صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۶ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

اسماعیل مبلغ؛ استثنایی در تاریخ معاصر ما

-

اسماعیل مبلغ؛ استثنایی در تاریخ معاصر ما

در طي يک صد سال گذشته، کمتر کسي را سراغ داريم که به اندازه‌ اسماعيل مبلغ، درد و دغدغه حقيقت داشته باشد و از سر مساله‌داري و حقيقت‌جويي، کتاب خوانده و تحقيق و پژوهش کرده باشد. اما از قضا، کمتر کسي را نيز مي‌شناسيم که به اندازه‌ وي، گمنام و ناشناخته باقي مانده باشد. از فرهنگيان و پژوهش‌گران معاصر مبلغ، مي‌توان از خليل الله خليلي، عبدالحي حبيبي، صلاح الدين سلجوقي، احمد علي کهزاد و ديگران نام برد. تمام اين افراد و چهره‌هاي بسياري ديگر، هر کدام، به سهم خويش، هم در دوران حيات‌شان و هم در دوره‌هاي بعدي، به نحوي، شامل گفتمان روشنفکري افغانستان بوده‌اند و هستند. بدون شک هر کدام اين افراد، سهم ارزنده و قابل ملاحظه‌اي را در تاريخ و فرهنگ و ادب کشور ما داشته‌اند. اما چه کسي مي‌تواند ادعا کند که سهم مبلغ کمتر از ديگران بوده است. به گواهي آثار (از قضا ناخوانده و درک نشده‌اي) مبلغ، مي توان به قاطعيت مطرح کرد که مبلغ، بسي ژرف‌تر و گسترده‌تر از ديگران دست به تحقيق و پژوهش برده است. تحقيقات مبلغ، تقريبا تمام بخش‌هاي سنت اسلامي، از تاريخ و فلسفه گرفته تا ادبيات و عرفان اسلامي را شامل مي‌شود. اما با اين همه، در اين نيم قرن پس از او، هيچ نام و نشاني از او در هيچ کتاب و رساله‌اي ديده نمي‌شود و هيچ يک از روشنفکران ما، يادي از او نکرده (و گويا نخواهند کرد). تنها استثنا همين سه چهار سال گذشته است که در بعضي محافل علمي و فرهنگي و احيانا در بعضي کتاب‌ها، نامي از مبلغ برده مي‌شود. به عنوان نمونه مي‌توان از علي اميري، در کتاب خواب خرد يا نمود. اميري در جاي جاي کتاب‌اش، به مناسبتهاي گوناگون به مبلغ اشارات مختصري دارد. اما از اين ميان، در آخرين صفحات فصل «روشنفکري»، نکته‌اي مهمي را مي‌آورد: اميري، در اين فصل، بعد از آن که بحث مفصلي در باب روشنفکري در جهان اسلام و افغانستان مي‌کند، در باب روشنفکري افغاني، اين گونه نتيجه گيري مي کند، که در افغانستان، به جزء دو چهره‌اي مشخص که به نظر ايشان، سومي هم ندارد، يعني صلاح الدين سلجوقي و محمد اسماعيل مبلغ، جرياني بنام روشنفکري مطلقا وجود ندارد و آن چه هم روشنفکري خوانده مي شود، هيچ نسبتي با تفکر و انديشه ندارد. در اين که اين قضاوت، تا چه اندازه درست و دقيق است بحثي نيست. اما با اين حال، نمي‌توان اين ارزيابي را جدي نگرفت و در باب آن اندکي انديشه نکرد. زماني مي توان به نتيجه‌ و يقيني محکم رسيد که آثار مبلغ را با جديت و دقت مطالعه کرد. بررسي و مطالعه‌اي نوشته‌هاي  مبلغ، اگر هيچ سودي به حال ما نداشته باشد حداقل مي‌تواند راه تفکر و جرئت و جسارت انديشيدين به خود و به ميراث خويشتن را به ما بدهد، و اين سود اندکي نيست. بازخواني آثار مبلغ، مي‌تواند گره‌گاه‌ها و شکاف‌ها و نقاط قوت و ضعف تفکر و تاريخ را بر ما بنماياند. هر وجدان بيدار و انديشه‌اي پويايي مي‌تواند اين نکته را درک کند که بازگشت به مبلغ و در مجموع بازگشت به سنت فکري- فرهنگي خود، در واقع، بازگشت به خويشتن و تأمل و تفکر در خويشتن است. بديهي است که خودآگاهي، تنها از رهگذر انديشديدن به خود ممکن است. انديشيدن به ميراث گذشته را مي‌توان به تأمل در نفس تعبير کرد. بدين ترتيب، ضرورت و اهميت بازنگري آثار و انديشه‌هاي اسماعيل مبلغ، آشکار مي‌شود. اما پرسش اين است که آيا در حال حاضر، قدرت و جرئت خطر کردن در وادي انديشه‌ي  مبلغ، در ما وجود دارد؟ به بيان ديگر، آيا امکان انديشيدن به مبلغ، در شرايط کنوني براي ما فراهم هست؟ ظاهرا در ابتدا پاسخ به اين پرسش مثبت است. اما اگر از اين سطحي‌نگري‌ها و خام‌انديشي‌هاي رايج کنوني، گذر کنيم، مسأله قدري دشوار مي‌شود. مي توان اين گونه توضيح داد که انديشيدن به مبلغ، به صرفِ خواندن و مطالعه‌ي کتاب‌هاي مبلغ در حوزه‌هاي مختلف، خلاصه نمي‌شود و اصلا منظور ما از انديشيدن به مبلغ در اينجا، خواندن کتاب‌هاي وي نيست، بلکه انديشيدن، به معناي واقعي آن است؛ يعني انديشيدن به آن چه مبلغ به آن انديشيده. اينجاست که «بازخواني» با «بازانديشي» يگانه مي‌شود. ما از رهگذر مطالعه‌ي نوشته‌هاي مبلغ، به ساحت انديشه‌ي وي گذر مي‌کنيم. آن گاه است که امکان انديشيدن در آن چه مبلغ به آن انديشيده است براي ما ميسر مي‌شود. اين امر، با تقليد متفاوت است. چرا که قرار نيست که ما آنگونه که مبلغ فکر مي کرده است تفکر کنيم، بلکه ما آن چه را که مبلغ به آن انديشيده است، دوباره مي‌انديشيم اما در بستر تاريخي، اجتماعي ديگر و در نظام دانايي متفاوت. اصلا اين گونه بايد گفت که تقليد در ساحت تفکر، مطلقا محال است. به اين دليل که، هيچ تفکري لزوما نمي‌تواند در خلاء به وجود بيايد و مستلزم يک زمينه و بستر خاص است، که در غير آن بستر و زمينه، امکان پيدايي و رشد نخواهد داشت. درنتيجه  ما حتي اگر بخواهيم، هم نمي‌توانم عينا آن گونه فکر کنيم که نيم قرن پيش، اسماعيل مبلغ فکر مي‌کرده است؛ چرا که در فضا و نظامي کاملا متفاوت، مي‌انديشيم و بديهي است که  ما نيز با توجه به امکانات و الزامات عصر و زمينه‌اي خويش به تفکر مي‌پردازيم. باري، اصل سخن اين بود که آيا ما مي‌توانيم به مبلغ بينديشيم؟ با توجه به آنچه گفته آمديم، مسأله دشوارتر از آن است که بتوان في البداهه به آن پاسخي احيانا مثبت داد. براي پاسخ به اين پرسش، ابتدا بايد لوازم و امکانات و همچنان، تاب و توان، انديشه‌ورزي در زمانه‌اي خويش را بررسي کنيم و بعد، به سراغ مبلغ برويم. به نظر مي‌رسد در حال حاضر، شوق و رمق چنداني براي اين کار، در ميان روشنفکران و انديشمندان ما ديده نمي‌شود. در وضعيتي که اهل نظر و انديشه، در کام «شعر مبتذل» و «سياست‌زده‌گي» سقوط کرده‌اند چگونه مي‌توان اميد چنان کار سترگي را داشت؟ طبيعي است که وقتي به جاي خودآگاهي و تأمل و تفکر، توهم و غفلت مي‌نشيند، محصولي جز لفاظي و ياوه‌سرايي و هرزه‌گويي نخواهد داشت و بديهي است که در اين وضعيت، مطرح کردن مسائلي مانند رجوع به آثار و انديشه‌هاي مبلغ، مضحک و مسخره خواهد بود. لذا دور از واقعيت نخواهد بود اگر بگوييم که مبلغ در شرايط کنوني، باب دندان روشفنکران کنوني ما نيست. اين بي اعتنايي و عدم تواناييِ رويارويي با ميراث تاريخي گذشته، خود از ضروري‌ترين و در عين حال، يکي از پيچيده‌ترين مسائل روزگار ما است و ما به شدت محتاج پرداختن بدان هستيم. به مبلغ  نيز مي توان از همين منظر نگريست.

باري، مبلغ متفکر زمانه‌ي خويش بود و بر گره‌ها و گسست‌هاي تاريخ خويش آگاهي داشت و براي يافتن راه‌حل‌ها تلاش مي‌کرد.  اين نکته را مي‌توان در نوشته‌هاي او، هرچند به صورت پوشيده مشاهده کرد. مسائلي که مبلغ مطرح کرد، هر کدام در راستاي پرسش از وضعيت و تقدير تفکر در زمانه‌اي وي بوده است. در اين ميان، مي‌توان به عنوان نمونه، از توجه و تسلط او بر آثار و انديشه‌ي ابن سينا و جامي، ياد کرد، که قدرت منحصر به فرد او را در فهم ميراث عقلي اسلامي نشان مي‌دهد. ابن سينا خواندن در آن زمانه‌اي پر آشوب، کار آسان نبوده است و نيست. شايد در روزگار ما، که همه چيز در همه جا و به آساني يافت مي‌شود، تلاش‌هاي فکري مبلغ، ارزش چنداني نداشته باشد، اما اگر به چالش‌ها و بغرنجي‌هاي انديشه در سير تاريخي آن توجه کنيم، که هيچ فورمول آماده‌اي براي آن وجود ندارد، بدون شک، مبلغ و تلاش‌هاي خسته‌گي ناپذير او در اين راستا، براي ما اهميت خواهد يافت.

باري، اسماعيل مبلغ، متفکري راستين، و در عين حال، استثنايي و تکرار ناپذير بود که همچون ستاره‌اي درخشان، بر سپهر فرهنگ و انديشه‌ي اين سرزمين، لحظه‌اي کوتاهي درخشيد و فرو خفت. اما در همان اندک زماني که در درخشش بود، کوره‌ راه‌هاي بسياري را در ساحت انديشه گشود و بدين سان، نسل‌هاي پس از خود را وام‌دار خويش ساخت. امروز نيز نسل ما، به شدت محتاج «مبلغ» است. بدون ترديد، مبلغ مي تواند به بسياري از حيرت‌ها و سرگرداني‌هاي امروزي ما در عالم تفکر، پاسخ دهد.

دیدگاه شما