صفحه نخست » مقالات » عراق پسا خروج اندرزِ برای افغانستان
عراق پسا خروج اندرزِ برای افغانستان
- عبدالرحمن فهيمي
ایالات متحده امریکا به عنوان ابر قدرت چهار بعدی جهان، با توجه به منافع استراتژیکِ که در مناطق جهان دارد، محدودة امنیت ملی اش را فراتر از مرزهای جغرافیایی تعریف می کند. بدین معنا که بر اساس بینش امریکا، امنیت ملی این کشور ممکن است خارج از مرزهای جغرافیایی اش در مناطق جهان با تهدید مواجه گردد. از این روی، جهت برداشتن تهدیدها سیاست های مهارگرایانه را اتخاذ کرده و به اجرا می گذارد.
بر اساس استراتژی امنیت ملی امریکا، پس از سقوط شوروی سه نوع تهدید در جهان وجود دارد که امنیت ملی این کشور و در نهایت صلح و امنیت جهانی را با مخاطره مواجه کرده است. «تروریسم» به عنوان نیروها و شبکه های تندرو و افراطی که به هیچ اصول و ارزش های انسانی پایبند نیستند، کشورهای محور «شرارت» که در صدد برهم زدن نظم کنونی بین المللی هستند و «سلاح» های کشتار و انهدام جمعی.
از میان این سه نوع تهدید، تروریسم در خط مقدم بوده و بیشتر از همه امنیت ملی امریکا و امنیت و صلح بین المللی را با تهدید مواجه کرده است. از این روی، در مناطق از جهان که تروریسم وجود داشته و از آن جا منافع امریکا، هم پیمانان سیاسی و اقتصادی این کشور و در نهایت منافع همة اعضای جامعة بین المللی را تهدید می کند، این کشور وارد همکاری های نظامی با کشورهای منطقه می گردد، تا بتواند به صورت مستقیم وارد عمل شود و یا به کشورهای منطقه مدد رساند.
به نظر می رسد کشورهای که خود به تنهایی به لحاظ مالی و فنی توانایی رزمیدن در برابر تروریسم را نداشته و قادر به مهار آن نیستند، بهترین گزینه این خواهد بود که با امریکا وارد همکاری های نظامی و سیاسی گردد، تا از کمک های مالی و فنی این کشور و حتی سربازان نظامی اش، در راستای تامین امنیت گام بردارد.
1 . عراق و پیامدهای انصراف از عقد موافقت نامة نظامی
با آن که با حملة نظامی امریکا به عراق در سال (2003) رژیم استبدادی و تمامیت خواه صدام حسین سقوط کرده و خود به چوبة دار آویخته شد، اما تروریستان امنیت و ثبات دولت نوپای عراق را تهدید می کردند. امریکایی ها در این زمینه نقش بارز را بازی کرده و فضای نسبتا امن را برای این کشور رقم زدند. به گونه ای که دولت عراق تصور کرد دیگر نیاز به حضور نظامی امریکا نیست. از این روی، به شرایط امریکا تن نداده و از عقد موافقت نامة نظامی که حضور سربازان امریکایی را در داخل عراق مجوز می داد، خود داری کرد.
اما در فضای نبود سربازان نظامی امریکایی وضعیت امنیتی این کشوربه تدریج وخیم شده و تروریستان قدرتمند تر شدند. گروه «داعش» گام به گام دستاوردهای نظامی کسب کرده و برخی از ولایت ها را تصرف کردند. اکنون تهدید جدی تر از گذشته شده است. شورشیان سازمان یافته تر شده و تهدید جدی را خلق کرده اند. گذشته از این که برخی شهرهای مهم این کشور را تصرف کرده اند، هوای تصرف بغداد را کرده و کاخ تصمیم گیری این کشور را به لرزه در آورده اند. گروه داعش قدرتمند تر شده و ارتش عراق به دلایل مختلف قادر به رزمیدن با آنان نیست. به گونة که هنگام تصرف موصل (30000) سرباز ارتش نتوانستند در برابر (800) جنگ جویِ داعش ایستادگی کنند. وضعیت به گونه ای تهدید آمیز گردیده است که ایران و امریکا را به همکاری وا داشته است.
بنابر این، ارتش نو تشکیل عراق توانایی دفاع نظامی و تامین امنیت را نداشت. ولی سیاست گذاران این کشور با توانمند پنداشتن آنان و یا شاید در نظر گرفتن غرور ملی، از عقد موافقت نامة نظامی و امنیتی با امریکا منصرف شدند. بدون تردید اگر عراق حاضر به عقد موافقت نامه می شد، اکنون وضع بهتر و مطلوب تر را داشت.
2 . عقد موافقت نامة امنیتی پیشگیری از سرنوشت عراق در افغانستان است
بیش از یک سال است که بحث عقد موافقت نامة دفاعی و امنیتی بین افغانستان و امریکا سر زبان هاست. در معاهدة استراتژیک که بین دو کشور به امضاء رسید، هر دو متعهد شدند بعد از یک سال موافقت نامة امنیتی به منظور تنظیم همکاری های نظامی منعقد خواهد شد. مذاکرات آغاز شد و اختلاف نظرهای جدی بین دو طرف مشهود بود. اما سر انجام هیئت های مذاکره کننده به توافق رسیده و متن را تهیه کردند. حکومت لویه جرگة را برگزار کرده و به اصطلاح از نمایندگان مردم نظر خواهی کرد. اتفاقا نظر لویه جرگه مساعد بوده و بر عقد بی درنگ آن تاکید کرد.
اما ناگهان موضع سیاسی رییس جمهور کرزی تغییر کرده و سخنرانی پایانی اش با سخنرانی آغازین اش تفاوت 180 درجه ای پیدا کرد. آقای کرزی در سخنرانی آغازین اش در برابر صدها نفر در خیمة لویه جرگه، تهدیدهای امنیتی کشور را بر شمرد، توطئه ها و دسیسه های استخباراتی را نشانه گرفت و بر ضرورت تجهیز و تمویل ارتش ملی افغانستان تاکید کرد. همة این موارد مهم در صورت امکان پذیر خواهد بود که حکومت افغانستان وارد همکاری نظامی و امنیتی با امریکا گردد. ولی مشخص نیست که چه عوامل باعث شد که به یک بارگی موضع تغییر کرد. رییس جمهور پیش شرط هایِ را وضع کرد که بایستی امریکا در آغاز آن ها را برآورده کرده و بعد موافقت نامه را امضا می کرد. و حتی در اواخر سخن از بیرون رفتن خارجی ها، بی ثمر بودن حضور نظامی شان در افغانستان و توطئه برای نا امنی در کشور به میان آمد.
حالا چشم همه به سوی رییس جمهور و حکومت جدید منتخب دوخته شده است. امید می رود که به خواست اکثریت مطلق مردم و ضرورت بنیادین کشور توجه کرده و موافقت نامه را به زودی امضا کند.
اگر رییس جمهور بعدی نیز بنابر عوامل و علل گونه گون از امضای آن اباورزد، بدون تردید سرنوشت عراق پس از خروج در انتظار افغانستان خواهد بود. بلی! نیروهای نظامی افغانستان نسبت به نیروهای نظامی عراق توانمندتر به نظر رسیده و بار بار توانایی های شان را تثبیت کرده اند. اما هنوز به لحاظ فنی و لوژیستیکی به صورت کافی توانمند نیستند که اگر گروه تندرو و افراطی شبیه داعش رشد کند و یا تفکرش به افغانستان و منطقه شبه قارة هند توسعه یابد، بتوانند مقابله کنند.
گرچند رییس جمهور کرزی خاطر نشان کرده است که سرنوشت عراق در انتظار افغانستان نیست، اما به نظر می رسد، بدون همکاری های نظامی امریکا بعید می نماید که افغانستان از پس تهدیدها و چالش های نظامی و امنیتی برآید. در این صورت بهتر و عقلانی تر خواهد بود که افغانستان موافقت نامه را با امریکا امضا کرده و همکاری های نظامی آن کشور را جلب کند. از این رهگذر، به کمک امریکا در کوتاه مدت می تواند از پس تهدیدها برآید و در درازمدت ارتش را قدرتمند کند.
به هر صورت، سرنوشت نظامی و سیاسی که اکنون عراق با آن سر دچار است و از تهِ دل از امضا نکردن موافقت نامه همکاری های نظامی با امریکا ندامت می کشد، پند و اندرز خوب برای افغانستان است.

دیدگاه شما