صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۳۰ سرطان ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

کنفرانس قلب آسیا پاکستان را خجالت زده کرد

-

کنفرانس قلب آسیا پاکستان را خجالت زده کرد

به ندرت در يک نشست چند جانبه يا کنفرانس بين المللي، يک کشور شرکت کننده مورد هدف اصلي حمله قرار گيرد آن هم از طرف کشوري که رييس آن جلسه باشد اما اين دقيقا چيزي بود که در ششمين کنفرانس قلب آسيا، در اميرتسر  روز يکشنبه اتفاق افتاد، در اين کنفرانس بيش از 30 کشور و سازمان بين المللي اشتراک داشتند. اين اتفاق ناگوار براي کشور پاکستان اتفاق افتاد. اين کشور سخت مورد تاخت و تاز اشرف غني رييس جمهور افغانستان، کشوري که تا لحظه نوشتن اين گزارش يکي از روساي جلسه بود قرار گرفت.
در حقيقت، رييس جهمور افغانستان فقط صرف رييس جلسه نبود، بلکه قلب کنفرانس قلب آسيا بود. براي اينکه هدف اصلي قلب آسيا که در نوامبر سال 2011 در ترکيه پايه گذاري شد تلاش و همکاري منطقوي براي ايجاد صلح، امنيت و انکشاف افغانستان بود. اين روند همچنين ثبات و رفاه را نه فقط براي افغانستان بلکه به همسايه هاي افغانستان درجنوب آسيا، آسياي مرکزي و غرب آسيا به ارمغان مي آورد اما افغانستان همچنان در قلب اين برنامه پروسه استانبول است. در پنج همايش قبلي اين کنفرانس ها استانبول (2011)، کابل ( 2012)، آلماتي (2013)، پکينگ ( 2014) و اسلام اباد (2015) کمک هايي به ارزش ميلياردها دالر به صورت دوجانبه و چند جانبه صورت گرفته است.  هرچند، صلح و ثبات افغانستان در هاله اي از ابهام هست.
دموکراسي نو پاي افغان ها مورد حمله افراطيون مذهبي از کشورهاي مختلف قرار گرفته است. سربازان افغان هر روز در ميدان جنگ جان مي بازند، مردم هر روز قرباني حملات تروريستي هستند، تا زماني که وضعيت کشور به همين منوال بماند امنيت و توسعه اي در کار نخواهد بود. به عبارت ديگر تحقق واقعي کمک ها و کمک هاي اقتصادي بستگي به وضعيت امنيتي و ثبات دولت افغانستان دارد. و اين کمک ها در صورتي امکان پذير است که منابع  تروريست ها  و ترور در افغانستان از بين برود.  پس قابل درک است که بدانيم چرا محور گفتگوهاي کنفرانس قلب آسيا  در اميرتسر  مسئله تروريسم است.
با تعمق در اين مسئله ابعاد مختلف تروريسم مورد بحث قرار مي گيرد، از جمله  شناسايي منابع مالي، پناهگاه ها، آموزش و حمايت  آنها. تروريسم پديده اي چند وجهي است، مقابله با آن به عملکرد چند وجهي نياز دارد. و به همين خاطر اشرف غني در افتتاحيه کنفرانس اميرتسر  ابتکار عمل را بدست گرفت و به بهترين وجه نشان داد که تروريسم در اين منطقه از جهان، توسط کساني در همين منطقه ايجاد شده است و مرکز اعصاب اين پديده پاکستان است.  اشرف غني خيلي واضح بيان داشت که پاکستان جنگ اعلام نشده اي را عليه افغانستان به راه انداخته است، اين کشور از چندين شبکه تروريستي به شمول طالبان پنهاني حمايت مي کند. پاکستان زير بناي تروريست را ايجاد و آنها را به حملات مرزي تشويق مي کند. او گفت يک مکانيسم بين المللي براي شناسايي اين واقعيت مانند افزايش حملات اخير در افغانستان تشکيل شود بايد يک کشور آسيايي يا گروه بين المللي که مورد قبول پاکستان هم باشد تشکيل شود فعاليت هاي مرزي را زير نظر بگيرد، عمليات هاي تروريستي را بررسي کند، ما بدنبال اتهام زدن نيستيم ما مي خواهيم يکي بيايد اين موضوع را بررسي کند.
اين تمامي ماجرا نبود، اشرف غني واقعا مشاور سياست خارجي پاکستان، نماينده اين کشور که پيش از اين تعهد کمک 500 ميليون دالري براي بازسازي افغانستان داده بود را خجالت زده کرد.  او گفت با تاکيد به حمايت پاکستان از تروريستان گفت اين پول ها هيچ به درد مردم افغانستان نخواهد خورد تا زماني که شما از تروريستان حمايت کنيد. ما از پاکستان تشکر مي کنيم بابت اعلام اين تعهد اما بهتر است اين پول را براي مبارزه با تروريستان بکار گيرد بدون صلح اين پول هيچ دردي از مردم افغانستان را دوا نخواهد کرد.
چهارم دسامبر روز بدي براي ديپلمات هاي پاکستان بود آنها نتوانستند از نام بردن سازمان هاي تروريستي در بيانه اميرتسر  جلوگيري کنند، تقريبا تمامي سازمان هاي تروريستي که در بيانيه آورده شده بود همگي در پاکستان پايگاه داشتند، همه دنيا مي دانند که سازمان هايي مانند لشکر طييبه و جيش محمد  توسط ارتش پاکستان ايجاد شده  است. در بيانيه نامهاي طالبان، دولت اسلامي داعش و وابسته هاي آنان، شبکه حقاني، القاعده، حرکت اسلامي ازبکستان، حرکت اسلامي شرق ترکمنستان، لشکر طييبه، جيش محمد، تي تي پي، جمعيت الاهرار، جندالله و ساير جنگجويان تروريست برده شده است.
در بيانيه آمده است که تمامي کشورهاي شرکت کننده قويا با هرگونه افراد و سازمان هاي تروريستي و منابع مالي و پايگاه شان مقابله مي کنند. مهمتر از آن در بيانيه آمده است که خطر افزايش مواد مخدر وکشت و نقل و انتقالات آن در منطقه قلب اسيا افزايش يافته است، تقريبا همه مي دانند جنوب افغانستان هم مرز با پاکستان منطقه اي که تحت تسلط تروريستان است جاي کشت مواد مخدر است. مواد مخدر بعد از برداشت از طريق بلوچستان يکي از ولايت هاي پاکستان به سراسر جهان (از طريق زميني به ايران و ساير نقاط و از طريق آبي از طريق بنادر آبي پاکستان) صادر مي شود. در واقع ترياک يکي از منابع مهم مالي تروريستاني است که در پاکستان پايگاه دارد. و ساير منابع مالي آن عربستان سعودي و قطر اين دو کشور وهابي گري را به جهان گسترش مي دهد.
ششمين کنفرانس قلب آسيا به يک توافق منطقه اي دست يافت که براي پايان دادن به تروريسم و شناسايي جوامعي که در دام افراط گرايي مي افتند بايد با کمک از مقامات سياسي، رهبران مذهبي، رسانه ها و مراکز آموزشي، جامعه جوانان، شبکه هاي اجتماعي، .... ظرفيت سازي صورت بگيرد و تا نيمه سال 2017 مناطق کليدي که به آن مناطق رسيدگي شود مشخص گردد و در نيمه سال 2017 کنفرانسي برگزار خواهد شد براي اقدامات بعدي تصميم گرفته خواهد شد اما سوال اساسي اين است که آيا پاکستان به اين چيزها گوش خواهد داد؟  آيا اين درست است که پاکستان خود قرباني تروريست است، و نمي تواند از آن دوري کند يا از آن در سياست خارجي خود به عنوان ابزاري عليه افغانستان و هند استفاده مي کند. هند و افغانستان با ثبات جايي در سياست خارجي پاکستان نخواهد داشت.
وزيرستان منطقه مورد بحث افغانستان و پاکستان حدود 11584 کيلومتر مربع مساحت و در حدود يک ميليون جمعيت دارد به دو بخش شمالي و جنوبي تقسيم شده است منطقه صعب العبور و غير قابل دسترسي، اين منطقه در کنترل دولت پاکستان نيست مستقل است، اين منطقه تا زمان سقوط طالبان هيچ مشکلي را براي پاکستان بوجود نمي آورد. هنگامي که القاعده و طالبان آنجا را به پناهگاه خويش تبديل کردند نمي دانستند که خط ديورند که بين افغانستان و پاکستان کشيده شده است، آنها را پاکستاني ساختند فکر مي کردند در افغانستان هستند.  مردمان اين منطقه خط ديورند را تصنعي مي دانند و مردمان هر دو طرف خط در هر دو طرف صاحب زمين هايي هستند آنها هيچ محدوديتي را در رفت و آمد شان قبول ندارند آنها اصلا حوصله پرداختن به اين مسئله را ندارند.
از نظر ترکيب نژادي و تاريخي مردمان آن طرف خط ديورند بيشتر به افغان ها تمايل دارند و علاوه بر آن تا به حال هيچ حکومتي در افغانستان وزيرستان را بعنوان خاک پاکستان نپذيرفته است. سر مورتيمور ديورند وزير امورخارجه هند بريتانوي با پادشاه عبدالرحمن خان در نوامبر سال 1893 سندي را به امضا رساند که مرز بين پاکستان امروزي که از هند جدا شده بود با افغانستان مشخص مي ساخت، اين منطقه تاکنون مورد مناقشه هر دو کشور است. دولت افغانستان پشتون هاي اين منطقه را به عنوان  افغان نپذيرفته است و همچنين دولت نخواهد پذيرفت که اين منطقه به نام پشتونستان اعلام جدايي کند. در سال 1919 پادشاه نادر خان براي بازگرداندن اين منطقه دست به حملاتي زد که ناموفق بود. در سال 1949 لويه جرگه افغانستان اعلام کرد که خط ديورند بي ارزش است و خط ديورند بخشي از افغانستان است. 
با اين وضعيت هر حکومتي در اسلام آباد چه نظامي و چه غير نظامي در تلاش اين بوده است که با حکومت کابل به اين توافق برسند که خط ديورند را به عنوان مرز بين المللي به رسميت بشناسند اما موفق نشدند. حتي در دوره طالبان که پاکستان از طالبان حمايت مي کرد به آنان در زمان شوروي سابق کمک مي کرد و حکومت طالبان را که آن زمان کسي نمي خواست به رسميت بشناسد به رسميت شناخت به آنها اجازه داد در اسلام اباد سفارت خانه داشته باشد از آنها انتظار داشت به اين درخواست آنان پاسخ مثبت بدهد اما بيهوده بود. با اين توضيحات مي شود فهميد که چرا پاکستان مي خواهد در افغانستان يک حکومت ضعيف روي کار آورد لااقل اگر نمي تواند به خط ديورند رسميت بين المللي بدهد اين خط را همچنان در همين وضعيت حفظ نمايد، اين چيزي است که هيچ حکومتي در افغانستان نمي تواند با آن موافقت کند.

دیدگاه شما