صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۴ حمل ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

واکاویِ دانش واژة مشروعیت سیاسی در افغانستان

-

واکاویِ دانش واژة مشروعیت سیاسی در افغانستان

مشروعیت سیاسی یکی از مفاهیم مهم و مورد بحث در علوم سیاسی ـ اندیشة سیاسی و جامعه شناسی سیاسی ـ  است. از همان آغازِ که انسان نشسته و در مورد ماحول و زندگی جمعی اش فکر کرده است، یکی از مباحث مهم، مشروعیت سیاسی دولت ها بوده است. اما گونه های مشروعیت در طول تاریخ تجربه شده و دچار تحول و تطور تاریخی شده است. در یک بازة زمانی مشروعیت سیاسی دولت ها و نخبگان حاکم مبتنی بر باورهای اسطوره ای و دینی ـ سنتی بوده است. حاکمان خود را نمایندگان و پسران خدا و خدایان، در روی زمین تفهیم و تلقی کرده و طوری به انسان ها وانمود می کردند که اطاعت سیاسی از حکومت آنان امر الزامیِ دینی است.

   در برخی مقاطع تاریخی، مشروعیت برمبنای منزلت اجتماعی بوده و هر خاندان و فردی که به لحاظ خانوادگی از موقعیت بالای برخوردار بوده است، حکومت کرده و مردم نیز به لحاظ بایدهای فرهنگی مکلف بوده اند که اطاعت کنند. و در برخی مقاطع و در برخی جوامع قدرت کاریزماتیک فرد تعیین کننده بوده و سیل عظیم از جمعیت را به اطاعت وا می داشته است.

همچنین بعد از این که دموکراسی رایج گردیده و توانست خود را به عنوان سازوکار مسلط سیاسی و حکومت داری در تمام جهان تثبیت کند، مشروعیت مبتنی بر رضایت قلبی و اجتماعی مردم بوده است. البته نه بر مبنای باورهای سنتی و دینی بلکه برمبنای کارکرد و سنجش عقلانی بوده است.به هر صورت با توجه به همة گونه های مشروعیت، می توان این دانش واژه را این گونه تعریف کرد که «مشروعیت سیاسی عبارت است از پذیرش قلبی حکومت، حاکمان و نظام سیاسی از طرف حکومت شوندگان» (نقیب زاده، 1385، ص154). پس مشروعیت مبتنی بر رضایت اجتماعی شهروندان است. پیوند با حقانیت ندارد و ممکن است حکومت و حاکمان بر اساس شعارهای پوپولیستی دل های شهروندان را فتح کرده و رضایت عمومی را به دست آورد ( هما).

بنابر این، مشروعیت سیاسی در ادبیات جدید و امروزی علوم سیاسی به این معناست که شهروندان برمبنای کارکرد و کار آمدی، از حکومت و حاکمان رضایت داشته و با عقلانیت پاسخ این پرسش را بدهند که چرا از حکومت اطاعت می کنند؟

   از این روی، می توان گفت که بنیاد مشروعیت سیاسی مردم و لایه های زیرین اجتماعی است. حکومت ها باید قناعت، رضایت و در نهایت اطاعت شهروندان را کسب کنند. در این صورت می توان گفت که حکومت مشروع خواهد بود.

حالا پرسش که مطرح می گردد این خواهد بود که: بنیاد مشروعیت سیاسی در افغانستان چیست؟ پرسش های فرعی تر این که بنیاد مشروعیت سیاسی شهروندان است؟ یا جناح ها و نیروهای سیاسی؟

   اکنون می توان پاسخ کوتاه را مطرح کرد و آن این که: با آن که افغانستان سومین انتخابات ریاست جمهوری را دارد سپری می کند و قرار است سال آینده انتخابات شورای ملی نیز برگزار یابد و نیز مردم در این انتخابات ها گسترده و حماسی شرکت کرده اند و می کنند، هنوز جنبة مردمی بودن مشروعیت سیاسی کم رنگ است. به تعبیر دیگر هنوز مشروعیت سیاسی از بالا نگاه می شود نه از پایین.

 نامزدان انتخابات ریاست جمهوری، در گذشته و حالا،به منظور کسب مشروعیت سیاسی، درپی جمع آوری بازیگران و جناح های سیاسی و جلب نظر مساعد آن ها هستند. تیم انتخاباتی که در ترکیب سیاسی خود یکی دو جناح سیاسی را نداشته و یا نظر مساعدش را با خود به همراه نداشته باشد، هم خود احساس ضعف مشروعیت می کند و هم تیم غایب به دلیل حضور نداشتن خود، تیم و در نهایت حکومت را نامشروع و یا دست کم ضعیف می خواند.

و همچنین حکومت در طول سیزده سال به مراتب نشان داده است هر گاهی که در تلاش روی دست گرفتن سیاست و رویکرد سیاسی جدید بوده است، به منظور کسب مشروعیت و یا به عبارت دیگر تایید جامعه، سران جناح ها و حلقه های قدرت را فرا خوانده و با آنان به شور و رایزنی می نشیند. به مردم که مراجعه نمی کند، حتی به نظر نمایندگان شورای ملی نیز حرمت و ارج می نهد.

   بنابر این، مشروعیت سیاسی در افغانستان مبتنی بر رای و نظر مساعد جریان ها و حلقه های بازیگر سیاسی است. ای کاش تلفیق از هردو می بود؛ هم نظر مساعد مردم جویا شده و هم با جریان های سیاسی شور و مشورت می شد. ولی این گونه نیست. حکومت و تیم های سیاسی به منظور تقویت جنبة مشروعیتی خود دست به جمع آوری بازیگران سیاسی و جلب نظر مساعد آنان می زند. گرچند برخی از جامعه شناسان سیاسی دموکراسی را امری جز رقابت مسالمت آمیز و عاری از خشونت و خصومت چند جریان و تیم سیاسی و مشروعیت را امری جز جلب رضایت یا تن دادن جریان ها به حکومت یکی از تیم ها نمی داند، اما بهتر و مطلوب تر این خواهد بود که علاوه بر این که به جریان ها و بازیگران سیاسی توجه می گردد، به شهروندان به عنوان سهام داران اصلی حکومت و قدرت نیز توجه خاص گردد.

  نمونة این امر را می توان در تیم سازی های انتخاباتی سومین انتخابات کشور حس کرد. برخی از تیم های سیاسی به علت حضور نداشتن چهرة به نمایندگی از یکی جریان های مطرح سیاسی، مورد انتقاد بوده و خود نیز بدان واقف بوده است. از این روی، همواره به دنبال برطرف کردن آن نقیصه بوده است تا بتواند بلانس مشروعیت سیاسی اش را بالا برد. در این میان، تیم تحول و تداوم به ریاست دکتر اشرف غنی احمدزی به علت نبود یکی از چهره های درشت تاجیک رنج می برد. برخی ها ترکیب سیاسی این تیم را نامتجانس خوانده و تاکید می کردند که نمی تواند مشروعیت لازم را کسب کند. این بحث تیم تحول و تداوم را نگران کرده و در تکاپو انداخت تا به هر نحو ممکن این خلأ را پُر کند. از این رهگذر، احمدضیاء مسعود معاون پیشین رییس جمهور کرزی و زلمی رسول را با این که می داند حمایت مردمی را با خود به همراه نداشته و نمی تواند رای قابل ملاحظة را در صندوق این تیم بریزد تا نتیجه به نفع شان تغییر کند، ولی با آن همه از حضور ایشان به صورت گسترده استقبال کرده و حاضر است در شرایط که ادارات موازی کارکردهای حکومت افغانستان را با کُندی مواجه کرده است، پُست جدیدی را ایجاد کند.

به هر صورت، مشروعیت سیاسی در افغانستان هنوز مردمی محور نیست. به عبارت دیگر جنبة مردمی بودن و شهروندی بودن مشروعیت پایین بوده و بیشتر به جلب رضایت و نظر مساعد جریان های سیاسی تمرکز می گردد.

دیدگاه شما