صفحه نخست » مقالات » روحيه جمعي محور مشترك براي همه است
روحيه جمعي محور مشترك براي همه است
- عبدالرحمن فهيمي
روحيه جمعي به عنوان يكي از مباحث مهم در دولت سازي مطرح است. جمعيت يكي از مولفه ها و عناصر تشكيل دهندة دولت بوده و بدون آن ساير مولفه ها بي معنا مي شود و همچنين پس از تشكيل دولت ـ كشور، در عرصة بازي ها و تعاملات بين المللي جمعيت به عنوان يكي از منابع قدرت مطرح است.
در گذشته ها و نظام هاي سياسي گذشته، كثرت جمعيت، منبع قدرت تلقي مي گرديد، چون كه دولت ها به دنبال لشكركشي و توسعه ارضي بوده و مداوم در حال جنگ با يك ديگر به سر مي بردند. اما حالا كه لشكركشي هدف براي دولت ها نبوده و حرمت نهادن به تماميت ارضي و حاكميت ملي ساير دولت ها، به عنوان يك اصل مطرح است، كيفيت جمعيت مهم شده است. در اين صورت رقابت هاي نظامي و خصم محورانة ديروز جاي اش را به رقابت هاي اقتصادي و فرهنگي داده است. امروزه دولت ها به جاي هزينه نظامي و انديشيدن در مورد اين كه چگونه مي توان حمله و تصرف كرد، به اين فكر مي كنند كه چگونه مي توان در عرصة اقتصادي بازارهاي جهاني را در اختيار گرفت و چگونه فرهنگ و هويت خود را به عنوان فرهنگ مطلوب و مورد پذيرش جهان جلوه داد.
اما دولتي مي تواند به عنوان بازيگر اقتصادي ـ سياسي مطرح و تاثيرگذار در سطح سياست بين الملل مطرح گردد و نيز مي تواند فرهنگ و هويت خود را به عنوان هويت مطلوب جلوه دهد، كه در داخل جامعه از وحدت، همسويي و همگرايي اجتماعي بهره مند باشد. البته نمي توان وجود چالش هاي اجتماعي را در داخل همة جامعه هاي انساني رد كرد، ولكن، اين چالش ها نبايد به پيمانة باشد كه تمامي انرژي سياسي دولت را هزينه كرده و از پرداختن به مسايل مهم بين المللي بازدارد.
پرواضح است كه در جامعة چندقومي و چند پارة افغانستان روحيه جمعي و همبستگي اجتماعي از نيازمندي هاي جدي بوده و خواهد بود. تا هنوز كه كشور در زمرة كشورها و جامعه هاي توسعه نيافته قدم مي زند و پس از كودتاي كمونيست ها به صورت مداوم دست خوش بي ثباتي ها است ـ در كنار همة عوامل و علل ديگر ـ نبود روحيه جمعي يكي از دلايل عمده خواهد بود.
گرچند دانشمندان علوم سياسي بر سر تعريف مفهوم منافع ملي مانند ديگر مفاهيم اين رشته، توافق نظر ندارند، اما دست كم مي توان گفت، اين مفهوم از سه عنصر و مولفه برخوردار است؛ بقاء و موجوديت، ارزش هاي حياتي و توسعه اقتصادي.
به طور قطع مي توان گفت كه روحيه جمعي و وحدت و همگرايي يكي از مولفه هاي جدي ارزش هاي حياتي جامعة افغانستان است. پس در اين صورت وحدت و همگرايي عنصر منافع ملي خواهد بود.
بنابر اين، دولت، نيروها و بازيگران سياسي و همة كسان كه در اين روند نقش دارند، بايستي روحيه جمعي را به عنوان ستارة راهنما فرض نموده و با توجه بدان موضع گيري كنند، رفتار كنند و بنويسند. و در نهايت همه بر اين نكته واقف گردند كه فضاي مبتني بر همبستگي به نفع همه بوده و مي تواند به عنوان محور مشترك مطرح گردد.
در رقابت هاي انتخاباتي دور دوم، حمله هاي لفظي نامزدان و حمايت گران آن ها چه در رسانه ها و شبكه هاي اجتماعي و چه در محافل رسمي تر، بيشتر شده است. بدون ترديد اين حملات به هدف كاهش راي رقيب و افزايش راي خودي صورت مي گيرد. تيم هاي رقيب همديگر را به وابستگي خارجي، نداشتن برنامه و كپي برنامه، فاسد بودن و ..... متهم كرده و با استفاده از فرصت هاي كه شكار مي كنند، حرف هاي نادرست را نثار همديگر مي نمايند.
روز جمعه در حال كه مهره هاي اصلي تيم اصلاحات و همگرايي از داخل هوتل كابل آريانا خارج مي شدند، حملة مهيب و خطرناك انفجاري و انتحاري به هدف برچيدن آن ها صورت گرفت. گرچند ماية خوش بختي است كه آن ها جان سالم بدر كرده و دشمن به هدف اصلي اش دست نيافت، اما ماية تالم و تاثر عميق است كه هم ميهنان بي گناه كشته شدند؛ كسان كه كراچي در دست داشته و براي تهيه نان به اين طرف و آن طرف سرك كار مي كردند.
گرچند هيچ گروهي مسووليت اين حمله را به گردن نگرفته و در هاله اي از ابهام باقي مانده است، اما حقيقت كه مشخص است اين است كه كسان كه طراح اين صحنه بوده و در پشت توطئه قرار دارند، ثبات سياسي افغانستان را در راستاي منافع خود نمي بينند. آن ها دشمني پدر خواندگي با داكتر عبدالله و با استاد محقق ندارند، بلكه دشمني اعلام شده با فضاي موجود داشته و وضعيت رو به جلو كنوني را بر نمي تابند.
اما جاي تاسف كه برخي ها به عوض اين كه اين نكته را متوجه شده و در برابر آن بايستد، تيم رقيبِ تيم اصلاحات و همگرايي را متهم به دست داشتن در اين حادثه كرده و تاكيد مي كنند كه در پس پردة اين صحنه اين تيم قرار دارد. شبكه هاي اجتماعي مملو از اين توطئه ها و دسيسه ها است كه با جديت و شدت مطرح مي گردد.
به نظر مي رسد كه اگر با عينك خرد نگريسته شده و قضاوت گردد، آيا تيم رقيب در پشت صحنة خونين بود؟ گيريم كه اين ها رقابت مثبت و سازنده را از ياد برده و دست به رقابت منفي زده است، اما آيا محاسبة سياسي نكرده اند كه حذف يكي از مهره هاي درشت تيم اصلاحات به معناي به بن بست مواجه شدن فرايند انتخابات است؟ در آن صورت روي رقابت دور دوم بايد خط كشيد و فرايند را از نو آغاز كرد.
به هر صورت، كسانی كه به صورت آگاهانه، برنامه ريزي شده و دقيق و يا نا آگاهانه چنين بحث را مطرح مي كنند، در راستاي منافع كشور نيست و هيچ تيمي از چنين وضعيت مستفيد نخواهد شد.
طرح اين چنين بحث ها روحيه جمعي را به شدت آسيب مي زند، اما روحيه جمعي محور مشترك همة نيروها و جريان هاي سياسي است و بايد در صدد صيانت از آن بود.

دیدگاه شما