صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

شنبه ۶ جوزا ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

سیرتحول عکاسی درافغانستان (قسمت سوم)

-

سیرتحول عکاسی درافغانستان (قسمت سوم)

برخي عکاسان قديم کابل

در ابتدا مردم عادي ورعيت به فنون عکاسي دسترسي نداشتند، اولين عکاسان کابل شاهزادگان وکارمندان ارگ بودند؛  سه نسل را دربرگرفت تا عکاسي از انحصار ارگ بر آمد و همگاني شد؛  نسل اول عکاسان کابل مير حسام الدين رسام؛ از سادات غزني، همراه با دو برادرش مير عبدالروف و سيد جواد و نيز دو غلام بچه دربار به نامهاي امان بيگ شغناني و محمد ايوب خان ايلخاني هزاره از اولين کساني بودند که با فنون عکاسي آشنا شدند اينها عکاسان داخل ارگ بودند. نسل دوم عکاسان کابل صاحبداد، عکاس رسمي امان الله خان بود که فنون عکاسي را در لندن آموزش ديده بود و ديگري مامور محمد شاه بود که عکاسي را در ترکيه آموخته بوداينها نيزعکاسان در بار بودند که براي ارک عکاسي ميکردند. نسل سوم عکاسان کابل که تعداد شان بسيار زياد ميباشند شامل امان عکاس، خانچن هندو، گل افغان، افندي، گل محمد، گيسوک هندو، دوست محمد وامام الدين بودند. اينها در جادههاي کابل عکاسخانههاي شخصي داشتند وبرخي شان در پياده روها به صورت سيار ازمردم عکس ميگفتند، عکاسان نسل سوم گاهي به دستور حکومت ورفع نياز مردم وگرفتن عکسهاي تذکره با کامره هاي صندوقچهي شان درولايتها سفر ميکردند وازمردم عکس ميگرفتند و گاهي  هم از طرف مردم ديگر مناطق براي گرفتن عکس دعوت مي شدند.
عکاسي درگذشته

درسالهاي نخست، عکاسي در کابل شغل اشرافي ومعتبربود، عکاسان برعلاوهي که ازبابت عکاسي عوايد خوبي داشتند از جايگاه ومنزلت عالي در اجتماع برخوردار بودند وکساني که بافنون عکاسي آشنايي داشتند جزء بهترينها به حساب مي آمدند. درآن زمان عکاس کم بود، آنان با همان کمره فوري «صندوقچهي» شان از طرف دولت به ولايتها براي عکاسي فرستاده ميشدند. سفرعکاسان ازکابل به ولايتها براي شان خاطره انگيز بود ويک دست آورد عالي محسوب ميشد که برخي شان تاهنوز از خاطرههاي سفر درولايتهاي شمال، جنوب ومرکز افغانستان به شيرني ياد ميکنند.

با وجوديکه در گذشته  عکاسي سياه وسفيد بود، اما علاقه مندي باشندگان کابل به گرفتن عکسهاي ياد گاري وفيس کاري بيشتر بود. تعداد زياد از مردم ، برخيها با فاميلهاي شان به عکاسخانهها واستديوهاي عکاسي مراجعه ميکردند وعکس ميگرفتند. درآن دوره عکاسي سهولت فعلي را نداشت، عکاسان همه فعاليتهاي عکاسي را  با دست انجام ميدادند، مثل پردازکاري ، روتوش وپنسيل کاري. عکاسان کوشش مي کردند با ظاهر نمودن عکس هاي مرغوب وباکيفيت، هنر شان را به نمايش بگذارند، آنان  با انجام ظرافت کاري هاي شان ازکارشان لذت مي بردند. حالا عکاسي همگاني وآسان شده است، هرکس کمره دارد عکس ميگيرد وتوسط پرنتر چاپ ميکند، اما  درگذشته يک نفر چندين سال شاگردي ميکرد تاعکاسي را ياد ميگرفت، کسي که ميخواست عکاسي را ياد بگيرد از دوران کودکي شاگردي ميکرد وچند سال را قيچي کاري، پنسيل کاري، روتوش وظاهر کردن عکس را تمرين ميکرد  تا عکاس ماهري ميشد.

در زمان حکومت داود خان عکاسي رشد بيشتر يافت، درآن دوره سه نوع عکاسي وجود داشت، عکاسي آزاد که برخي  خودش کمره داشت، دوم عکاسي فوري بود که روي کاغذ عادي سياه وسفيد چاپ مي شد وسوم عکس برقي بود که روي کاغذ پلاستکي به صوت براق تر چاپ مي شد، اينها مهارت ميخواست. آن زمان عکسهاي فوري سياه وسفيد بدون روتوش درمدت 10 تا20 دقيقه به مشتري  داده مي شد، اما يک تعداد مردم که عکسهاي بهترميخواستند،  براي آنان 24 ساعت بعد عکسهاي بهتر ومرغوبتر داده ميشد.
وضعيت کنوني عکاسخانههاي کابل

هم اکنون درگوشه کنارشهر کابل صدها عکاسخانه فعاليت دارد، بيشتر اين عکاسخانهها مجهز به وسايل کمپوتري وتکنولوژي مدرن اند، ديگر از کمره فوري «صندوقچهي» خبري نيست، دراين عکاسخانهها هندو وسيکها هم نيستند که از مراجعين عکس بگيرند، عکسهاي هنري وتاريخي نيز کمتر گرفته مي شود، عکاسخانه بيشتر  وسيله نان پيداکردن شده است.

محمد احسان، صاحب عکاسي ميوند در جاده ميوند ميگويد: در گذشته هم عکاسان حرفه اي بودند وهم مردم عکس را مي شناختند وعلاقه مند به عکسهاي هنري بود، عکاسان از شغل خود وزحمتي  که روي عکس مي کشيدن لذت مي بردند، آنان روي جنبه هنري عکس تا مفاد آن توجه داشتند، اما حالا عکاسي  ماشيني شده، روي عکس زحمت لازم کشيده نمي شود به همين اساس از کارم مثل  دوره کمرههاي فوري لذت نمي برم. باوجوديکه  درعکاسي سهولت آمده وعکاسي آسان شده  اما مراجعه مردم وخانوادهها در استديوهاي عکاسي کمتر شده است.

پس از آن که عکاسي ديجيتالي شده است، مردم درعکاسخانه ها فقط براي گرفتن عکس هاي تذکره ، پاسپورت وعکس هاي اداري مراجعه ميکنند. کمتر کسي پيدا مي شود که به خاطر گرفتن عکس هاي شوقي وياد گاري در عکاسخانه ها بيايند. درگذشته، ما در هفته 100 تا 300 عکس شوقي وياد گاري ميگرفتيم اما حالا هفته پنج نفر هم حاضر نمي شود که با خانواده اش بيايد در عکاسخانه عکس ياد گاري بگيرند. حالا عکاسي همه گاني شده مردم با مبايل عکس ميگرند وتوسط پرنتر چاپ ميکنند. بعضي ازعکاسخانهها، بعد از کمپوتري شدن عکاسي بند وبساط شان را جمع کردند، چون کسب وکار عکاسي کساد شد.

اما اسدالله صاحب عکاسي سنگرش ميگويد: دردوره ديجيتال ، عکس همه گاني شد وکيفيت بلند رفت سرعت بوجود آمد اما ضعف ماشيني شدن عکاسي اين است  که به کيفيت عکس توجه نمي شود چون هرکسي که کمره دارد عکاسي ميکند، بدونيکه آموزش ديده باشند. کساني که سالها عکاسي کرده بود وبصورت حرفه اي هنر عکاسي را آموخته بودند کم کم رفتند شغلي ديگري انتخاب کردند که عايد بيشتر داشته باشد.  در دوره عکاسي فوري براي عکاسي سرمايه زياد کار نبود، اما حالا بدون سرمايه  هنگفت وامکانات ماشينري کسي نمي تواند عکاسي کند.

کاکاه رؤوف که هم اکنون در باغ وحش کابل به صورت سيار عکاسي ميکند نيز ازعکاسان قديم کابل بود که ازکار کسب عکاسي راضي نيست. اوکه از سال 1345 تاکنون عکاس بوده است ميگويد: در گذشته يک عکاسخانه  به راحتي مصرف دو تا سه خانواده را تأمين ميکرد ، اما هم اکنون يک عکاسخانه  به مشکلات ميتواند مصرف يک خانه را تأمين نمايد.

از اوايل حکومت حامد  کرزي به بعد با آمدن کمره هاي ديجيتالي وکمره هاي مبايل وپرنتر عکاسي کاملا ديگرگون شد، مشکلاتي که هم اکنون گريبانگير عکاسخانه هاي کابل است، رقابت جدي بازار عکاسي وداشتن سرمايه  بيشتر مي باشد، نبود برق، پايين آمدن ارزش عکاسي وهمگاني شدن عکاسي سبب شده که عکاسخانههاي کابل تنوانند مثل گذشته فعاليت هاي هنري داشته باشند.

دیدگاه شما