صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۴ حمل ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

کاندیدان ریاست جمهوری؛ چگونه به خواست ها و تقاضا های مردم پاسخ خواهند داد؟

-

کاندیدان ریاست جمهوری؛ چگونه به خواست ها و تقاضا های مردم پاسخ خواهند داد؟

دموکراسی زمینه را برای حضور مردم در عرصه سیاست فراهم می کند. مردم تصمیم گرنده اصلی عرصه سیاست می شود. این مسٔله را در بهترین وجه ممکن می توان در در زمان کارزار های انتخاباتی مشاهده کرد. در طول کارزار های انتخاباتی نخبگان سیاسی به اقسا و نقاط کشور برای جلب آراء و دیدگاه های مردم سفر می نماید و خطرات زیادی را به جان می خرند تا از این مجرا به قدرت سیاسی دست یابند. در طول کارزار های انتخاباتی مردم خواست ها و تقاضا های خود را به نخبگان سیاسی و کاندیدان مطرح می نماید.دوران کارزار های انتخاباتی در همه کشور ها با نظام دموکراتیک مردم به شکل گسترده وارد عالم سیاست می گردد. کاندیدان و نخبگان سیاسی برای جلب و کسب آراء در کنار مردم قرار می گیرد. در این دوران؛ در همه کشور ها کاندیدان به خواست ها و تقاضا های مردم توجه می کند.

در کشور های توسعه اما‍‍ در فردای انتخابات نیز نخبگان سیاسی به خواست ها و تقاضا های مردم می ‍‌پردازد. اما در کشور های جهان سوم مانند افغانستان که سیستم ها و ساختار ها معیوب است و کارگزاران در گودال های فساد غرق است هیچ توجهی به خواست ها و تقاضا های مردم نمی کند.سوال این است که آیا کاندیدان ریاست جمهوری د فردای پیروزی نسبت به خواست ها و تقاضا های مردم سکوت خواهد کرد و یا اینکه خواست ها و تقاضا های مردم مبنای برنامه ها و طرح های آن ها را تشکیل خواهد داد. این نوشتار در صدد آن است تا این مسٔله را به بررسی بگیرد.

به لحاظ تاریخی، توجه به خواست ها و تقاضا های مردم بر می گردد به اولین ریشه های دموکراسی. دموکراسی در یونان و رم باستان شکل گرفت. با شکل گیری دموکراسی مردم و خواست ها و تقاضا های مردم مهم و اساسی تلقی شد. در یونان باستان اگر چه به مردم توجه می شد اما مردم به دسته های مختلف رده بندی می شد. اهمیت مردم بیشتر به میزان توانایی فرد بود. برخی گروه ها در رده حیوانات در نظر گرفته می شد و هیچ توجه به خواست ها و تقاضا های آنان صورت نمی گرفت.از اواخر قرن ۱۹ میلادی اما، اعتراضات و مبارزات برابری خواهانه باعث شد که امتیاز دهی و دسته بندی های گوناگون از میان بر داشته شود و همه مردم به عنوان شهروند و دارای حقوق برابر دانسته شود. با توسعه یافتن کشور ها، و نظام های سیاسی خواست ها و تقاضا های مردم برای نخبگان سیاسی مبنای برنامه ها و طرح های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی قرار گرفت.توجه به خواست ها و تقاضا های مردم اما، تنها در کشور توسعه یافته صورت می گرفت. در کشور های توسعه نیافته مانند افغانستان تا هنوز توجه به خواست ها و تقاضا های مردم صورت نمی گیرد. کمتر برنامه و طرح سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بر مبنای خواست ها و تقاضا های مردم صورت می گیرد. یا طرح ها و برنامه ها وجود ندارد. اگر هم وجود دارد؛ بیشتر ذهنیت های نخبگان حاکم می باشد.

در دوران کارزار های انتخاباتی اما، کاندیدان بیشتر به خواست ها و تقاضا های مردم توجه می کند. به عبارت دیگر، در این دوران نخبگان سیاسی گوش شنوا پیدا می کند و بعد از پیروزی کمتر توجهی به مردم و خواست ها و تقاضا های مردم دارند. در افغانستان در اول کارزار های انتخاباتی کاندیدان ریاست جمهوری به ولایات مختلف سفر نمودند و به حرف مردم گوش سپردند. در دور دوم نیز دو کاندید پیشتاز به برخی ولایات سفر نمودند به خواست ها و تقاضا های مردم گوش سپردن. این دو کاندید وعده های نیز به مردم ولایات مختلف دادند. اما مسٔله این است که آیا کاندیدان ریاست جمهوری در صورت پیروزی به مردم توجه خواهد نمود.

از نظر نگارنده این ستور، توجه به خواست ها و تقاضا های مردم در صورتی ممکن می گردد که چند مسٔله دیگر ممکن گردد. اول؛ در کشور های توسعه یافته هم سیستم و کارگزاران نظام نسبت به مردم و تقاضا ها و خواست های مردم توجه دارند. از آنجایی که ورودی های سیستم سیاسی در افغانستان معیوب می باشد و قادر درک به و تشخیص و اولویت بندی خواست ها و تقاضا های مردم نمی باشد، امکان پرداختن نیز به آن ممکن نیست. ناگفته نباید گذاشت که تنها ورودی سیستم سیاسی معیوب نمی باشد. بلکه پردازش خواست ها و تقاضا ها و تحلیل آن در درون سیستم نیز با مشکل مواجه می باشد. به عبارتی تنها یک بخش از سیستم ما با مشکل مواجه نمی باشد. بلکه تمام سیستم ما معیوب است و قادر به کسب خواست ها، تحلیل آن ها و پردازش به آن می باشد.

در کنار این مسٔله کارگزاران نظام سیاسی ما نیز در فساد غرق است. بدین معنی که برای کارگزاران نظام سیاسی منافع شخصی شان اولویت دارد. منافع عمومی نه تنها جایگاهی ندارد بلکه هیچ توجه به آن نمی شود. این سیستم معیوب و کارگزاران فاسد باعث می شود که توجه به خواست ها و تقاضا های مردم نگردد.

بنابراین برای توجه به خواست های مردم نیازمند آنیم تا سیستم سیاسی را طوری بسازیم که نسبت به خواست ها و تقاضا های مردم حساس باشد. ورودی های سیستم سیاسی و خروجی های نظام سیاسی هر کدام کارکرد های خاص خود را انجام دهد. در عین حال، سیستم به گونه ای عیار گردد که کمتر کسی به خود اجازه فساد و اولویت دادن منافع شخصی خود بر منافع جمعی و عمومی شود.

عامل دیگری نیز باعث می شود که نخبگان سیاسی کمتر به خواست ها و تقاضا های مردم توجه کند. آن میزان تقلب در روند انتخابات است. بدین معنی که هر یک از نامزدان ریاست جمهوری پیروز کارزار های انتخاباتی گردد. در دور بعدی با تقلب و بدون آراء مردم خود را به پیروزی می رساند. این عناصر باعث شده است که مردم کمتر مورد عنایت نخبگان سیاسی قرار گیرد.

با همه این ها؛ کاندیدان ریاست جمهوری اگر هم بخواهد توجه به خواست ها و تقاضای مردم بتوانند قادر به پاسخ گویی نیست. زیرا خواست ها و تقاضا ها به اندازه گوناگون و متنوع است که دسته بندی آن ها تا حدودی زیادی ممکن نیست. از این جهت نیز برای نخبگان سیاسی سخت و دشوار است که خواست ها و تقاضا های مردم را برآورده سازد.

مهمترین مسٔله بعد از پیروزی دگرگونی در ساختار سیاسی است. ما نیازمند ساخت یک سیستم سیاسی می باشیم که آن سیستم ورودی و خروجی دارای کارکرد های مشخص و تعریف شده ای داشته باشد. سیستم قادر باشد بر کارگزارن خود نظارت و کنترل داشته باشد. به گونه ای که کارگزاران در عین توجه به منافع خود منافع سیستم سیاسی را نیز در نظر بگیرد. تا زمانی که این مهم صورت نگیرد امکان توجه به خواست ها و تقاضا های مردم ممکن نیست. بنابراین هر دو کاندید ریاست جمهوری باید به این مسٔله واقف گردد که توجه به خواست ها و تقاضا های مردم بدون تغییر در سیستم سیاسی ممکن نیست.

دیدگاه شما