صفحه نخست » مقالات » انتخابات؛ فرصت برای عبور و یا تهدیدی برای بازگشت!
انتخابات؛ فرصت برای عبور و یا تهدیدی برای بازگشت!
- علی قادری
افغانستان یک کشور پسا منازعه و در حال گذار است. گذار از جامعه قومی و قبیله ای و ساختار سنتی به سمت جامعه دموکراتیک و متکثر. در جوامع در حال گذار، عناصر و مولفه های که در گذشته عوامل تنش و خشونت ها بودند نقش خود را به خاطر شکل گیری نهاد های جدید و دگرگونی در روابط گروه های اجتماعی از دست داده است. اشتباه است اما اگر فکر کنیم که عناصر و مولفه های تنش ها به صورت کامل از سطح جامعه رخت بربسته باشد. بلکه این عناصر و مولفه ها در تمام سطوح لایه های اجتماعی به صورت بالقوه وجود دارد و تهدید کننده بالقوه مکانیسم ها و فرصت های جدید برای عبور جامعه است. جوامع در حال گذار نیازمند عبور از برخی مشکلات و چالش های سیاسی، اجتماعی، تاریخی و فرهنگی است.برای این مهم نیازمند بسیج جدی و اساسی شهروندان کشور می باشد. انتخابات به عنوان یک مکانیسم دموکراتیک فرصت برای بسیج شهروندان فراهم می کند. انتخابات اما تهدیدی برای فعال شدن شکاف قومی و قبیله ای نیز هست. به همین انتخابات نیازمند مدیریت جدی و اساسی دارد.
انتخابات فرصت های را برای جامعه ما به وجود آورده است. گروه های اجتماعی مختلف در کنار قرار گرفته است و برای کسب قدرت سیاسی و برای دست یابی به اهداف مشترک دست در دست همدیگر داده اند. همدیگر پذیری گروه های مختلف اجتماعی به معنی کنار گذاشتن اختلاف قومی و قبیله ای گذشته نیز هست. هر یک از گروه های اجتماعی افغانستان در گذشته نزاع های خونین با همدیگر داشته اند. کنار هم قرار گرفتن گروه های اجتماعی به معنی عبور و گذشتن از نزاع های تاریخی است. این مسئله بیانگر آن است که گروه های اجتماعی در کنار یادآوری رویداد های تاریخی، دنبال آرمان و هدف مشترک می باشد و به سوی دنیایی جدید قدم می گذارد.
صحبت های برخی نخبگان سیاسی در مورد رویداد های تاریخی و در مواردی اعتراف آن ها بیانگر در قبال رویداد های گذشته بیانگر آن است که جامعه برای عبور از ساختار سنتی و قبیله ای آماده شده است و اختلافات گذشته را کنار می زند. نخبگان سیاسی ما اما، تا هنوز در مورد تمام رویداد های تاریخی صحبت ننموده است. قتل های عام امیر عبدالرحمن خان و فجایع بعد از آن و رویداد فاجعه افشار در دهه هفتاد از مواردی است که کمتر در مورد آن سخن رفته است. برای عبور نیازمند برخورد انتقادی با آن رویداد ها می باشیم. انتظار می رود که در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری و در زمان کارزار های انتخاباتی در مورد رویداد های تاریخی اعترافات صورت گیرد.
در کنار فرصت های به وجود آمده اما تهدید های نیز وجود دارد. دور اول انتخابات ریاست جمهوری نشان داد که تا حدودی معیار رأی دهی شهروندان افغانستان قومی است. در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری نیز احتمال می رود که معیار رأی دهی تا حدودی قومی باشد. دلیل اصلی یار گیری ها انتخاباتی است. اما یارگیری های در دور دوم تا حدودی مسئله قومی را کمرنگ نموده است. رفتن گل آغا شیرزوی و زلمی رسول در کنار عبدالله عبدالله و احتمال آمدن احمد ضیاء مسعود در تیم اشرف غنی احمد زی بیانگر کمرنگ شدن مسائل قومی است. این یارگیری ها اگر چه تاثیری بر رفتار های انتخاباتی دارد اما به آن پیمانه نیست که تهدید های قومی و قبیله ای را کاهش دهد.
شکاف های قومی و قبیله ای در گذشته تاریخی افغانستان باعث منازعات خونین شده است. فعال شدن این شکاف ها اما، بیانگر بازگشت تنش های قومی و قبیله در افغانستان نیز می باشد. بنابراین انتخابات اگر فرصت برای عبور را فراهم کرده است. در عین حال، فرصت بازگشت تنش های قومی را نیز محتمل کرده است. به همین خاطر انتخابات نیازمند جدی مدیریت از سوی نخبگان سیاسی و جامعه جهانی است.
چگونه می توانیم از تهدید که فراروی جامعه ماست عبور نمایم. به صورت مشخص در شرایط کنونی دو مکانیسم برای دور زدن تهدید های احتمالی ناشی از انتخابات وجود دارد. اولین مسئله رفتار های نخبگان سیاسی است. نخبگان سیاسی ما توانایی بسیج توده مردم را دارد. نخبگان سیاسی در صورت که مسئولانه رفتار نماید و مطابق منافع ملی رفتار کند بدون شک تهدید قومی شدن و یا فعال شدن شکاف های اجتماعی تاثیری بر وضعیت کنونی نخواهد گذاشت. اما در صورتی که نخبگان سیاسی ما بدون در نظر داشت منافع ملی و مصالح کشور رفتار های معطوف به منافع شخصی خود نماید و دست به بسیج توده ها بزند. بدون شک، شکاف های اجتماعی منازعات خونین گذشته را دوباره به کشور خواهد آورد.بنابراین بخش از مسئله بر می گردد به نخبگان سیاسی ما که قدرت سیاسی را در دست دارد و توانایی بسیج مردمی را نیز.
مکانیسم بعدی ملت سازی است. در طول بیش از یک دهه کمتر روی ملت سازی توجه شده است. به همین خاطر گروه های اجتماعی به صورت جزیره ای عمل نموده است و کمتر فرصت تعامل و گفتگو پیش آمده است. تنها در زمان کارزار های انتخاباتی گروه های اجتماعی در کنار هم قرار گرفته است. ملت سازی در فرصت کم و با تاکید بر ارزش ها و باور های مشترک می تواند کارزار باشد. بدین معنی که برجسته نمودن ارزش ها و باور های مشترک در فرصت کارزار های انتخاباتی می تواند باعث کمرنگ شدن شکاف های قومی و قبیله ای گردد.
در عین حال، سخن گفتن از رویداد های تاریخی می تواند دگرگونی در آرای کاندیدان ریاست جمهوری به وجود آورد که این دگرگونی باعث می شود که شکاف های قومی کمرنگ شود. اشتباه است اما اگر بپنداریم که سخن گفتن از رویداد های تاریخی منجر به فعال شدن دوباره شکاف ها می شود. رویداد های تاریخی اگر چه دارای اهمیت است اما سخن گفتن از آن رویداد ها باعث تغییر نگرش مردم و تغییر رفتار های آن ها می گردد که از قومی شدن انتخابات و فعال شدن شکاف های اجتماعی جلوگیری می کند.
عبور از وضعیت کنونی و رهایی از تنش های گذشته نیازمند آن است تا از فرصت به وجود آمده استفاده نمایم. حضور جامعه جهانی نقطه مثبت دیگری است که کمک می کند ما از وضعیت کنونی عبور کنیم. در صورت که این فرصت را دست کم بگیریم احتمال آن وجود دارد که بعد از خروج نیرو های بین المللی مکانیسم های مانند انتخابات کمتری فرصت برای امتزاج گروه های اجتماعی به وجود آورد.
بنابراین نخبگان سیاسی ما نیازمند آن است تا فرصت ها را غنیمت شمرده و در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری به صورت مسئولانه رفتار نماید تا شکاف های اجتماعی یک بار دیگر ما را به گذشته خونین نبرد. برجسته سازی ارزش ها و باور های مشترک ما می تواند ما را در عبور از وضعیت کمک نماید.

دیدگاه شما