صفحه نخست » مقالات » مانورهای ارتش و نگرانی های امنیتی پساخروج
مانورهای ارتش و نگرانی های امنیتی پساخروج
- عبدالرحمن فهيمي
امنیت مهمترین دغدغة انسان ها و دولت ها، به عنوان سازمان اجتماعی و سیاسی تامین کنندة آن است. اصولا برای نخستین بار، فلسفة وجودی سازمان به نام دولت، تامین نظم و امنیت بود؛ باید سازمان به وجود می آمد که هم در داخل جامعه به تامین نظم می پرداخت و هم در مقابل تهدیدهای بیرونی مقاومت می کرد.
از این روی، از همان آوانِ که انسان ها بخش از صلاحیت ها و آزادی های خود را به سازمان بنام دولت دادند، در درون دولت، سازمان نظامی به نام ارتش ایجاد گردیده و تا هنوز هم در همة کشورها موجود است و هر ساله بودجة هنگفت از بودجة ملی کشورها را به خود اختصاص می دهد. از این رهگذر، ارتش مایة آرامش، حفظ امنیت و ثبات کشور پنداشته می شود. شهروندان عادی بدون ترس و هراس سرگرم فعالیت های اقتصادی شان هستند، چون می دانند که هزاران نفر سرباز در ارتش مسوولیت دفاع از امنیت را داشته و نمی گذارند که دشمن خارجی امنیت را بهم زند و شورشیان داخلی برعلیه نظم بشورند.
برگزاری مانورهای نظامی از سوی واحدهای ارتش در همة کشورها معمول است. معمولا سه هدف عمده از برگزاری مانورهای نظامی دنبال می گردد:
1 . آماده بودن تمامی واحدها و نیروهای نظامی برای نبرد
2 . آرامش مردم و قبولاندن این باور که در صورت تهدید و حمله نیروهای نظامی می توانند مقابله کرده و این توانایی در آنان دیده می شود
3 . پیامک به دشمن که ما قوی بوده و می توانیم در برابر تهدیدها ایستادگی کنیم در این صورت ممکن است شماری از پلان های تهاجمی دشمن لغو گردد.
پنجشنبة هفته گذشته ارتش ملی افغانستان برای نخستین بار مانور نظامی برگزار کرده و تمامی واحدهای ارتش در آن شرکت کردند. نیروهای زمینی ارتش، بر دشمن فرضی با سلاح های سبک و سنگین حمله کردند و نیروهای هوایی نیز با حمله بر دشمن فرضی نیروهای زمینی را مورد حمایت قرار داند.
این مانور نظامی در حال برگزار می گردد که قرار است تا پایان سال میلادی تمام نیروهای خارجی کشور را ترک کنند و نیروهای افغانستان به تنهایی مسوولیت سنگین مبارزه با تروریسم و تامین امنیت را بر شانه ها حمل کنند. در میان همة نگرانی های که وجود داشته و مطرح می گردید، امیدواری ها به این وجود داشت که موافقت نامه دوجانبه امنیتی بین افغانستان و امریکا به امضا رسیده و به هر صورت نیروهای امریکایی در کشور حضور دارند که در صورت ناتوانی نیروهای ارتش ملی در برابر تروریستان، آنان به کمک خواهند شتافت. ولی سرنوشت موافقت نامه امنیتی هنوز مشخص نیست. علی رغم امیدواری های که از سوی وزارت امور خارجه مبنی بر امضا شدن آن قبل از انتخابات مطرح می گردید، آن گونه که به نظر می رسد بحث موافقت نامه از سر زبان های امریکایی ها و مقام های دولت افغانستان پریده و به نظر نمی رسد که در دوران حکومت آقای کرزی به امضا برسد.
به نظر می آید که مانور نظامی ارتش ملی نیز همان سه هدف عمده را دنبال می کند. می خواهد به نگرانی های جدی امنیتی مردم پاسخ دهد؛ این که اگر نیروهای نظامی خارجی به صورت کامل از کشور خارج شوند، ارتش می تواند به تنهایی شورش های داخلی را دفع و تروریستان را زمین گیر کند.
نفس برگزاری مانور نظامی ارتش ملی، گام مثبت، ارزشمند و قابل قدر است. این مانور می تواند نگرانی های امنیتی مردم رادر حدِ کاهش دهد و این باور را در اذهان عموم خلق نماید که ارتش می تواند از پس تامین امنیت بدر آید. تازه در روز رای دهی 16 حمل نیز خوب درخشیده و توانایی های شان را در اذهان مردم تزریق کردند.
اما اگر منطقی، واقع بینانه و به دور از جنبه های احساساتی و عاطفی فکر کنیم، می توان گفت که ارتش هنوز کاستی های جدی در عرصه های مختلف داشته و بعید می نماید که بتواند به تنهایی از پس همة تهدیدها بدر شده و تاب آورد.
به لحاظ تدارکاتی، هنوز کاستی های جدی دارد. امکانات جنگیِ جنگ متعارف را دارد، قوای هوایی مشکلات و کاستی های فراوان دارد و به لحاظ معنوی و سیاسی نیز هنوز چالش های تهدید کنندة دیده می شود. همان گونه که در سطح کشور، دولت نتوانسته است گونه گونی هاو شکاف های اجتماعی را به خوبی مدیریت کرده و از پیامدهای زیانبار جلوگیری کند، به تبع در درون ارتش نیز آن شکاف ها و پیامدهای زیانبار موجود بوده و به مثابه یک تهدید جدیِ درون سازمانی حس می گردد. از سوی دیگر، به لحاظ سیاسی نیز برخوردها و موضع گیری های حکومت، برای نیروهای ارتش مایوس کننده بوده است که در جای خود انگیزه های جدی مبارزه و نبرد را خفه خواهد کرد. به طور نمونه وقت سربازان ارتش، با روحیة دفاع از کشور می رزمند و کشته می شوند، حکومت زمینه را فراهم نمی کند که جنازه های آنان به محل زندگی خانواده های شان منتقل گردد و حتی رییس جمهور در مراسم تشییع جنازه های دست جمعی سربازان کشته شده در غازی آباد کنر حاضر نمی گردد، اما وقت که ملا عبدالرقیب تخاری از فرماندهان طالبان کشته می شود، جنازة وی توسط هلیکوپترهای ارتش به تخار منتقل می گردد. این طرز برخورد با دشمن، انگیزة سربازان حاضر در صفوف ارتش را خفه کرده و باعث می شود که دست به فرار و ترک ارتش زنند و انگیزة دیگر جوانان را جهت پیوستن به صفوف ارتش خنثی می کند.
بنابر این در پایان واژه ها و جمله های زیادی که نوشتیم، می توان دو نکته را مطرح کرد:
یکم: هنوز به لحاظ تدارکاتی ارتش ملی با کاستی های مهم رو به رو بوده و با امکانات که اکنون در دست دارد بعید می نماید که بتواند در برابر دشمنِ بجنگد که بدون تردید سازمان های اطلاعاتی منطقه و جهان حمایت کرده و ابزارهای پیشرفتة جنگی را در اختیار شان قرار می دهد. پس بهتر است که در حال حاضر حکومت جدید که به تازگی به قدرت می رسد، موافقت نامه امنیتی بین افغانستان و امریکا را به عنوان یک اولویت جدی امضا کرده و در کنار آن بحث تجهیز ارتش به سلاح های پیشرفته را دنبال نماید.
دوم: مردم افغانستان زمان می توانند به ارتش اعتماد کنند و حکومت نیز زمان می تواند دارای ارتش قدرتمند گردیده و بدان بنازد که به لحاظ سیاسی برخورد حمایتی داشته باشد.

دیدگاه شما