صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۴ حمل ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

مشارکت سیاسی؛ تضمین ثبات سیاسی و یا بر هم زدن نظم عمومی

-

مشارکت سیاسی؛ تضمین ثبات سیاسی و یا بر هم زدن نظم عمومی

مردم افغانستان سال ها در سایه می زیسته است. حکومت های مختلف فرصت مشارکت را از مردم گرفته بودند. در دهه جدید، با شکل گیری نظام سیاسی دموکراتیک، فرصت مشارکت سیاسی برای مردم فراهم شد. در دوره جدید، مردم در انتخابات ریاست جمهوری، پارلمانی و شوراهای ولایتی به شکل گسترده شرکت نمودند. با فراهم شدن مشارکت سیاسی و گسترش آن کمتر کسی به مسئله مشارکت و پیامد های آن پرداخته است. گسترش مشارکت سیاسی همراه با افزایش سطح سواد، بهبود نسبی وضعیت اقتصادی و افزایش شهر نشینی صورت گرفته است. به عبارت دیگر، مشارکت سیاسی در کنار دگرگونی های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی صورت گرفته است.‏ در سومین دور انتخابات ریاست جمهوری، نیز مشارکت مردم گسترده بود. مشارکت گسترده مردم به چه معنی است. پیامد های مشارکت گسترده مردم چه می تواند باشد. در این نوشتار سعی می شود به این دو سوال پاسخ داده شود.

مشارکت سیاسی یکی از مجراهای بیان خواست ها و تقاضا ها به نظام سیاسی است. این خواست ها و تقاضا ها تا حدودی ملموس و عینی است. عینی بودن خواست ها وتقاضا ها فهم آن را تا حدودی آسان می کند.‏ مشارکت گسترده مردم با توجه به وضعیت سیاسی و اقتصادی، امنیتی و اجتماعی گذشته قابل فهم است. فضای سیاسی ما در گذشته یک فضای سیاسی بسته بوده است که فرصت مشارکت و عرض وجود را از مردم گرفته بود.فضای سیاسی بسته منشاء در نظام سیاسی حاکم داشت. مشارکت گسترده مردم در عرصه سیاسی یک نوع رأی منفی به نظام سیاسی گذشته و تائید نظام سیاسی دموکراتیک است. مشارکت مردم به معنی نفی نظام دیکتاتوری، کمونیستی و امارت اسلامی است.در عین حال، مشارکت سیاسی به معنی عبور از وضعیت کنونی نیز هست. اشتباه است اما اگر، بپنداریم که مشارکت سیاسی مردم به معنی تداوم وضعیت کنونی است. زیرا مردم به خاطر، وضعیت بد امنیتی، اقتصادی و اجتماعی به سطوح آمده است. مشارکت مردم به معنی دگرگونی و آمدن تحول و اصلاحات در وضعیت امنیتی، اقتصادی و اجتماعی نیز هست.تا حدودی می توان گفت که رأی مردم اعتراضی به گذشته و وضعیت کنونی است. اگر عبور از گذشته و تغییر وضعیت کنونی را خواست ها و تقاضا های مردم بدانیم، سیستم سیاسی ما نیازمند پاسخ عقلانی به تقاضا ها و خواست های مردم می باشد. حکومت بعدی به صورت مشخص نیازمند توجه جدی به مسئله مشارکت سیاسی و فهم خواست ها و تقاضا ها و توجه به آن می باشد.‏

اگر چه در دوره جدید مشارکت سیاسی به شکل گسترده افزایش یافته است اما، افزایش مشارکت سیاسی به شکل صعودی پیامد ها و نتایج را در پی دارد.آنچه مسلم است این است که گسترش مشارکت سیاسی پیامد در پی دارد اما دیدگاه ها و نظرات مختلف در مورد پیامد های مشارکت سیاسی مطرح است.‏ آنچه در زیر می آید بیان سه دیدگاه در مورد پیامد مشارکت سیاسی است.‏ اختلاف اساسی این است که برخی مدعی است که مشارکت گسترده منجر به بر هم زدن نظم و ثبات سیاسی می شود. برخی اما، مدعی است که مشارکت گسترده پیوندی با حفظ ثبات سیاسی و حمایت مردم از نظام سیاسی دارد.

اول؛ مکتب فکری لیبرال ها بر این باورند که "مشارکت احساس کنترل و شأن را در شهروندان تقویت کرده و در نتیجه تعهد آن ها به حکومت و نظام سیاسی بزرگ تر را بالا می برد. مشارکت بر طبق این دیدگاه می تواند به صورت نوعی آموزش مدنی نیز در آید که منجر به خواسته های آگانه تر، واقع بینانه تر و تساهل بیشتر میان شهروندان گردد.‏"برای جامعه به طور کلی، مشارکت در درجه اول جلوه گر آزادی و دفاع حکومت خود سر و مهاجم است. در عین با گسترش مشارکت شهروندان و تعمیق حس مشروعیت، ثبات افزایش می یابد.مشارکت به معنی قدرت یابی قشر فقیر جامعه است و مشارکت باعث برابری در جامعه می شود.‏ به صورت کلی می توان گفت که دیدگاه مکتب فکری لیبرال تا حدودی مثبت بوده است و مشارکت را روزنه ای برای عبور از بحران ها و مشکلات و چالش های موجود در جامعه می داند.‏

دوم؛ در مقابل لیبرال ها اما، محافظه کاران بر این باور است که اکثریت شهروندان توانایی درک و فهم امور پیچیده ای عمومی و منافع و مصالح  دراز مدت را ندارد.‏ عدم درک پیچیدگی امور عمومی ممکن است باعث مختل شدن وضعیت گردد. در کنار آن آزادی اقلیت ها ممکن به خطر افتد و کشمکش ها در جامعه بیشتر گردد. این دیدگاه را می توان مخالف آنچه که لیبرال ها مطرح می کرد، می باشد.

سوم؛ دیدگاه سوم این است که "میزان متوسط مشارکت امری مطلوب است و به دولت کمک می کند تا نیاز واکنش و نیاز به اقدام به وصورت منسجم و قاطع را متوازن سازد. مشارکت بالا و شدید بیانگر منافع بسیار قوی است و ممکن است شکاف های مهمی را پدید آورد که چیره شدن بر آن ها سخت است. به علاوه مشارکت بالا، می تواند رسیدن به اجماع نظر را با مانع رو به رو کند.‏" دیدگاه سوم یک نوع حد میانه دو دیدگاه اول است.‏ این دیدگاه مشارکت گسترده تایید نمی کند و همچنین دیدگاه محافظه کاران را مبنی بر نفی مشارکت را نیز نمی پذیرد. بلکه بر میزان متوسط مشارکت مردم تاکید دارد.‏

اگر مشارکت مردم را به معنی بیان خواست ها و تقاضا ها بدانیم و این خواست ها و تقاضا ها از نظام سیاسی صورت گیرد و نظام سیاسی قادر به پاسخ گویی نباشد بدون شک مشارکت منجر به ثبات سیاسی نمی گردد. اگر نگاهی به توانایی نظام سیاسی و میزان مشارکت سیاسی داشته باشیم، احتمال بی ثباتی سیاسی وجود دارد. زیرا نهاد های سیاسی به آن پیمانه نهادینه نشده است که بتواند به خواست ها و تقاضا های مردم پاسخ گوید.‏ بی جواب ماندن خواست ها و تقاضا های مردم ممکن باعث ناامیدی مردم از نظام سیاسی گردد و در نهایت شکاف های اجتماعی را فعال کند و نظام سیاسی با بی ثباتی مواجه گردد.

مشارکت گسترده مردم در انتخابات ریاست جمهوری مسئولیت حکومت بعدی را بیشتر کرده است. زیرا حکومت بعدی ملزم به پاسخ به مشارکت گسترده مردم است. عدم پاسخ گویی ممکن است باعث آشوب و کشمکش بیشتر میان مردم گردد.‏با توجه به مشارکت گسترده مردم، می طلبد که کاندیدان ریاست جمهوری برنامه های خود را برای ثبات نظام دموکراتیک و برای مشکلات امنیتی، اقتصادی و اجتماعی ارائه نماید. با شعار ها نمی توان پاسخ به مشارکت گسترده مردم داد و شعار ها نیز قادر به حل مشارکت گسترده مردم نمی باشد. بنابراین کاندیدان ریاست جمهوری باید طرح ها و برنامه های مشخص برای حل مشکلات اقتصادی، اجتماعی و امنیتی مردم ارائه نماید در غیر آن ممکن حکومت بعدی با بی ثباتی مواجه گردد.

دیدگاه شما