صفحه نخست » مقالات » 2014 ترس از بحران سیاسی و رُخ دادِ بحران های طبیعی
2014 ترس از بحران سیاسی و رُخ دادِ بحران های طبیعی
- عبدالرحمن فهيمي
بر اساس جدول زمان بندی شده، قرار است تا پایان سال 2014 همة نیروهای نظامی خارجی افغانستان را ترک کرده و مسوولیت های نظامی و امنیتی را به نیروهای نظامی و امنیتی افغانستان واگذار کنند. بی اعتمادی ها و نا باوری های که نسبت به نیروهای نظامی و امنیتی افغانستان و جود داشت و دارد، این نگرانی ها را در افکار عمومی خلق کرده بود که آنان نمی توانند از پس نبرد با تروریستان و تامین امنیت بدر شوند و از این نظر، کشور به کانون بحران تبدیل می گردد. در صورت که ارتش نتواند از پس تهدیدهای نظامی بدر شود، طالبان بخش های بزرگ از کشور را تصرف می کنند و گروه های جهادی پیشین به منظور دفاع از خود دست به سلاح برده و جبهات نظامی را ایجاد خواهند کرد که در این صورت وضعیت سیاسی کشور به دهة هفتاد بر می گردد؛ در یک جغرافیایِ سیاسی به نام افغانستان چندین حکومت عرض اندام می نماید که هر کدام مدعی حکومت بر تمام کشور است.
از سوی دیگر، برخی از سازمان های بین المللی مانند گروه بین المللی بحران، هشدار داده بودند که پس از سال 2014 و خروج نیروهای خارجی از کشور، شکاف های سیاسی و قومی پر رنگ گردیده و ارتش به مثابه حافظ نظام موجود و یگانه نیروی مقاومت کننده در برابر تهدیدهای طالبان از درون می پاشد.
بنابر این، سال 2014 سال بحران سیاسی و امنیتی و اقتصادی برای مردم شده بود. همه از تهدیدها و چالش های که در سال 2014 خلق خواهد شد سخن می گفتند. چرخه فعالیت های اقتصادی متاثر از تهدیدهای 2014 کُند شده بود، برخی از مردم تصمیم داشتنددوباره به کشورهای خارجی مهاجرت کنند و حتی برخی از جوانان امر ازدواج و همسر گزینی را به پس از 2014 واگذار کرده بودند تا ببینند که وضعیت چگونه رقم می خورد. پس 2014 سال نا امیدی و یاس شده و عنصرِ شده بود که به مانند یک کابوس مردم را اذیت می کرد.
1 . 2014 سال بحران سیاسی نیست
اما طوری که دیده می شود، سال 2014 سال بحران سیاسی نبوده بلکه سال بحران های کلانِ طبیعی بوده است. به لحاظ سیاسی مهمترین ترس مردم و نیروهای سیاسی برگزاری انتخابات بود. برخی در برگزاری انتخابات تردید می کردند. تحلیل بر این بود که رییس جمهور کرزی تمایل به واگذاری قدرت نداشته و می خواهد وضعیت سیاسی و امنیتی را طوری مدیریت کند که زمینه برای حفظ قدرت اش فراهم گردد. اما انتخابات برگزار گردید. مردم حماسی تر از گذشته در روز رای دهی شرکت کرده و حماسه مشارکت را خلق کردند. نیروهای نظامی و امنیتی فداکاری نشان داده و فضای امنِ را برای مردم رقم زده و علامت زدند که اگر ارادة سیاسی وجود داشته باشد آنان می توانند امنیت را تامین کنند. و حالا در فرصت نزدیک نتیجه نهایی انتخابات ریاست جمهوری اعلام می گردد. پس سال 2014 سال بحران سیاسی نیست.
2 . 2014 سال بحران های طبیعی
از یک زاویه نگریسته شود، بلی 2014 سال بحران برای افغانستان است. اما نه بحران سیاسی و امنیتی بلکه بحران طبیعی. در این سال، تا هنوز جان صدها تن از مردم را حوادث سنگین طبیعی گرفته و خانواده های بی شماری را بی سرپرست کرده است. ده ها تن از شهروندان در معدن ذغال سمنگان جان دادند، ده ها تن در سیلاب های سمت شمال ـ ولایت های فاریاب، جوزجان و سرپل ـ جان داده و هزاران خانواده تمامی زندگی شان را از دست داده و آواره شدند، در رانش زمین بدخشان، 2700 نفر در زیر خرواره های خاک مدفون گردیده و هزاران نفر دیگر با از دست دادن عزیزان و خانه های شان در دشت ها آواره گردیده و با دل های نا امید و شکسته در خیمه ها زندگی می کنند، سیلاب شدید صدها خانواده را در شولگره ولایت بلخ بی جا و یک نفر را بلعیده است، در بامیان صدها خانواده را سیلاب بی جا کرده است، در بغلان سیلاب جاری شده و مردم بی جا شده اند و غرب کابل نیز سیلاب های خطرناک را سپری کرده و ممکن است از این پس نیز تجربه کند. بنابر این 2014 حقیقتا که سال بحران بوده است اما نه بحران سیاسی بلکه بحران طبیعی.
3 . مسوولیت های حکومت
بدون تردید، مسوولیت حکومت به ویژه نهادهای مرتبط به حوادث طبیعی، این است که مردم زیان دیده را مورد حمایت جدی قرار دهند. مناطق که خانه های شان را از دست داده اند، باید در زمینه ای اعمار مسکن به آنان کمک شود، مناطق که مزارع و زمین های کشاورزی شان تخریب گردیده است باید در این زمینه با آنان کمک شود و در حال حاضر مردم آواره، نیاز به خیمه، پوشاک و مواد غذاییِ لازم، دارند.
ولی متاسفانه جدیت لازم از سوی نهادهای حکومتی به چشم نمی خورد. مردم ولایت های فاریاب، جوزجان و سرپل آواره شده و خانه های شان را از دست دادند، اما حکومت نه تنها آنان را یاری جدی نکرد بلکه کمک اندک هم که به آنان شد، توسط مقامهای محلی بلعیده شده است. آسیب دیدگان بدخشان، گذشته از این که از توقف عملیات نجات به منظور بیرون کشیدن جسدهای قربانیان ناراض هستند، از کمک های اندک نیز ناراض به نظر رسیده و مدعی هستند که قبل از این که کمک ها به آنان برسد توسط باند مافیا بلعیده می شود. مردم ولسوالی شولگره ولایت بلخ و مردم ولایت بامیان فقط توانستند جان های خود را نجات دهند، همة دار و ندار زندگی شان را سیلاب با خود برده است، اما هر چه که آنان مرتب به حکومت تماس گرفته و درخواست کمک می کنند، تا هنوز هیچ گامِ به چشم نمی آید.
به هر صورت سال جاری سال بحران های طبیعی به نظر می رسد. تا هنوز حوادث ناگواری چون سیلاب و رانش زمین، صدها هموطن را بلعیده و هزاران خانواده را به دشت ها آواره کرده است. ولی بیم وجود داشته و جای هراس جدی است که باز هم رخ دادهای طبیعی کلان خلق گردیده و هم وطنان ما را آسیب زند. گرچند حکومت در حال حاضر نمی تواند جلو آسیب های رخ داد های طبیعی را بگیرد، اما باید آمادگی های لازم را داشته باشد تا در صورت وقوع حادثه به کمک آسیب دیدگان بشتابد.

دیدگاه شما