صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۴ حمل ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

دوست و دشمن؛ مشکل همیشگی سیاست افغانستان

-

دوست و دشمن؛ مشکل همیشگی سیاست افغانستان

سقوط امارت اسلامی طالبان منجر به شکل گیری حکومت دموکراتیک در افغانستان شد. حکومت جدید با چالش ها و مشکلات زیادی دست و پنچه نرم کرد. اما این حکومت توانست دستاورد های زیادی را برای مردم افغانستان به ارمغان آورد. در کنار دستاورد های گران بخش اما، انتقاد های نیز بر حکومت افغانستان وارد است.‏ یکی از مهمترین انتقاد ها بر سیاست حکومت جدید تعریف نشدن دوست و دشمن در سیاست داخلی و سیاست خارجی می باشد.‏ این انتقاد ها هم از سوی شهروندان کشور مطرح گردیده است و هم از سوی نخبگان سیاسی در چارچوب دولت. اما کمتر توجه به خواست ها و تقاضا های شهروندان از سوی برخی حلقات درون حکومت شده است. تعریف نشدن دوست و دشمن در مواردی باعث قربانی گرفتن نیرو های امنیت ملی و شهروندان کشور گردیده است. بنابراین می طلبد که نگاهی به این مسئله داشته باشیم. مهمترین سوال این است که چرا برخی از نخبگان ما در درون حکومت حاضر به تعریف دوست و دشمن نگردیده است.پیامد های تعریف نشدن دوست و دشمن برای حکومت و برای شهروندان چه بوده است.

یونس قانونی معاون اول ریاست جمهوری که در نشست امنیتی برای آمادگی امنیت دور دوم انتخابات در وزارت دفاع صحبت می کرد به این مسئله اشاره نموده است. او بیان داشته است: "ضرورت است که ما با ارائه تعریف روشن از دوست و دشمن از سرباز تا بلندترین مقامات ارتش، پلیس و امنیت ملی افغانستان تقدیر کنیم. در این صورت است که ارتش ما با تعریف روشن از دشمن شاهد دست آوردهای به مراتب بزرگتر از گذشته خواهد بود."آقای قانونی تاکید کرد که نیروهای امنیتی افغانستان به ویژه ارتش انگیزه قوی بر علیه مخالفان مسلح و دشمنان افغانستان دارند اما به گفته او مساله پشتیبانی سیاسی رهبری دولت و سیاسیون افغانستان از این انگیزه "حلقه گمشده‌ای" است که باید به آن توجه جدی شود.

برای تعریف نشدن دوست و دشمن به صورت مشخص چند دلیل را می توان ذکر کرد. اول؛‌ بخش از مسئله به پیچیدگی های عالم سیاست افغانستان بر می گردد. سیاست در افغانستان یک امر پیچیده است. پیچیدگی آن به این خاطر است که اساسا سیاست به معنی و مفهوم که در کشور های دیگر کاربرد دارد، استفاده نمی شود. سیاست در کشور های دیگر مجمهوعه تصمیم ها و خط مشی های نیست که از سوی حکومت به منظور دگرگونی مثبت در زندگی مردم اعمال می شود. اما سیاست در افغانستان در گرودار مکانیسم های قبیله ای و قومی است. سیاست در افغانستان مجموعه تصمیم ها و خط مشی های است که از سوی نخبگان گروه های قومی برای تامین منافع گروه قومی خاص تدوین می گردد و اعمال می شود.در عالم سیاست ما ابزار ها و مکانیسم های مدرن وجود دارد اما ما از آن ابزار ها و مکانیسم ها برای دست یابی به منافع قبیله و قوم خود استفاده می کنیم. همین ابزار مدرن و نگاه قبیله ای در عالم سیاست افغانستان باعث پیچیدگی سیاست در افغانستان شده است و قدرت تعریف دوست و دشمن را از ما گرفته است.

دوم؛‌ پیچیدگی سیاست افغانستان باعث شده است که ما قادر به تعریف اصول در سیاست داخلی و سیاست خارجی خود نگردیم.‏ هیج رفتار و کنش و واکنش ما مقابل به اصول تعریف شده نیست. اصول که بتواند ما را در راستای خاص جهت بدهد و وادارد که رفتار ها و کنش های خاص از ما سر بزند. فقدان اصول مشخص باعث شده است که ما در قبال رفتار های دیگران و رویداد ها و رخداد ها رفتار های ناهمگون و در مواردی متناقض بروز بدهیم.بنابراین سیاست بدون اصول و مولفه های مشخص باعث شده است که ما نتوانیم تعریف از دوست و دشمن ارائه نمایم.‏

سوم؛ سخت است بگویم که سیاست ما اهداف مشخص و چشم اندازی برای آینده خود دارد.ما در مواردی از دموکراسی و حقوق بشر دفاع نموده ایم. اما در مواردی در برابر دموکراسی و حقوق بشر ایستاده ایم. ما گاهی سنت های قومی و قبیله ای را نقی کرده ایم اما زمانی که پای منافع قومی و قبیله و شخصی در میان آمده است. سنت های فرسوده و کهنه را دوباره روی کار آورده ایم. این مسئله بخش شان به خاطر نداشتن چشم انداز روشن برای آینده جامعه ماست. وقتی چشم انداز روشن از آینده نداشته باشیم. رفتار ها، کنش ها و واکنش های ما برای رسیدن به هدف مشخص نیست. به همین خاطر توانایی تشخیص دوست و دشمن را نداریم. نمی دانم چه کسی و چه چیزی سد راه ما برای رسیدن به هدف مان است. بنابراین یکی از دلایل تعریف نشدن دوست و دشمن در سیاست ما نداشتن هدف مشخص است.

اما تعریف نشدن دوست و دشمن پیامد های نیز برای ما داشته است. اولین پیامد آن از بین رفتن همبستگی ملی و انسجام ملی است.شهروندان کشور به تبع نخبگان سیاسی برخی مثلا گروه طالبان را دشمن می پندارد و برخی دیگر آنان را دوست. این دو دستگی باعث شده است که همبستگی ملی شکل نگیرد. همبستگی ملی برای بسیج شدن و حرکت به سوی توسعه و نوسازی و دست یابی به اهداف ملی امری حیاتی است. بنابراین تعریف نشدن از دشمن باعث دو دستگی میان شهروندان کشور نیز شده است. همین مسئله هم در سیاست داخلی و هم در سیاست خارجی ما وجود دارد.‏

پیامد دیگر تعریف نشدن از دوست و دشمن بی انگیزگی در نیرو های امنیتی افغانستان در مبارزه با دهشت افکنان است.‏ وقتی حمایت سیاسی از نیرو های امنیتی افغانستان در میادین جنگ صورت نگیرد بدون شک، نیرو های امنیتی انگیزه خود را برای مبارزه از دست می دهد.‏وقتی نیروهای امنیتی افغانستان در میدان جنگ قربانی می دهد و در طرف دیگر نخبگان سیاسی ما پیام سبز به رهبران گروه های دهشت افکن و شورشی می دهد، انگیزه مبارزه از نیرو های امنیتی را می گیرد.‏ واقعیت این است که ابزار های نرم مانند دیپلماسی و ابزار های سخت مانند ارتش و تجهیزات نظامی ابزار های است که برای هدف واحد به کار برده می شود.‏ اما در سیاست ما دیپلماسی برای هدفی و نیرو های سخت افزاری ما برای هدف دیگر به کار برده می شود.

پیامد خطرناک تعریف نشدن دوست و دشمن کاهش کارآیی حکومت است. زیرا مردم از سیاست ها و برنامه های حکومت پشتیبانی نمی کند. این مسئله در نهایت منجر به کاهش مشروعیت و مشارکت مردم در عرصه سیاسی می شود.

برای رهایی از این مشکل نیازمند آنیم تا اصول و مولفه های مشخص برای رفتار ها و کنش های سیاسی خود تعریف کنیم. اهداف و برنامه های برای آینده داشته باشیم تا برای رسیدن به آن اهداف و برنامه ها علف های هرز را از سر راه مان برداریم. بدون این مهم شهروندان و نیروهای امنیتی ما همچنان قربانی سیاست ها و رفتار های ناهمگون خواهد شد.

دیدگاه شما