صاحب امتیاز: داکتر حسین یاسا

مدیر مسوول: محمد رضا هویدا

یکشنبه ۳ دلو ۱۳۹۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

ولسوالی سنگین خونخوار و افغانستان رنجور

-

ولسوالی سنگین خونخوار و افغانستان رنجور

نيروهاي امريکايي بدون پيروزي سال ها در اين کشور خواهند ماند . مشکلاتي پيش خواهد آمد اما قابل مديريت خواهد بود.
در سال 2010  تفنگداراني از پنجمين هنگ نيروهاي امريکايي در اطراف يک زمين کشاورزي در ولسوالي  نفرين شده  سنگين ولايت هلمند در جنوب افغانستان در حال گشت زني بودند. وقتي من به آنها پيوستم هر روز يا کشته مي شدند يا با بمب هاي کنار جاده اي برخورد مي کردند. من در بسياري از جاها از جمله در دهه 1960 در ويتنام و در عراق و افغانستان ماموريت انجام دادم. سومين ماموريت من با 51 تفنگدار از نيروهاي دريايي در ولسوالي سنگين تعيين شده بود جايي که در طي چند ماه 27 نفر به شمول دو کشته و نه تن مجروح تلفات داده بود. درمجموع امريکايي ها و بريتانيايي ها هر کدام 100 سرباز در جنگ از دست داده بودند و چند صد تلفات شديد را متحمل شده بودند.من گمان مي کنم دوران خدمتم به اندازه هر امريکايي ديگري است، من از چيزي که در سنگين ديدم بيزارم چرا که هر موفقيتي را که به دست مي آورديم ماندگار نبود زود از بين مي رفت، جنرال هاي ما براي مقابله با شورشيان استرتيژي موعظه و نصيحت کردن داشتند آنها مي گفتند ما بايد قلب و دل اين مردم را با خود داشته باشيم.
جنرال استينلي مک کريستال فرمانده ارشد نوشته بود با متقاعد ساختن مردم و رضايت آنها، نه با کشتن دشمنان ما اين جنگ را مي بريم. در رده بندي سربازان توسط تفنگداران آنها به اين نتيجه رسيدند که طالبان بهتر از سربازان ميجنگند. اين تفنگدارن به اين باور بودند که مردم روستا ها هرگز از دولت  حمايت نمي کنند آنها طرف طالبان را مي گيرند. ( رجوع شود که کتاب من به نام يک ميليون قدم صفحه 244) .  هر فرمانده که اينجا خدمت کرده باشد مي دانست که اگر هر جايي را که با از دست دادن جان ها و خون دادن ها بدست بياوريم و به دست سربازان افغان بسپاريم خيلي زود آن را از دست مي دهد تلاش کافي براي حفظ آن نمي کند . يک جنرال تفنگدار ارشد به من نوشت که تو از عمليات و استرتيژي چيزي نمي داني. قبل از سقوط سنگين ما بسيار اختلاف عقيده داشتيم.انکار از بالا و واقعيت ها در ميدان جنگ نااميد کننده بود. جوخه سوم از ميان مزارع خشخاش با گل هاي سرخ رنگ که منظره زيبايي مثل رسامي زيبا مينمود مي گذشتند. هلمند 70 درصد هيروين و ترياک جهان را تامين مي کند. يک مزرعه دار خشخاش از 5 الي 7 جريب زمين خود مبلغ 9000 دالر بدست مي آورد. او به جوانان طالب 3000 دالر و 15 درصد ماليه مي پردازد. ولسوالي سنگين از درک مواد مخدر 40 ميليون دالر و ولايت هلمند 250 ميليون دالر بدست مي آورد. ترياک خام بعد از اينکه در آزمايشگاه هاي مخفي تصفيه شد ارزش آن سر به فلک مي کشد. بعد از آنجا به سمت پاکستان، سپس به سمت غرب به ايران و از آنجا به بالکان و ساير قسمت هاي اروپا و روسيه قاچاق مي شود.  طالبان در هلمند و سراسر افغانستان شبکه نيرومند مواد مخدر را در دست دارد و از آنجا با تمام شبکه هاي جهان در ارتباط هستند سالانه از درک مواد مخدر 20 ميليارد دالر بدست مي آورند. البته مقامات دولت و رهبران قبايل در هر سطحي سهم خود را بر مي دارند. سربازان ما به آخر دنيا يعني ولسوالي سنگين جاي خودخواه، بي رحم وبدبخت براي بدست آوردن قلب و دل مردم فرستاده مي شوند، جايي که مافياي مواد مخدر با تباني طالبان و بسياري از مقامات دولتي جيب مردم را پر مي کنند با اين وضعيت ماموريت ما غير ممکن است. من به ترامپ راي دادم معتقدم که اوباما ما را در جهان ضعيف ساخت، اما ديدگاه اوباما درباره افغانستان درست بود جنرال هاي ارشد با راهنمايي هاي غلط باعث گمراهي وي شد. آنها ادعا کرده بودند با فرستادن سرباز بيشتر ملتي با ثبات ايجاد مي کنيم. اما آنها در اشتباه بودند چرا که رهبران قبايل بدليل فساد فراگير فاقد عرق ملي هستند. ده ميليون پشتون در شرق کشور هيچ انگيزه اي براي جنگيدن با طالباني که در ميان شان هستند ندارند.آنها غرق در توليد مواد مخدر هستند مي دانند که به جهان سم صادر مي کنند. آنجا هيچ کس بي گناه نيست منفعت و سرنوشت ملت بي معني است. فقط در يک مورد همه آنها با هم پشتيبان همديگر هستند آن هم تجارت مواد مخدر است.
بدتر از آن، پاکستان حقه باز به طالبان پناهگاه و کمک مي کند. هدف پاکستان داشتن کنترل بر افغانستان است ظاهرا آنها مي خواهند از اتحاد افغانستان با هند جلوگيري نمايند. اساسا پاکستان بر اين باور است که افغانستان بخشي از قلمرو آنان است . دادن 250,000 مايل مربع پناهگاه به طالبان باعث شده که نتوان اين شورشيان را در داخل افغانستان شکست داد. بنابراين اداره ترامپ چه خواهد کرد. رابرت گيتس وزير دفاع سابق وقتي پنتاگون را ترک کرد گفت ما موفق شديم طالبان را شکست بدهيم و دولت نيرومندي روي کار آورديم اما بعد از پنج سال ديده شد که چنين نيست. حال اوباما که زمان ترک کاخ سفيد رسيده تعداد سربازان را از 10,000 به 8,400 تن کاهش داد به اين طريق اين جنگ به اداره بعدي تحويل داده مي شود. اگر اداره ترامپ تعداد سربازان را افزايش دهد حتما از او هدف و جدول زماني خواسته مي شود او مجبور است در هر دو مورد کاري کند که به درد سر نيافتد. بطوراساسي نبايد اهداف ما از بين برود، خروج امريکا از افغانستان اگر مانند خروج ما از سايگون ويتنام در سال 1975 باشد شکست سنگيني براي عظمت و اعتبار امريکا خواهد بود. چه کار بايد کرد، کوشش براي به کنترل در آوردن سنگين ديگرنبايد ماموريت امريکايي ها ومتحدين اش باشد . بنابراين ما در اين کشورسالها بدون کوشش براي ايجاد دولت با ثبات مي مانيم اين وضعيت برنده اي نخواهد داشت.بنا، مبارزه باشورشيان با استراتيژي ملت سازي محکوم به شکست شده است نه به اين خاطر که جان سربازان ما گرفته مي شود بلکه به خاطر پاکستان حيله گر با پناه دادن به شورشيان باعث مي شود مافياي مواد مخدر با انگيزه تر شوند و کار کردن با رهبران افغان با فرهنگ قبيله اي امکانپذيرنيست. معلوم نيست با آموزش بيشتر سربازان نتيجه بهتري گرفت مگر اينکه با آموزش مستقيم آنان مکانيسمي بوجود آوريم که با فساد و افراد بي کفايت برخورد شود با اين همه به پاکستان فهمانده شود که از شيوه هاي نادرست دست بردارد.خط سرخي تعيين شود که چنانچه از آن گذشت به صورت جدي کمک هايمان را کاهش دهيم . پاکستان متحد ما نيست با رفتارش اعتماد ما را از دست داده است. اگر همکاري نکند کمکي در کار نخواهد بود.
آيا مي توان مانند ويتنام در سال 1975 و عراق در سال  2012  مانع سقوط افغانستان شد؟ بله با يک دليل قوي و آن اينکه طالبان نمي تواند کابل را بگيرد آنها فقط مناطقي مانند سنگين با تباني مافياي مواد مخدر را در کنترل مي گيرند.به اين معني که هلمند از دست مي رود . در چندين ولايت شمالي طالبان از طريق کوه ها جاده ها را مي بندند و مردم را آزار و اذيت مي کنند . ازقبايل مرکز وغرب افغانستان ما تشکر مي کنيم که پشتون نيستند اين مناطق از ثبات خوبي برخوردار است. ولايات پشتون نشين اطراف کابل اکثر شامل دشت هاي پهن آوري است که طالبان نمي توانند از آنجا حمله کنند چون در ديد هستند و به راحتي مي توان با حملات هوايي مانع آنها شد.تا زماني که طالبان با موتر جابجا مي شوند طعمه خوبي هستند. من شخصا طرفدار به حمله هوايي شديدعليه آناني که خواهان ادامه جنگ اند هستم. در مجموع افغانستان مي تواند به همين منوال به پيش برود و نگذاشت که به پايگاه تروريستان تبديل شود. اين کشور به عنوان اهداف سياسي پر تب وتاب باقي خواهد ماند. مشکلاتي پيش خواهد امد که قابل مديريت خواهد بود.

دیدگاه شما