صفحه نخست » مقالات » انتخابات دور دوم و آزمون جدی بازیگران سیاسی
انتخابات دور دوم و آزمون جدی بازیگران سیاسی
- عبدالرحمن فهيمي
واقعیت موجود سیاسی در بازه های زمانی مختلف و نیز فضایِ کنونی این است که قومیت در جامعة قومی افغانستان مبنایِ رفتارها و کنش های سیاسی بوده است. احمدشاه ابدالی در جرگة شیر سرخ قندهار برمبنای نگرش های قوم مدارانه دولت تاسیس گردیده و دوام می یابد. شاهان پس از وی نیز با نگرش و رویکرد قومی رفتار کرده و سیاست می ورزند. بعد از پایان حکومت های شاهی، جناح ها و گروه های سیاسی که به قدرت دست یافتند نیز بر محور قومیت تجمع کرده و برمبنای نگرش های قومی سیاست ورزیدند. مجاهدین افغانستان که ارتش نام دار و شکست ناپذیر اتحاد جماهیر شوروی را وادار به خروج از میهن کردند، نگرش ها و رفتارهای قوم مدارانه نگذاشت که ارزش های سیاسی جدید را نهادینه و ثبات سیاسی را به ارمغان آورند. در این صورت انقلاب در نیمة راه مانده و نتوانستند که به مرحلة موفقیت برسانند.
و در حال حاضر نیز با این که بیش از یک دهه از فضای جدید می گذرد، واقعیت امر این است که قومیت محور سیاست و تعاملات سیاسی است. قومیت است که شانس بالا کشیدن برخی از مهره های سیاسی را فراهم کرده و برخی از آن ها را در گوشه های عزلت کشانیده است و یا در حد بازیگران درجه دوم و سوم قرارداده است.
تا به حال سه بار انتخابات ریاست جمهوری برگزار گردیده است. در این حال و هوا گرچند شعارهای ملی سرداده شده و حمایت های مبتنی بر برنامه سرداده می شود، اما در اصل قومیت است که سرنوشت نامزدان و تیم های سیاسی را مشخص می کند.
اگر از زاوایة دیگر به مناسبات قدرت و بازی های سیاسی نگریسته شود، علاوه بر این که قومیت محور تعاملات و مبنای بازی های سیاسی بوده است، سیاست را با خشونت و خصومت همراه کرده است. شاه تلاش کرده است رقیباش حتی برادرش را با استفاده از خشونت و زور از سر راه اش بردارد. جناح های سیاسی تلاش کرده اند مهره ها و بازیگران مهم رقیب را حذف کنند و برای کسب و یا شریک شدن در قدرت با زبان زور سخن کنند.
بعد از این که قدرت از دست خاندان شاهی خارج شد، زور نظامی و خشونت سیاسی بوده است که سیاست را تغییر داده و تحولاتِ مثبت یا منفی رونما شده است. مجاهدین با زور نظامی، خشونت و خصومت باهم سخن کردند و اما گروه طالبان که به صورت عریان از رویکرد حذف رقیب سخن گفته و هیچ ابایی نداشتند.
پس از فروپاشی امارت طالبان و توافق سیاسی جریان های سیاسی در بن، قومیت همچنان به عنوان عنصر تعیین کننده در بازی ها و معادلات سیاسی باقی ماند، اما خشونت و خصومت اگر رخت بر نبست دست کم به عنوان پدیدة منفور برجسته شد. جناح های سیاسی همدیگر را پذیرفته و حاضر شدند که با هم برای تامین ثبات سیاسی و نیل کشور به توسعه تلاش کنند. حالا خصومت و خشونت از میان نخبگان و بازیگران سیاسی رخت برنبسته و گه گاهی خود را نشان می دهد، اما هیچ یکی از نخبگان و جناح های سیاسی خود را به آن پدیده منسوب ندانسته و از آن منکر می شوند. این بدین معناست که خشونت و خصومت سیاسی منفور گردیده است، و این می تواند کلان ترین دستاورد باشد.
انتخابات های گذشتة ریاست جمهوری علی رغم کاستی های که داشت و تهدیدهای جدی که به نظر می آمد، سپری شد و ثبات نیم بند کنونی حفظ گردید. در سال 1388 و 89 زمانی که دو نامزد پیشتاز با نمایندگی از جریان های قدرتمند سیاسی و برخی نمایندگان پیروز و شکست خورده رویارویی داشتند، احتمال هر نوع خشونت و خصومت می رفت که در این صورت ثبات قربانی می گردید، اما از اثر تلاش های سیاسی دیپلمات ها و نخبگان داخلی وضعیت مهار شد.
حالا انتخابات ریاست جمهوری وارد مرحلة حساس شده است. دو نامزد قدرتمند هم به لحاظ حمایت مردمی و پایگاه اجتماعی و هم به لحاظ ترکیب تیمی، برای کسب کرسی ریاست جمهوری با هم رقابت دارند. گرچند مبارزات انتخاباتی امروز به صورت رسمی آغاز می گردد، اما حملات و تهاجمات، که از مولفه های رقابت منفی سیاسی است، قبلا آغاز گردیده است. از موجودیت جنگ سالاران و کمونیست های که در باور دینی شان شک است، در تیم ها، سخن گفته می شود، همدیگر را متعصب می خوانند، متهم به ناکارآمدی می کنند و از دامن زدن به نا امنی ها سخن می گویند.
گرچند در دموکراسی حرمت نهادن به طرف، تحمل و مدارایِ سیاسی و نقد سازنده معمول بوده و این سازوکار، حمله، هجوم و تهمت را بر نمی تابد، اما هنوز خیلی زود است که بازیگران سیاسی افغانستان را از بابت ملتزم نبودن به این ارزش ها به گونه ای جدی ملامت کرد. چون در جامعة سنتی که سه دهه، همه از رهگذر تفنگ و گلوله سخن گفته و تنش ها هم رنگ و لعاب قومی داشته است، به آسانی و به صورت یک شبه توقع دموکرات شدن دور از انتظار خواهد بود. دموکراسی در حال تمرین شدن بوده و بازیگران سیاسی که تا دیروز خصومت و حذف مبنای رفتارهای شان بود، تلاش می کنند بازی سیاسی سالم کنند.
به نظر این مقال،در گام نخست بازیگران سیاسی تلاش کنند که تهمت، توهین و حمله های منفی از میان شان رخت بربسته و جای اش را به حرمت بنهد. از احساسات مردم به نفع خود و به زیان رقیب سود نجویند. چه چون رقابت قومی است، وضعیت را بحرانی تر می کند. اما اگر چنین چیزی عملی نشد، در راستایِ پیشگیری از خصومت و خشونت سیاسیتلاش جدی ورزند، تا تعیین کننده نگردد.
به نظر می رسد که چون سیاست با قومیت گره خورده است، خشونت و خصومت از میان بازیگران سیاسی در لایه های اجتماعی نیز نفوذ خواهد کرد. در آن صورت فرصت های تفاهم، تعامل و توافق هدر رفته و خشونت تعیین کننده خواهد بود.
به هر صورت نازک بودن شرایط سیاسی در دور دوم، همة نیروها و بازیگران سیاسی را به آزمون می گیرد. قومیت محور تعاملات و تیم سازی ها بوده و انتخابات دور نخست نیز قومی بود، اما دور دوم قومی تر شده است. در کنار قومیت، مرزبندی های منطقه ای نیز خودنمایی می کند.

دیدگاه شما