب و بيگانه در دانشگاه‌ها و دارالمعلمين کشورما است. نگارش پايان نامه‌ي علمي با معيار‌هاي جهاني در دانشگاه‌هاي کشور ما وجود ندارد و اگر باشد هم خيلي اندک است. اکثر  دانشجويان همان پايان نامه‌هاي غيرعلمي و سراپا کنده را هم خود شان‌ تهيه نمي‌کنند. دانشجويان بيش از پيش در تلاش خريدن يک پايان نامه هستند تا بتوانند خودشان را به هر نحوي ممکن از اين مرحله عبور دهند.
خريد و فروش پايان نامه در داخل دانشگاه به يک امر معمول و عادي تبديل شده است. در فصل خزان آگهي‌هاي که براي دانشجويان پايان نامه تهيه کنند به دروازه‌ي هر دانشگاه و دانشکده نصب مي‌شوند و از فروش و تهيه‌ي پايان نامه براي دانشجويان مژده مي‌دهند. بنابر اين تعداد زيادي از دانشجويان پايان نامه‌هاي شان را خريداري مي نمايند و به خود شان زحمت تحقيق را نمي‌دهند. وقتي اين پايان نامه ها با چالشي روبرو نمي‌شوند و بي‌هيچ سخني پذيرفته مي‌شوند؛ بنابر همين دليل روند خريد و فروش پايان نامه‌ي تحصيلي روز به روز پر رنگ‌تر مي‌گردد. تبادله پايان نامه‌ها بين دانشجويان دانشگاه‌هاي کشور نيز يک امر معمول شده است. پايان نامه‌ي که يک بار در دانشگاه کابل نوشته شده است، در چندين دانشگاه ديگر نيز فرستاده مي‌شود و بي‌هيچ مشکلي به عنوان پايان نامه‌ي تحصيلي قبول مي‌شود.
محتواي پايان نامه‌ها بيشتر شان، واقعا با جهان دانش بيگانه است. پژوهش در يک رشته ويا يک موضوع به اين سبب صورت مي‌گيرد تا پديده‌ي مجهولي، معلوم گردد يا يک پديده‌ي ناشناخته، شناخته شود و زاويه‌ي تاريک يک موضوع روشن شود. با اين پيش‌فرض ها پژوهنده يک تحقيق منظم و هدفمند را انجام مي‌دهد و در نهايت با روشن نمودن يک پديده‌ي ناروشن به دنياي علم خدمت و کمک مي‌کند. تاريکي‌يي را روشن مي‌سازد. راهي را نشان‌مي دهد که کسي آن راه را نديده و نرفته است؛ اما در افغانستان نگارش پايان نامه به اين سبک و سياق يا هيچ نيست يا خيلي کم است. در سرزمين ما دانشجويان با نوشتن پايان نامه‌هاي شان به سوي ناشناخته‌ها نمي‌روند؛ بلکه شناخته‌ها را تکرار مي‌کنند. سخني‌ نو در عرصه‌ي دانش نمي‌زنند؛ بلکه گفته‌هاي ديگران را طوطي‌وار بيان‌ مي‌نمايند. به سوي يک مجهولي به غرض معلوم کردن آن گام بر نمي‌دارند؛ بلکه پا جاي پاي ديگران مي‌گذارند. به طور نمونه کسي پيرامون « عشق در مثنوي مولانا» پايان نامه مي‌نويسد، بعد همان چيزهاي را مي‌آورند که ديگران گفته است و در اين يا آن کتاب ديده و خوانده است. غير اين يک واژه خودش اضافه نمي‌کند؛ به دليل اينکه هيچ‌گاهي خودش را غوطه ور در مثنوي نمي‌سازد که باتامل و تفکر در مثنوي و تحليل و جمع بندي ديدگاه ديگران ،عشق را در مثنوي فهم کند و توضيح دهد. تا سرانجام با تحليل و دسته بندي به يک نتيجه و ديدگاهي برسد که برآمده از برآيند تحقيق وي‌ باشد. و اين شيوه‌ي پايان نامه نويسي اگر تغيير نکند و بهبودي در پژوهش‌ دانشجويان دانشگاه نيايد، بدون شک ما قرن ها همچنان بي‌سواد و از دانش دور مي مانيم. بد فهمي نشود که نگارنده به اين فکر نيست که محقق از منابع استفاده نکند و سخن ديگران را نياورد؛ بل هدفم اين است که با خوانش، جمع‌آوري و دسته بندي همه ديدگاها، محقق خودش به يک نتيجه‌ي که از تحقيق خودش برآمده دست يابد. نه اينکه از«الف» تا «ياي» تحقيقش نقل از ديگران باشد. و شوربختانه تعداد زيادي از پايان نامه‌ها از همين نوع است.
چرا اينگونه هست؟ علت اين نوع برخورد دانشجويان با پايان نامه‌ها در چيست؟ به برداشت من چند دليلي خيلي مهم دارد: اول: برخورد و بررسي استادان رهنما با پايان نامه‌ي دانشجويان کاملا صوري است. استادان رهنما وقتي پايان نامه را نگاه مي‌کنند فقط ساختار بيروني آن را مي‌بينند و به يک مسأله خيلي اندک ساختاري خرده‌گيري مي‌نمايند. به طور مثال مي‌گويند مقدمه  از وسط صفحه شروع نشده؛ سال چاپ منابع در آخر نيامده؛ فلان عنوان برجسته نيست؛ در پيشگفتار از من سپاسگزاري کن و ده‌ها مورد بسيار عجيب و غريب ديگر. همه دانشجويان اين را مي دانند که اکثر استادان هيچ‌گاهي به سراغ محتواي پايان نامه‌ي يک دانشجو نمي‌روند تا ببينند که دانجشو در متن چه گفته است؟! آيا دانشجو موضوع مورد تحقيق را دريافته است يا خير؟ اگر دانشجويي در بين پايان نامه‌اش استاد رهنمايش را سخن بد و بي‌راه بگويد، همان پايان نامه از طرف استاد که اهانت شده امضا و تاييد مي‌شود؛ به دليل اينکه استاد محترم هيچ گاهي نگاهي به محتوا و مفهوم و متن نمي‌کند. دوم: ناآشنايي دانشجو با روش تحقيق علمي و بروز. بسياري از دانشجويان چيزي از پژوهش نمي‌دانند؛ ولي پايان نامه مي‌نويسند، معلوم است که در چنين وضعيتي امکان نگارش پايان نامه علمي و کارا بعيد است. چطور ممکن است که دانشجوي که الفباي تحقيق را نمي‌داند برود تحقيق نمايد و راجع به يک موضوعي پايان نامه بنويسد؟ مثل اين است که از يک فردي که آب بازي را نمي‌داند بخواهيم که دريک بحري آب بازي کند.معلوم است که نتيجه‌ي اين چه مي‌شود. علت اينکه چرا دانشجويان پژوهش را نمي‌داند چندين عامل مي‌تواند باشد: 1ـ براي تعدادي زيادي از دانشجويان درس روش تحقيق هيچ تدريس نمي‌شود. به طور نمونه؛ در برنامه‌ي درسي ديپارتمنت دري دارالمعلمين‌ها، مضموني به نام روش تحقيق گنجانيده نشده. دانشجويان اين بخش بي اينکه چيزي از تحقيق بفهمد به نوشتن پايان نامه مي‌پردازد و اين نا ممکن است. 2ـ براي بخشي ديگري از دانشجويان روش تحقيق خوب فهم و هضم نمي‌شود. به همين دليل پژوهش و نگارش پايان نامه با معيار علمي براي‌شان ممکن نيست. قابل يادآوري است که تعدادي از استادان و دانشجويان فرزانه وجود دارد که بي‌نهايت تلاش و دقت نموده نردبان علم را پله به پله مي‌پيمايند و با معيار و دقت تمام پژوهش‌هاي خيلي دقيق انجام مي‌دهند که اين جمع خيلي کم ولي خيلي عزيز اند. اين را ياد آوري نمودم تا اينکه تصور نشود که من به طورمطلق برهرچه دانشجو و استاد است برشوريده‌ام.
موضوع ديگر اينکه سرنوشت پايان نامه‌هاي نوشته شده چه مي‌شود؟ چقدر از آنها به عنوان منبع کارگرفته مي‌شود؟ پاسخ اين پرسش‌ها خيلي روشن است. همگان مي‌دانند که اين پايان نامه‌ها پس از نوشتن دست نخورده باقي مي‌ماند. به عبارت ديگر کاملا فراموش مي‌شود. ديگر کسي سراغ آنها را نمي‌گيرند. در تاقچه‌هاي کتابخانه‌هاي دانشکده‌ها مي پوسد و سرانجام به زباله داني انداخته مي‌شود بي آنکه کوچکترين بهره‌ي از آنها گرفته شود.
در پايان اميد مي‌رود که نهادها و افراد مسوول براي بهبود وضعيت دانش در کشور، به اين موضوع دقت کنند تا بيش از اين شاهد آشفتگي، پراگندگي، بي نظمي وسرگشتگي علم و موضوعات علمي نباشيم و خرد و فرزانگي و دانش در کشور ما غريب نباشند. از آنجا که دانش شاه‌کليد حل تمام مشکلات ماست، تا به دانش توجه نشود، بهبود در وضعيت ما نخواهد آمد با روند فعلي وضعيت فرداي ما بدتر خواهد شد.

دیدگاه شما