صفحه نخست » مقالات » پیامد های سیاست خارجی گذشته درس عبرتی برای کاندیدان ریاست جمهوری
پیامد های سیاست خارجی گذشته درس عبرتی برای کاندیدان ریاست جمهوری
- علی قادری
انتخابات به دور دوم رفت. داکتر عبدالله عبدالله و اشرف غنی احمد زی از نامزدانی پیشتاز است که در دور دوم با هم رقابت خواهد نمود. در این انتخابات کاندیدان در رسانه ها دعوت شدند و با همدیگر مناظره نمودند. هر یک از کاندیدان به تشریح برنامه های خود پرداختند اما کمتر به مسئله سیاست خارجی پرداخته شد. سیاست خارجی ما از زمان های گذشته بدون اصول مشخص به پیش رفته است و فراز و نشیب های زیادی را تجربه نموده است.در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری، هر یک از کاندیدان ریاست جمهوری باید اصول سیاست خارجی خود را برای مردم ارائه نماید زیرا ما حد اقل از زمان داوود خان به این سو از به خاطر سیاست خارجی خود صدمه زیادی را متحمل شده ایم. بنابراین لازم است که هم نگاهی به سیاست خارجی در گذشته بیندازیم تا اهمیت آن معلوم گردد و هم فاکت های مهم در سیاست خارجی را مشخص نمایم تا سیاست خارجی بر مبنای آن تعریف گردد.در حقیقت نگاه به سیاست خارجی در چند دهه گذشته می تواند اهمیت و ضرورت توجه جدی را به شهروندان و کاندیدان ریاست جمهوری نمایان سازد.در این نوشتار تلاش می شود سیاست خارجی را در چند دهه گذشته مورد بررسی قرار داده و فاکت های مهم که سیاست خارجی بر مبنای آن تعریف می گردد را مشخص نماید.
در زمان داوود خان ساختار نظام بین الملل دو قطبی بود. در یک قطب ایالات متحده آمریکا و متحدانش قرار داشت و در طرف دیگر اتحاد جماهیر شوروی. افغانستان قلمرو نفوذ اتحاد جماهیر شوروی بود. داوود خان در یک سفر به شوروی با مقامات این کشور تند برخورد نمود و در عین گفتگو جلسه را ترک نمود. او بعد از ترک جلسه شوروی را ترک نمود و با قطب دیگر یعنی ایالات متحده آمریکا نزدیک شد. اگر چه ایالات متحده آمریکا به صورت مستقیم توجهی به نزدیکی داوود خان ننمود اما ایران به شکاف میان افغانستان و شوروی توجه نماید و داوود خان را کمک مالی هنگفت نمودند. ایران خود در آن زمان قلمرو نفوذ ایالات متحده آمریکا بود. کمک ایران به افغانستان برای اتحاد جماهیر شوروی گران آمد. به همین خاطر در صدد آن بر آمد تا کمونیست ها را در افغانستان روی کار نماید.روی کار آمدن کمونیست ها در افغانستان ارتباط مستقیم با سیاست حکومت داوود خان داشت. داوود خان اگر لغزش از چپ به راست نمی کردند به احتمال زیاد حکومت او ادامه می یافت و افغانستان وارد منازعات و درگیری های خونین نمی شدند.
حکومت کمونیست ها بدون توجه به بافت اجتماعی افغانستان سیاست را روی دست گرفت که بیشتر از سوی حکومت کمونیستی شوروی دیکته می شد. سیاست داخلی و سیاست خارجی افغانستان در این دوران با بافت سنتی افغانستان در تضاد بود.تضاد موجود میان سیاست خارجی و بافت اجتماعی افغانستان باعث خیزش های مردمی علیه نظام کمونیستی افغانستان شد. خیزش ها در نهایت منجر به سقوط نظام کمونیستی شد. حد اقل می توانیم بگویم که یکی از دلایل سقوط نظام کمونیستی ناسازگاری سیاست خارجی با بافت سنتی جامعه ما بود.
در دوران مجاهدین، سیاست خارجی افغانستان نتوانستند مشروعیت بین المللی را کسب نماید. ناتوانی سیاست خارجی در کسب مشروعیت بین المللی خود باعث شد که کشور های قدرتمند از حکومت مستقر در افغانستان حمایت نکند. در حقیقت عدم حمایت کشور ها از حکومت مجاهدین باعث سقوط آن شد. کشورهای مختلف به جای حمایت از حکومت مستقر بیشتر در صدد حمایت گروه های اجتماعی بر آمدند که این گروه ها با همدیگر جنگیدند و ثبات حکومت را از بین بردند و عمر کوتاه آن را به سر رساندند.
شاید بتوان گفت که امارت اسلامی طالبان سیاست خارجی را تعریف کرده بودند که با ساختار نظام بین الملل و با منافع کشور های بین المللی در تضاد بودند. امارت اسلامی طالبان مانند حکومت مجاهدین از خلاء مشروعیت بین المللی خود رنج می برد. اما در تقابل قرار گرفتن سیاست طالبان در برابر سیاست بین المللی منجر به حمله دسته جمعی جامعه جهانی بر افغانستان شد که در نتیجه آن امارت اسلامی طالبان با کمترین زمان ممکن از بین رفتند.
در دوران جدید اما، سیاست خارجی ما در اوائل همسو با نظام بین الملل و کشور های ابر قدرت و به خصوص غرب تعریف شد. نظام سیاسی از مشروعیت بین المللی برخوردار شد. شاید بتوان گفت که یکی از دلایل دوام بیش از یک دهه نظام جدید حمایت بین المللی و مشروعیت بین المللی آن بود. اما در سال های اخیر سیاست خارجی فراز و نشیب زیادی را مشاهده نمود. حکومت هم در قبال کشور های همسایه و هم در قبال کشور های غربی سیاست های دو پهلو در و مواردی مخالف ساختار نظام بین الملل و متضاد با منافع ملی کشور در پیش گرفتند. پیامد این سیاست ها اما تا هنوز به منجر به سقوط نظام سیاسی نشده است. بلکه پیامد های امنیتی و اقتصادی بر افغانستان داشتند. با دگرگونی در سیاست خارجی امنیت از سوی برخی کشور های همسایه تهدید شد و برخی کشور های غربی کمک های اقتصادی خود را کاهش دادند. به هر صورت، سیاست خارجی ما دچار فراز و نشیب زیادی بوده است و این فراز و نشیب ها پیامد های سنگین هم داشته است.
اما سیاست خارجی دارای چند مولفه می باشد. اول؛ سیاست خارجی با توجه به توانایی ها و ظرفیت های داخلی کشور تدوین می گردد. وضعیت اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، جمعیتی و ... در سیاست خارجی لحاظ می گردد. دوم؛ سیاست خارجی در راستای تامین منافع ملی کشور تدوین می گردد. بنابراین لازم است که تعریف از منافع ملی نیز ارائه گردد. سوم؛ سیاست خارجی باید با توجه به ساختار نظام بین الملل و قواعد آن تدوین گردد. بی توجهی به ساختار نظام بین الملل می تواند تجربه های تلخ گذشته را زنده کند.چهارم؛ سیاست خارجی باید دارای ثبات نسبی باشد. چرخش ها و لغزش ها حتی در شرایط کنونی می تواند هزینه را به بار بیاورد.
بررسی سیاست خارجی چند دهه گذشته نشان از اهمیت سیاست خارجی می دهد که می تواند منجر به تحولات در درون کشور شود. بنابراین کاندیدان ریاست جمهوری باید در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری مولفه ها و اصول سیاست خارجی را خود برای شهروندان کشور ارائه نماید تا کشور یک بار دیگر به خاطر سیاست خارجی وارد منازعات خونین نگردد.
در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری باید مناظره های میان دو کاندید برگذار شود و از کاندیدان ریاست جمهوری خواسته شود که سیاست خارجی خود را به صورت جزئی و شفاف ارائه نماید. در صورت که این مهم صورت نگیرد احتمال این وجود دارد که سیاست خارجی حد اقل مانند یک دهه گذشته بدون اصول و مولفه به پیش برود و باعث کاهش کمک های اقتصادی و افزایش ناامنی در سطح مختلف کشور گردد. شهروندان کشور نیز می تواند از طریق فضای مجازی از کاندیدان ریاست جمهوری بخواهد تا سیاست خارجی خود را شرح دهد.

دیدگاه شما