صفحه نخست » مقالات » اندوه سنگین بدخشان را چه چاره بایدکرد؟
اندوه سنگین بدخشان را چه چاره بایدکرد؟
- حبیب صبوری خسروشاهی
در نخستین روزهای هفته جاری گزارشها از وقوعی یک رویداد تکان دهنده ای خبر دادند که تا هنوز اندوه سنگین آن بر کشور سایه افگنده و همه را ماتم زده نموده است. بر بنیاد گزارش های دریافتی و به نقل از مقامهای محلی بدخشان در اثر حادثه لغزش کوه در روستای آب باریک ولسوالی ارگوی این ولایت بیش از ۲۵۰۰ تن جانهای خود را از دست دادهاند. گفته می شود که در این رویداد صدها منزل مسکونی نیز تخریب گردیده و هزاران تن دیگر در این منطقه در زیرتوده های خاک گیرمانده اند. به نقل از مقام های ولایتی بدخشان این حادثه دور از حد تصور غم انگیز بوده و تلاشها برای برای نجات افراد گیر مانده به شدت ادامه دارد. اما وی افزود به دلیل وجود تودههای بزرگ خاک ناشی از لغزش کوه این تلاش ها به سختی می تواند نتیجه ببخشد و حتا شماری از منازل مسکونی باقی مانده هم در معرض تهدید قرار دارند.
به هرروی آنچه روشن می باشد این است که بدخشان پس از رویداد رانش زمین اینک با یک فاجعه بسیار تکان دهنده و عمیق انسانی روبهرو است. شمار زیادی از انسان ها بخاطر رانش زمین، جانشان خود را از دست دادهاند. روستاها و مزارع کاملا نابود شده اند و تعداد کثیری از هم وطنان در سوگ عزیزان از دست رفته نشسته اند. این حادثه غم انگیز وجدان جامعه و همه انسان های روی زمین را سخت تکان داده است؛ بر علاوه از رئیس جمهور و مقام های ارشد حکومتی مقام های بین المللی و جهانی باراک اوباما رئیس جمهور امریکا، مقامهای ایران، اتحادیه اروپا، سازمان ملل متحد، پاپ رهبر مسیحیان جهان در این ارتباط اظهار غمشریکی نموده اند. در ارتباط به اعلام آمادگی برای کمک به آسیب دیدگان علاوه بر ادارههای رسمی چون اداره مبارزه با حوادث طبیعی، وزارت دفاع و جمعیت هلال احمر، جامعه مدنی، گروههای وسیعی از مردم و بخصوص جوانان و رضاکاران هم برای کمک به آسیبدیدگان، بسیج شدهاند. این بسیج همگانی بگونه ای چشم گیر و ستایش برانگیز است که نوعی از وفاق و همبستگی انسانی و ملی را در سطح جامعه عینیت بخشیده است.
اما نکته مهم و اساسی که اینک فراروی ما قرار دارد که در مرحله نخست چگونه از آسیب دیدگان رویداد تکان دهنده بدخشان دلجویی صورت گیرد؟ نیازهای اساسی آنان که بتواند مشکلات اولیه شان را رفع سازد چیست؟ چاره جویی برای امداد رسانی و جمع آوری و نگهداری و توزیع این کمک ها از داخل و خارج کشور چگونه باید صورت گیرد؟ و...
زیرا از هم اکنون گزارش های در دست است که مراکز متعددی بنام کمک و امداد رسانی برای آسیب رسانی به مردم بدخشان ایجاد گردیده و مردم نیز با توجه به احساس انسانی و وظیفه ملی کمک های بی شائبه خود را دریغ ننموده اند. بطور قطع هرچند نیت ها خیر است و نیک؛ اما نمی توان کتمان کرد که احتمال سوء استفاده یا تلف شدن و هدر رفتن کمک ها در این میان نیز وجود دارد. بنابراین اینکه وجدان جامعه تکان خورده است و به نحوی یک حرکت جمعی برای کمکرسانی آغاز شده است، امری است سزاوار تحسین، اما باید از چنین پراکندگی ها و تعدد مراکز و عدم انسجام جلوگیری صورت گیرد و مراجع گوناگون در همکاری با همدیگر و زیر نظر ادارههای رسمی، کمکها و انسجام هایشان را به بدخشانیان دردمند صورت دهند. در مورد نگرانی های یاد شده هم اکنون گزارش های به نشر رسیده که آن نگرانی ها را تقویت می نماید. بطور مثال خبرگزاری بی بی سی در این ارتباط گزارش می دهد که مقامات اداره مبارزه با حوادث گفتهاند کمکهای برخی ازکشورها، سازمانهای بین المللی و افراد خیّر برای آسیب دیدگان بدخشان رسیده و بخش دیگری این کمکها در حال رسیدن است. مقام های یاد شده گفته اند تا حالا کمکهای اولیه به شمول غذا، دارو، چادر و پتو از تاجیکستان، پاکستان و از سوی شماری از سازمانهای ملی و بین المللی به منطقه رسیده و آذربایجان، قزاقستان، نماینده اتحادیه اروپا، آمریکا، هند، چین، عربستان و ایتالیا وعده ارسال کمکهای بیشتر کردهاند. اما گزارش های دریافتی از محل رویداد و گفتگو با آسیب دیدگان و بازماندگان حاکی از آن است که مدیریت روند کمکرسانی از نظم لازم برخوردار نیست و مردم به ویژه از کمبود آب آشامیدنی و مواد سوختی شکایت دارند. شماری از نیازمندان واقعی در این منطقه شکایت دارند افرادیکه با زورمندان محلی یا هم با مقامات ارتباط دارند، بیشتر کمکها را نصیب شدهاند و افراد واقعا نیازمند از کمکها محروم ماندهاند.
نکته دیگری که در این ارتباط قابل یاد آوری می باشد مسئله نجات دادن کسانی است که در زیر خروارها خاک و لای گیر مانده اند. بر طبق برخی روایت ها چیزیکه خیلی دردآور است، این است که عملیات نجات کسانیکه احتمالا زیر آوار گیر مانده بودند، موفق نبود. این موضوع ارتباط می گیرد به این موضوع که اداره مبارزه با حوادث و مقامهای محلی بدخشان، ظرفیتهای انسانی و فنی لازم را برای سازماندهی گسترده عملیات نجات نداشتند، اما این مراجع باید کمکهای بینالمللی را جلب میکردند و از کشورهای همسایه حداقل کمک میخواستند تا عملیات نجات موفق میشد. تجربه رویدادهای مشابه در کشورهای دیگر نشان داده است تا چندین روز پس از حادثه، آدمهای گیرمانده را زنده از زیر آوار بیرون کشیده اند، هم چنین بسیاری از کشورها با داشتن امکانات فوق العاده به تنهایی قادر نبوده اند که با پدیده های اینگونه مقابله نمایند، به همین جهت از جهانیان کمک خواسته اند. حال افغانستان که از لحاظ امکانات و توانایی نجات ضعیف می باشد بدون کمترین تردید بایستی حمایت و همکاری فوری و جدی جهانیان و همسایگان را جلب می نمود. عدم موفقیت در این زمینه کم کاری و نبود یک مدیریت درست را به نمایش می گذارد. باید برای پیشگیری از حوادث مشابه، تدابیر پیشگیرانه رویدست گرفته شود. مقامهای اداره مبارزه با حوادث و مراجع دیگر، نباید همیشه منتظر حوادث بمانند و بهدنبال حادثه حرکت کنند.بنابراین انتظار می رود که اداره مبارزه با حوادث باید در هماهنگی با اداره حفاظت از محیطزیست، مقامهای محلی و دیگر ادارهها، مناطقی را که احتمال بروز حوادث طبیعی در آن بیشتر است، شناسایی کنند. بنابراین اگر در چگونگی مدیریت بحران در رویداد یاد شده تغییر و نظم جدی ایجاد نگردد نگرانی آن وجود دارد که بسیاری از حمایت های منطقه ای و بین المللی را از دست بدهیم. افغانستان به تنهایی و بدون حمایت همسایگان و دوستان قادر نخواهد بود که از عهده سامان بخشیدن بخش عظیمی از آسیب دیدگان باشد.

دیدگاه شما