صفحه نخست » مقالات » به تقلب در انتخابات باید رسیدگی شود
به تقلب در انتخابات باید رسیدگی شود
- علی قادری
دومین دور انتخابات ریاست جمهوری افغانستان در 24 جوزا موفقانه برگزار شد. چند ساعت بعد از ختم پروسه رأی گیری دو کاندید ریاست جمهوری کنفرانس خبری برگزار کردند و از مردم افغانستان به خاطر مشارکت در انتخابات و به خاطر اعتماد بهشان تقدیر و تشکر کردند. در اولین کنفرانس خبری دو کاندید ریاست جمهوری هیچ رفتار و سخنی غیر معمول بیان نشد. فردای روز انتخابات اما، وضعیت دگرگون شد. کنش ها و واکنش ها متفاوت از روز و شب انتخابات شد. کاندید ریاست جمهوری از تقلب گسترده به نفع کاندید خاصی سخن می گفت. کمیسیون مستقل انتخابات میزان مشارکت سیاسی را در حدود هفت میلیون اعلان نمود. کاندیدی اما، میزان مشارکت را پایین تر از هفت میلیون دانست و اعلان هفت میلیون مشارکت در انتخابات را امری سازماندهی شده به نفع کاندیدی خاص می دانست. واکنش هر دو کاندید دگرگونه شد. هر دو کاندید به نوعی تقلب در انتخابات را بزرگنمایی کرد. حال سوال این است که برجسته سازی تقلب در انتخابات بیانگر چیست؟ آیا کاندیدان ریاست جمهوری با بزرگنمایی تقلب در صدد نپذیرفتن نتیجه انتخابات است.پیامد های احتمالی آن چیست؟ چه تدابیری می توان برای مدیریت پیامد های آن در نظر گرفت.
به باور نگارنده این ستور، بزرگنمایی تقلب در انتخابات به معنی نپذیرفتن نتیجه انتخابات از سوی کاندیدان ریاست جمهوری است. هر کاندید ریاست جمهوری نتیجه را می پذیرد که به پیروزی شخص شان منجر شود.هر یک از کاندیدان ریاست جمهوری میزان رأی خود را بالاتر از میزان رأی کاندید رقیب می داند.سخن گفتن از تقلب به معنی جهت دهی افکار عمومی و آماده نمودن افکار عمومی به منظور واکنش غیر دموکراتیک است. این نشان می دهد که بازیگران عرصه سیاسی باورمند به قواعد بازی سیاسی دموکراتیک نیست. هیچ یک از کاندیدان ریاست جمهوری نهاد های برگزار کننده انتخابات را قبول ندارد. به همین خاطر، کاندیدان خود را در جای نهاد های برگزار کننده قرار می دهند و در مورد نتیجه انتخابات اظهار نظر می کند. اظهار نظر و یا آمار دادن از میزان مشارکت و یا میزان آراء خود بیانگر آن است که کاندیدان ریاست جمهوری قواعد بازی سیاسی را قبول ندارند.
جهت دهی افکار عمومی در جهت خاص به معنی این است که کاندیدان ریاست جمهوری در صدد سوق دادن وضعیت عمومی کشور به سمت و سوی خاص می باشد. این وضعیت هر چه باشد؛ بدون شک بی ثباتی سیاسی را به همراه خواهد داشت. هر رفتار و حرکتی بر خلاف قواعد بازی سیاسی می تواند ثبات سیاسی را از بین ببرد. هر رفتار و حرکت خلاف قاعده بازی و غیر دموکراتیک بی احترامی به مشارکت گسترده مردم در پای صندوق های رأی می باشد.مردم به خاطر مشارکت در انتخابات انگشتان خود را از دست دادند و خون شان به زمین ریختند. بی توجهی به خون های ریخته شده و انگشتان بریده بیانگر بی احترامی به رأی دهندگان است.
چگونه می توان این وضعیت را مدیریت کرد. به باور نگارنده این ستور، همه چیز بر می گردد به رفتار ها و کنش های نخبگان سیاسی. زیرا در کشور های مانند افغانستان باور عمومی بر این است که نخبگان سیاسی نقش برجسته در آوردن صلح، ثبات، حفظ دستاورد ها و ... دارد.در رفتار نخبگان سیاسی چند فاکت وجود دارد که اگر آن فاکت ها در نظر گرفته شود به احتمال زیاد، وضعیت حفظ خواهد شد.
اول؛ اولین و مهمترین فاکت تاثیر گذار بر وضعیت کنونی ترجیح منافع ملی بر منافع شخصی است. نخبگان سیاسی و به صورت مشخص کاندیدان ریاست جمهوری اگر مبنای رفتار خود را منافع ملی بداند، تقلب در انتخابات را بزرگنمایی نمی کند و در صدد جهت دهی افکار عمومی به سمت و سوی خاص نمی باشد. منافع ملی افغانستان حفظ ثبات سیاسی و دموکراسی نوپا و نیم بند کنونی است.اگر ثبات سیاسی بر منافع شخصی اولویت داده شود، هیچ اتفاق خاص نخواهد افتاد. کشور به سمت بی ثباتی سیاسی پیش نخواهد رفت.
دوم؛ دومین فاکت که تاثیر زیادی بر حفظ اوضاع کنونی دارد، پذیرفتن قاعده بازی دموکراتیک است. بر اساس قاعده بازی هیچ کاندیدی صلاحیت ابراز نظر در مورد نتیجه انتخابات را ندارد.آن ها باید منتظر نهاد های برگزار کننده انتخابات بماند. کاندیدان ریاست جمهوری با مشخص شدن نتیجه ابتدایی انتخابات نباید واکنش های تند و زننده بروز دهد. آن ها بر اساس قواعد بازی دموکراتیک باید شکایات خود را به صورت کتبی به کمیسیون مستقل شکایات انتخاباتی تحویل دهند تا این کمیسیون به شکایات آن ها رسیدگی نماید.بنابراین مبنا قرار دادن قواعد بازی سیاسی می تواند ما را از پیامد های احتمالی حفظ نماید.نخبگان سیاسی و کاندیدان ریاست جمهوری باید به این مسئله توجه داشته باشد.
سوم؛ نخبگان سیاسی باید این نکته را در نظر بگیرند که پیروزی یک کاندید به معنی باخت کاندید دیگری نیست. کاندید پیروز ملزم به تقسیم قدرت میان نخبگان سیاسی می باشد. پیروزی یک کاندید و سهیم نکردن تیم رقیب در ساختار قدرت خود بحران زا است و می تواند کشور را به سمت بی ثباتی به پیش ببرد. بنابراین هر کاندید ریاست جمهوری در صورت پیروزی به قدرت سیاسی دست می یابد. کاندید پیروز به تنهایی نمی تواند کشور را مدیریت نماید.بنابراین واکنش های تند و بحران زا معنی و مفهومی ندارد.
چهارم؛ نخبگان سیاسی ما درک می کند که دموکراسی در افغانستان شکننده است. ما تازه به دموکراسی دست یافته ایم. در طول تاریخ استبداد و اختناق را تجربه نموده ایم.به خاطر حفظ دموکراسی و به خاطر جلوگیری از بازگشت به گذشته، باید از رفتار ها و کنش های دست بکشیم که دموکراسی را با خطر مواجه سازد.بنابراین نخبگان سیاسی و کاندیدان ریاست جمهوری با درنظر داشت این فاکت در رفتار ها و کنش های خود می تواند کشور را از بحران احتمالی حفظ کند.
این نکته را باید متذکر شوم که تنها نخبگان سیاسی قادر به مدیریت پیامد های احتمالی است. عموم مردم به خاطر عدم انسجام و همبستگی قادر به مدیریت کشور نیست. مردم وظیفه خود را انجام دادند. مردم آنچه در توان داشتند انجام دادند. مردم به خاطر تقسیم قدرت میان نخبگان سیاسی قربانی دادند و انگشتان شان بریده شدند. این حد اکثر کاری مردم برای کشور بود.
در پایان این نوشتار یک بار دیگر باید متذکر شوم که بزرگنمایی تقلب در انتخابات بیانگر نپذیرفتن نتیجه انتخابات از سوی کاندیدان ریاست جمهوری است. بزرگنمایی تقلب در انتخابات افکار عمومی را برای آشوب و هرج و مرج آماده می کند. مدیریت این وضعیت کاری دشوار است. مردم هیچ کاری در مدیریت این وضعیت نمی تواند. تنها نخبگان سیاسی می تواند وضعیت را مدیریت نماید. آن ها باید یک سری فاکت ها را در رفتار ها و کنش های خود در نظر بگیرند تا وضعیت کنونی حفظ شود و ما یک گام دیگر به سمت تحکیم دموکراسی برداریم.

دیدگاه شما