صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۳ اسد ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

فقر و مهاجرت

-

فقر و مهاجرت

هيچ جامعه اي و هيچ انساني از رهگذر خلقت، فقير خلق نشده است؛ بنا بر اين فقر، زاده اي بستر فرهنگي و سياسي يک جامعه است كه ريشه هاي آن در تدبير و راهکار هاي اقتصادي، سياسي و فرهنگي يک جامعه نهفته است. فقر، همان پديده زشت در حيات انساني است که هر جا سايه افگنده، فاجعه مي روياند؛ از طرفي دگر، تنها نداشتن پول، «فقر» نيست؛ بلکه جنگ و کشتار، تضاد هاي مدهبي و قبيلوي، بنياد گرايي و تعصبات قومي، همه اي اين ها، شکلي از اشکال عريان فقر اند که هم اکنون قرباني هاي خود را از بعضي جوامع مي گيرد.
هرگاه مظاهر اجتماعي يک جامعه، با شاخصهي چون «فقر» نمايان گردد، مهاجرت و آواره گي شهروندان آن امري حتمي است؛ از اين رهگذر، بهاي سنگين آن، بردوش کساني است که در حالت گريزان از چنگ فقر و مشقت هاي ناشي از آن، زجر مهاجرت را، از دياري به دياري دگر، حمل مي کنند؛ يا، از محيطي به محيطي ديگري بدنبال گم گشته ي خود که همان رسيدن به نان و مسکن، امينت و رفاه مي باشند، سرگردان اند. زيرا مهاجرت، همان گزينه ي است که از طريق آن ايجاد تعادل در زندگي انسان در بعضي حالات، امکان پذير مي شود. در بعضي حالات دگر، بهاي سنگين پديده مهاجرت، از جنس مرگ در درياها و سرگرداني هاي ناشي از آن است که براي مهاجران رقم زده مي شود. بحراني که هر روز و هر لحظه قرباني انساني مي طلبد و تعدادي را در دل درياها و کام نهنگ ها فرو مي برد، شکلي از اشکال مرگ اخلاق انساني است که در قالب مهاجرت، پديدار گشته است و قصاوت کشور هاي ثروتمند را در برابر مهاجران کشور هاي جنگ زده و فقير انعکاس ميدهد.
با آنکه جهان معاصر را، جهان انسان محور مي گويند؛ اما، پديده ي فقر، همان قسمي که شکاف هاي عميق طبقاتي را در اعصار مختلف ميان انسان ها ايجاد نموده است، جهان مدرن نيز از اين امر مستثني نيست. شايد، ادامه ي حاکميت روند موجود در جوامع انساني، آنچناني که از همين حالا تصور مي شود، کتله هاي بزرگ انساني را دچار فقر کند؛ و هم اکنون، پديده ي فقر باعث شده است که انسان ها ميان هم غيريت هاي غير قابل پيوند داشته باشند؛ زيرا، عصر لبراليسم، انسان انساني تر را از چشم انداز ثروت و اقتصاد بوجود آورده است. در اين بحث اما، آنچه مهم است شرايط زندگي شهروندان جوامع فقير هم چون افغانستان  است که تعداد کثير شهروندان آن زير خط فقر زندگي مي کنند؛ هم اکنون، شرايط در اين گونه جوامع به گونه ي عيار گشته است که زمين سخت تر مي شود و آسمان نيز دورتر؛ زيرا اقتصاد جنگ نظام کاپيتاليسم، به همان اندازه ي که در جهان غرب پديد آورنده ي خوشبختي و افزودن پس انداز بانکي است؛ براي مردمان مستضعف و فقير کشور هاي جهان سوم، پديد آورنده ي بدبختي و فقر است.
از اين رهگذر اما، مواد سوخت ماشين منافع پاليسي سازان جهان، همان فقراي هستند که گاهي در گرداب هاي توفان سيل جنگ غرق مي شوند و گاهي هم در راه هاي پر خطر مهاجرت هاي غير قانوني هستي اش را به نيستي ميدهند. چندين دهه جنگ و ناامني هاي ناشي از آن، باعث شد که شهروندان افغانستان، آواره شوند. زيرا، طي چند سال اخير، اگر گزينه مهاجرت نمي بود، «فقر» فاجعه اي جبران ناپذير اقتصادي را در زندگي شهروندان افغانستان شکل ميداد و گراف زندگي «زير خط فقر» بيشتر از تصور، بالا مي رفت.
در اين ميان اما، کشور هاي اروپا و استراليا، براي ميزباني از مهاجران و پناهجويان، نقش عمده را داشتند که مهاجران افغانستان توانستند از طريق مهاجرت به اين کشورها، اقتصاد ضعيف خود را نسبتا ترميم نمايند. خصوصا، کشور استراليا ميزبان خوبي براي مهاجران افغانستان بود، اما طي چند سال اخير، شرايط مهاجرتي و پاليسي آن، به گونه اي عيار شده است که مهاجران و پناهجويان در راه رسيدن به آنجا، بيشترين زجر ممکن را متحمل مي شوند. دولت استراليا طي چند سال اخير، بحران بزرگ مهاجرتي را فرا راه پناهجويان ايجاد کرده است که هم اکنون بيشتراز دوهزار پناهجو، در اردوگاه هاي جزيره مانوس و نارو از شرايط ناگوار مهاجرتي رنج مي برند. سازمان عفو بين الملل و ديدبان حقوق بشر از دولت استراليا بارها در مورد اوضاع نا مناسب پناهجويان، انتقاد هاي زيادي نموده اند؛ اما، دولت استراليا کدام توجهي به حال پناهجويان در بازداشت گاه هاي اين کشور نکرده است. از تمامي تلاش هاي دولت استراليا در خصوص مهاجران و پناهجويان، توافق اسکان پناهجويان جزيره مانوس و ناور با آمريکا بود که حدود دوماه پيش مقامات دولت استراليا و ايالات متحده آمريکا، قرارداد اسکان پناهجويان جزاير نارو و مانوس را امضا کردند؛ در اين ميان اما، با رسيدن دونالد ترامپ به کرسي رياست جمهوري آمريکا، اين قرارداد در حالت ابهام قرار گرفته است. دونالد ترامپ، نه تنها که توافق اسکان پناهجويان جزيره مانوس استراليا را در آمريکا، دچار ابهام ساخته است بلکه از ورود مهاجران بعضي کشور هاي اسلامي نيز ممانعت کرده است.
به اين مسئله از چشم انداز حقوق بشر که به صورت آشکار، ماده سيزدهم و چهاردهم آن، حقوق مهاجرت را زير پوشش حمايوي قرار داده است، مي پردازيم که در آن واضح شده است که هرکسي حق دارد که آزادانه به هر کشوري رفت و آمد کند و اقامتگاه خود را بر گزيند. و هم چنان، مطابق با ماده چهاردهم حقوق بشر، هر کسي حق دارد که هر کشوري، از جمله کشور خود را ترک کند و يا به کشور اصلي  اش باز گردد.
هم چنان در حقوق بشر آمده است که: هر کسي حق درخواست پناهندگي و بهره مندي از حقوق پناهنده گي را در کشورهاي دگر دارد. اگر سرچشمه اين پيگردها، بزهکاري هاي عمومي، غير سياسي، يا کنش هاي ناسازگار با اهداف ملل متحد داشته باشد، نمي تواند از اين حق، بهره مند شود.
با آنکه اکثر ماده هاي حقوق بشر، موضوعات آرماني است و در زمان هاي به تصويب رسيده است که بلاک هاي شرق و غرب در يک کشمکش ايدئولوژيک قرار داشتند و ايديولوژي هاي ضد سرمايه داري، عملا دخيل نظام هاي سياسي بعضي کشور ها بود. اما، اين به اين معني نيست که وقتي کاپيتاليسم اتوريته وسيع بر جهان يافت، پايان انسانيت پديدار شده باشد. 
اگر عصر حاضر از انساني شدن بيشتر تمدن هاي بشري حکايتي دارد؛ خشونت با مهاجران بي خانه مان و گروه هاي انساني آواره ناشي از جنگ، بي عدالتي در حق انسانيت است که اکثر کشور هاي ثروت مند با شيوه هاي خشن، با مهاجران برخورد مي کنند. اين سياست هاي سرکوبگرانه اي را که کشور هاي ثروت مند نسبت به مهاجران کشور هاي فقير، در پيش گرفته اند، نوعي بي عدالتي عريان در حق مهاجران و پناهجويان است. اگر کشورهاي ثروت مند، خود را باني و موسس حقوق بشر ميدانند، هم چنان عضو سازمان ملل هستند، بايد پابند به قرارداد اجتماعي شان بوده و رعايت تمامي جنبه هاي حقوق بشر را رسالت خود بدانند. 

دیدگاه شما