صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

یکشنبه ۲ میزان ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

رسم ورواج های نوروزی دربامیان

-

رسم ورواج های نوروزی دربامیان

جشن نوروز از دوران باستان تا كنون ، با شكوهمندي در افغانستان تجليل ميگردد. اين جشن باستاني كه نويدبخش ختم زمستان و آغازگر بهار ميباشد، تاريخ كهن دارد. اما بحرانهاي سياسي و فرهنگي نزديک به چهاردهه گذشته درکشور سبب از بين رفتن شماري از رسم و رواجهاي محلي تجليل از روز نوروزدرباميان شده است.

در گذشتههاي دور از روز نوروز بر علاوهي آغاز سال نو و رسيدن فصل بهار، بهعنوان روز دهقان نيز تجليل ميشد، در اين روز دهقانان برنامههاي ويژهي خودشان را داشتند که هم اکنون به فراموشي سپرده شده است.

زنان از اول ماه حوت براي تجليل از نوروز و استقبال ازآمدن بهارآمادگي ميگرفتند، سمنک مي انداختند و خانه تکاني ميکردند، جوانان، با ذخيره کردن تخم مرغ کلنگي و آماده ساختن چوب دنده توببازي رسيدن نوروز را بيتابانه انتظار ميکشيدند، اما در سالهاي اخير برخي از اين رسم ورواج ها درحالت ازبين رفتن است.

پيش از انقلاب باشندگان باميان اين روز را با تشريفات خاصي تجليل ميکردند، يک شب پيش از عيد نوروز خانواده ها به ياد بود اموات شان نذر و خيرات ميکردند  وآن را خانه يکيديگر ميفرستادند که به آن عيد مرده ها ميگفتند.

دهقانان در روز نوروز، به گردن و پيشانه گاوهاي قلبهايشان تعويضک و گردنبنديهاي توپکداري را که زنان به پيشواز آغاز کشت و کار و شکوفايي طبيعت از نخهاي رنگارنگ ميبافتند، ميآويختند.

شانه هاي يوغ، شاخ گاوها و پيشانه قوچ ها را رنگ کرده، با رسپار، قوچهاي جنگي، بيل و ديگر وسايل کشاورزي، يگان خوشههاي گندم سال گذشته را نيز به گوشه دستارشان زده در پيش روي حمکران»والي» و ديگر مقامات دولتي ولايت ريژه رفته آغاز سال نو را مبارکباد ميگفتند. از طرف مسئولان دولتي به دهقاناني كه گاوهاي قلبهاي و شيري و ساير حيوانات خوب تربيه ميکردند و در توليد محصولات زراعتي ، موفق بودند جايزههاي تشويقي داده ميشد.

پس از مراسم ويژه، جوانان در مقابل مجسمه هاي بودا جمع شده کشتيگيري، ريسمانکشي و ماچوکسواري ميکردند. بزرگسالان سال نو را به همديگر تبريکي گفته دعاي شکرگزاري و تمناي خير و برکت ميکردند، سپس راهي زيارتگاها، تفريحگاه ها وپاشيدن بذرهاي بهاري مي شدند.

استاد قنبرخان يکي از باشندگان ولسوالي يکه ولنگ ميگويد: «روز نوروز براي مردان جوان که ميتوانستند چاپاندازي کنند يک روز به يادماندني بود، آنان روز نوروز از قريههاي دور و نزديک به مرکز ولسواليها جمع شده اسپدواني و بزکشي ميکردند، تعدادي هم سوار بر اسپهاي تندرو نيزه ميزدند، تماشاگران هلهله راه انداخته کف ميزدند، زنان به قاش زين اسپهاي که برنده مسابقه مي شدند دستمال هاي قيمتي ميبستند».

او علاوه ميکند: «پيرمردان که توانايي بازيهاي رزمي را نداشتند مجالس بزم برگزار ميکردند، در بالاي يک بام و يا در يک تاوه خانه جمع شده قصه خواني ميکردند، شاهنامه و حمله حيدري ميخواندند، اين برنامه توسط يک فرد خوشآواز با شدومد خاصي اجرا ميشد.»

بهگفته استاد قنبرخان تا سيوچهل سال پيش، در بسياري از مناطق باميان بين زنان و اطفال اين ولايت نيز رسم بر اين بود که در اولين ديدار سال نو پس از احوالپرسي با همديگر ميگفتند: «عيد مبارک، بديها رفت خوبيها آغاز شد».
عنعنه هاي نوروزي زنان

درگذشته ها زنان باميان در برنامه هاي خاص نوروزي خود را داشتند، اما در سالهاي پسين بسياري از آن عنعنه و رواجهاي بومي باشندگان اين ولايت به فراموشي سپرده شده است؛ در عوض بعضي از رسم و رواجها مثل خانه همديگررفتن دسترخوان انداختن، کيک و کلچه سر دسترخوان آوردن رسمهاي جديدي است که با برگشت مهاجرين از بيرون آمده است.

زهراحسيني يکي از زنان فعال مدني ولايت باميان ميگويد: «در گذشتههاي دور زنان باميان، نيز روز نوروز را با بازيهاي مخصوص خودشان تجليل ميکردند، نان فتير - که با شير، تخم مرغ و قيماق خمير ميشود- پخته ميکردند، ماه نوي ميرفتند، بعد از چاشت نوروز را در يک جاي جمع ميشدند، آنان يکي از زنان خوشتب را لباس مردانه ميپوشاندند، از پشم بز و گوسفند به او ريش و بروت ميساختند، وي را صاحب کندوي گندم خطاب کرده دورش پيشپو ميکردند، غمبور ميزدند اخوچي ميزدند و غيچک مينواختند».

خانم حسيني از برخي رسم ورواج هاي بومي مردم که هماکنون فراموش شده است با حسرت ياد نموده ميافزايد: «در سابق باور به اين بود که در روز نوروز زمين دوباره زاييده ميشود،عروس و يا دخترجوان و دم بخت خانه دو هفته پيش از نوروز سمنک ميکاشتند، شبي پيش از نوروز يک خروس سفيد را به پيشواز سال قرباني ميکردند و تولد دوباره طبيعت را جشن ميگرفتند».

رواج ديگري که هماکنون از آن تنها يک مَثَل باقي مانده است که ميگويند: «جنگ خرمن سرشديار» قول و قرار دهقانان و مالکان زمين بود که بعد از خوردن حلواي نوروزي صورت ميگرفت، مردان زراعتپيشه، شرايط کارشان را در طول زمستان موکول ميکردند به روز نوروز و پس از صرف حلواي نوروزي.

سرورصفدري، باشنده ولسوالي پنجاب اين ولايت نيز به گذشته، بر ميگردد، او از بازيهاي دوران کودکياش در روز نوروز يادکرده ميگويد: «فرا رسيدن نوروز را بيتابانه انتظار ميکشيديم، آن روز همه بچهها يکجا جمع شده کلاه قاغ بازي ميکرديم، بالاي برف سورجه ميزديم - نوعي بازي روي برف ميباشد شبيه اسکي-، توپدنده و دوره ميخ بازي ميکرديم».

او علاوه ميکند: «براي من و همسنوسالانم، نوروز، يک روز خاطرهانگيز بود، مزه غذاهايي را که در روز نوروز تهيه ميکردند تا هنوز به کام دارم، بسيار لذتبخش بود، يکي سرخ و قبرغه جگر را بيشتر دوست داشتم، بعضي خانوادهها دلده نيز ميپختند».
مراسم نوروز در سالهاي اخير

با آنکه شماري از رسم و رواجهاي بومي مردم باميان به فراموشي سپرده شده است، اما هنوزهم نوروز در اين ولايت يکي از روزهاي تاريخي و بهيادماندني است که با مراسم خاص آوازخواني، موسيقي، رقص و پايکوبي، به نمايش گذاشتن صنايع دستي زنان و مسابقات ورزشي تجليل ميشود.

خانوادهها پيش از ورود نوروز، - خانهتكاني- ميكنند. خانهتكاني مفهومش اين است كه به خاطر استقبال از نوروز، اين نخستين روز بهاري و نخستين روز سال نو خورشيدي ، خانههايشان را پاك و صفا مينمايند. درمرکز باميان صندليها را برميدارد و به تاوهخانهها ديگر آتش نميكنند.

پيش از نوروز، زنان، سمنک ميکارند و براي اطفالشان لباس نو ميدوزند، خانوادههاي خوش روزگار، پردههاي کيلکين و بعضي اساس خانهشان را نيز نو ميکنند، خانوادههايي که نامزاددار هستند، يک دست لباس با مقدار ميوه وشيريني، اگر متمولتر باشند يک بره لاندي به خانه عروس آينده عيدي ميبرند.

از حدود ده سال بدينسو در شب تحويل سال نو، شمار زنان، مردان و اطفال در مقابل پيکر تخريب شده بوداي 53 متره و يا درسالني جمع ميشوند تا پاسي از شب به آوازخواني و قصهخواني ميپردازند. هنرمندان سرشناس محلي مانند صفدر توکلي، سيد انور ، عظيم رضايي، ميرچمن سلطاني، علي درياب و ديگر استادان موسيقي و سرايندگان معروف با اشتراكشان ميله نوروز را نشاط و سرور خاص ميبخشند.

روز نوروز تعدادي از مردم در مرکز اين ولايت جمع شده در زيارت ميرهاشم ميروند و با برافراشتن علم زيارت ميرهاشم، سخنراني مقامات ولايت، ديدار از گلزار شهدا اين روز را با شکوهمندي تجليل ميکنند..

نجيبه يکي از دختران جوان که در مرکز باميان زندگي ميکنند ميگويد: «صبح نوروز با تهيه کردن سفره هفتسين عيد را آغاز ميکنم، يک سبد سمنک تازه نيز در وسط دسترخان ميگذاريم، دور آن جمع شده، سال نو را به يکديگر مبارک باد ميگويم، خانه دوستان و فاميلهايم ميرويم، ميله ميگيريم، جاي تفريحي چکر زده و ساعتتيري ميکنيم.

اما اينکه پسران جوان، نوروز را در باميان چگونه تجليل ميکنند، هاشم باشندهي دره آهنگران اين ولايت ميگويد: «پس از خوردن نذر حضرت علي در کوه ميرويم سرجه ميزنيم، در ميرهاشم ميآييم تخمجنگي و مرغجنگي وتوپ بازي ميکنيم»
نوروز مغاره نشينان

بيش از دو صد خانوداه در اطراف مجسمههاي تخريب شده بودا، در مغارههاي کوه زندگي ميکنند، آنان نيز نوروز را جشن ميگيرند، اما متفاوتتر از ديگر شهروندان باميان، چون مغارهنشينان نميتوانند به اطفالشان لباس نو بخرند، غذاي لذيذ بپزند، سفره هفتسين تهيه کنند و با ديگر شهروندان يکجا مراسم بگيرند.

خدابخش که يکي از اين مغاره نشينان ميگويد: «نوروز را با پختن حلواي سفيد، حلواي سُجي و برنج دمپخت تجليل ميکنيم، مردان خانواده همراه اطفال با يک قورغذاي نذرانه در يک مغاره کلان جمع ميشوند، بعد از صرف غذا دعا ميکنند که روزي ما هم صاحب يک خانه و سرپناه شويم، بركت، صلح و امنيت در سال نو مي خواهيم «.

به باور خدابخش، نوروز يکي از زيباترين تحفههايي است که از مردمان قديم به مردم امروزي به ميراث مانده است، او علاوه ميکند:»روز نوروز بهعنوان آغاز سال نو، فصل شکوفايي طبيعت، پشت سرگذاشتن سختي و گرفتاريهاي زمستاني بسيار نشاط آور است».

شماري از باشندگان باميان به اين باوراند که روز نوروز مصادف با به خلافت رسيدن حضرت علي است و تعدادي هم از اين روز بهعنوان آغاز فصل کشاورزي به برگزاري جشن و سرور مشغولاند.

دیدگاه شما