صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۴ حمل ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

افغانستان و پاکستان در معرض تهدید مشترک، آیا زمان همکاری نیست؟

-

افغانستان و پاکستان در معرض تهدید مشترک، آیا زمان همکاری نیست؟

بحث «همگرایی» و «همکاری» و یا «واگرایی» و عدم همکاری، یکی از مباحث مهم در روابط بین الملل است. پرسش این جاست که چگونه می توان میان کشورهای بازیگر، همکاری و همگرایی را ایجاد کرد؟. حالت طبیعی این بوده است که کشورهای بازیگر در صحنة سیاست بین الملل، در تنازع و کشمکش به سر می بردند. اما این وضعیت عقلانی و «خردمندانه» نیست، بلکه همان طور که انسان ها در درون جامعه های سیاسی به عوض خصومت، جنگ و تنازع، همکاری و همگرایی را در پیش گرفته اند، در عرصة سیاست بین الملل نیز، کشورها به عوض خصومت و رویارویی های خَشن، همکاری و همگرایی را در پیش گیرند.

  در پاسخ به پرسش فوق نظریه ها و راه حل های گونه گون مطرح شده است. هر یک در تلاش تبیین تنازع و کشمکش بوده و از آن رهگذر می کوشند، راه های دست یابی به فضای همکاری و همگرایی را استنباط کنند.

   از میان همة راه حل ها و نظریه های که مطرح می گردد، یکی از آن ها جست و جو و یا یابیدن «تهدیدها» و «منافع مشترک» بین دو و یا چند کشور است. اگر تهدیدها و منافع مشترک بین دو و یا چند کشور موجود باشد ـ به گونه ای که هر دو و یا همه از آن در معرض تهدید بوده و توانایی حل آن را به تنهایی نداشته باشند ـ می شود گفت که «بسترها» و زمینه های همکاری و همگرایی سیاسی موجود است و می توان چنین فضایِ را در مناسبات دو کشور ایجاد کرد.

   به هر صورت بحث "تهدیدها و منافع مشترک زمینه ساز همکاری های مشترک" فرمول پذیرفته شده در روابط بین الملل است. از این طریق، زمان که تهدیدها و منافع مشترک میان دولت ـ کشورها موجود باشد، همکاری های مشترک شکل خواهد گرفت، اما در صورت که تهدیدها و منافع مشترک موجود نباشد سیاست های دو کشور به سمت واگرایی گام نهاده و نزدیک نخواهند شد.

1 . تروریسم

تروریسم از دیر باز شده است که «سازمان» های اطلاعاتی، «کاخ» های تصمیم گیری و «افکار عمومی» در جهان را مصروف خود کرده است. گرچند افغانستان در آغازین دهة هفتاد قربانی گردیده و حکومت امارت با فضایِ بسته را تجربه کردند و هر چه فریاد و هشدار خطر به جهانیان سر دادند، اما آن هشدارها و پیام های مخاطره آمیز جدی گرفته نشده و در نهايت با پدیدة «تروریسم» سوختند و ساختند. ولی حادثة یازدهم سپتامبر در سال 2001 م نقطة عطفی برای بیداری از خواب غفلت گردید. «برج» های مرکز تجارت جهانی و نیز «پنتاگون» وزارت دفاع ملی امریکا مورد حملة سازمان تروریستی بین المللی «القاعده» قرار گرفت و با تلفات انسانی و مادی که در پی داشت و نیز بازتاب جهانی که یابید، جهانیان به تازگی از «خواب غفلت» برخواسته و با مالیدن چشمان خواب آلود تهدید کلان را در برابر شان یافتند. از این پس، شهروندان جامعه های غربی در جاده های لندن، پاریس و برلین و نیز سیاست مداران شان در کاخ های تصمیم گیری احساس امنیت نمی کردند.

   اما علی رغم این که سیاست های «مهارکننده» در برابر این پدیدة تهدید آمیز از سوی همة کشورها اتخاذ گردید، این تصور وجود داشت که افغانستان در درجه نخست در معرض تهدید قرار دارد. جنگ در این کشور جریان دارد و اگر وضعیت به گونه ای به پیش برود که تروریسم قادر به اجرای عملیات های تخریبی در حوزه های جغرافیایی بیرون از افغانستان را نداشته باشد، کشورهای خارجی حتی کشورهای منطقه ای در معرض تهدید جدی قرار نخواهند داشت. اما این تصور با رشد تدريجي تروريسم و خلق تهديدهاي فرا افغانستاني در گذر زمان باطل شد.

2 . تهدید امنیت منطقه ای

اکنون تروریسم نه تنها «امنیت ملی» افغانستان را تهدید نمی کند، بلکه در سطح «مناطق استراتژیک» در آسیا؛ جنوب آسیا؛ هند، پاکستان و افغانستان، خاورمیانه، و حتی در آفریقا تبدیل به تهدید کلان شده است. اگر روزِ افغانستان به تنهایي قربانی حمله ها و کشتارهای تروریستان بود، امروز کشورهای منطقه ای به ویژه پاکستان نیز قربانی است. هر روز شهرها و روستاهای این کشور شاهد حمله های انتحاری تروریستان است که ده ها نفر قربانی می گیرد. در حال حاضر، اگر تروریستان قادر به «نفوذ» و «ورود» در درون نهادهای دولتی افغانستان است و می توانند چالش های امنیتی کلان را خلق کنند، از چنین توانایی در پاکستان نیز برخوردار هستند. گذشته از حمله های انتحاری و انفجاری که در شهرهای گونه گون این کشور انجام می دهند، قادر به ورود مسلحانه در درون میدان های هوایی این کشور هستند. دو شنبة هفتة جاری 10 نفر از تروریستان به گونه ای مسلحانه وارد میدان هوایی کراچی پاکستان شده و ضمن این که ساعت ها با پولیس و ارتش درگیر شدند، توانستند شمار قابل توجهِ از نیروهای امنیتی این کشور را به قتل رسانیده و رعب و وحشت خاص را در ایالت و در کل در سطح پاکستان ایجاد کنند.

بنابر این، تهدید تروریسم نه تنها در افغانستان بلکه در پاکستان و نه تنها در این دو کشور منطقه ای بلکه در سطح منطقه جدی تر شده و امنیت سیستم منطقه ای را به چالش کشیده است. اگر در مورد دیگر کشورهای منطقه ای نظیر هند، ایران، چین و مجموعة آسیای مرکزی بحث نکنیم، این وضعیت بازگو کنندة این واقعیت سیاسی خواهد بود که افغانستان و پاکستان در معرض تهدید مشترک به نام تروریسم قرار دارند. اگر در افغانستان بر تاسیسات دولتی حمله می کند، انسان های بی گناه و نظامیان را به قتل می رساند و فرایندهای کلان سیاسی چون انتخابات ـ تهدید امنیت انتخابات و انجام حمله های انتحاری به منظور ترور نامزدان ریاست جمهوری ـ را به چالش می کشد، در پاکستان نیز همين وضعیت است.

نکته این جاست که هیچ يك از اين دو كشور، به تنهایی قادر به دفع چنین تهدید و صیانت از منافع ملی اش نیست. افغانستان در طول سیزده سال گذشته همگام و در همکاری با نیروهای نظامی ائتلاف جهانی مبارزه با ترور رزمیده است، اما تهدید همچنان باقی بوده و دشمن رجز خوانی می کند. پس پاکستان که به صورت قطع به تنهایی قادر به مهارش نیست. بلکه همکاری و همگرایی مشترک دو کشور در گام نخست و همکاری همة کشورها در گام دوم می تواند موثر واقع شود.

3 . زمان همکاری های مشترک در امر مبارزه با ترور

به نظر مي رسد كه زمان، زمانِ همكاري هاي مشترك منطقه اي به ويژه ميان افغانستان و پاكستان است. دولت هاي دو كشور بايستي مذكرات و گفت و گوهاي سياسي را آغازگر شده و چهارچوب همكاري دو جانبه را تدوين كنند.

متاسفانه دستگاه ديپلماسي افغانستان در طول يك دهه و اندي كه گذشت، قادر به اين نشده است كه به ديپلمات ها و مركزهاي تصميم گيري پاكستان تفهيم كند، حلقه هاي تندرو و افراطي مستقر در مناطق قبايلي اين كشور، به تدريج به تهديد كلان در برابر ثبات پاكستان تبديل مي شوند. امروزه گروه هاي تندرو در مناطق مختلف اين كشور حمله كرده و علي رغم انتحار، انفجار و ارتكاب جرايم حقوق بشري، «بذر» «نفاق» و «پراكندگي» در اين كشور را پاشيده و به شكاف هاي مذهبي ـ فرقه اي دامن مي زنند.

بنابر اين، مسووليت سياسي تصميم گيرندگان پاكستاني است كه چشمان شان را باز كرده و با توجه به واقعيت هاي موجود تصميم گيرند و نيز ماموريت سنگين ديپلمات ها و به صورت عموم سياست مداران دولت افغانستان است كه در راستاي «اقناع» سازي پاكستان مبني بر اين كه تروريسم تهديد براي همه، به ويژه پاكستان است، تلاش جدي ورزند.

اگر امروز تروريستان مي تواند به ميدان هاي هوايي پاكستان حمله كرده و چالش خلق كنند، در صورت كه سياست هاي «مهار كننده» روي دست گرفته نشود، سطح تهديدها و چالش آفريني ها كلان تر و جدي تر خواهد شد.

     در نهايت در صورت كه تهديد و منافع مشترك بين دو كشور حس گردد، با توجه به ارادة نسبتا بهترِ برخورد قاطع با افراطيون در بدنة ارتش پاكستان، مي توان به مبارزة مشترك و دستاوردهاي چشم گير اميدوار بود.

دیدگاه شما