صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۲۰ قوس ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

خشونت و کشتارمغایر ارزشهای دینی است!

-

خشونت و کشتارمغایر ارزشهای دینی است!

به تصریح متون و آموزه های متقن دینی، اسلام دین رحمت است. هم چنین به اذعان همه مورخین، راز گسترش شگفت انگیز اسلام از آغاز تاکنون، در پیام های انسانی و عدالت خواهانه او نهفته است. آنچه که اسلام را برای مردم جهان در همه ادوار قابل قبول ساخته است آموزه هایی است که در آن انسان اعتبار و کرامت خود را در آن می بیند. اسلام برای رفع خشونت و برکندن ظلم و برپایی عدالت آمده است.

آنچه در تاریخ اسلام بعنوان پدیده خشونت بار و کشتار مشاهده می شود دقیقا مغایر ارزشهای دین شمرده می شود. اما متاسفانه در جریان تاریخ حکومت ها و عناصر مغرض و جاه طلب همیشه سعی داشته اند که از شعایر دینی به نفع خود سو استفاده نمایند. آنان با پنهان شدن در پشت نقاب دین، اغلب بخاطر رسیدن به قدرت، کسب منفعت اقتصادی و یا سلطه فکری منحرفانه شان،‌ عمل های ناروای خود را مرتکب می شده اند. تاریخ جهان اسلام از این روایت های تلخ و تکان دهنده آکنده است.

 اما به دلیل اینکه اصل و بنیان تفکر و باور دین اسلام بر صلح، سلامت، مدارا، تعقل، تفکر، باورمندی، عدم اجبار و عدالت خواهی استوار می باشد، همیشه برای انسانها جذبه داشته است. در روایت های دینی نقل شده است که حتی وقتی پیامبر اکرم (ص) در جنگ با مشرکان و کافران می رفت به مسلمانان توصیه می نمود که از کشتن انسان های بی طرف، ‌حتا زیر پا نمودن مزارع و قطع درختان جدا خود داری نمایند. به غارت و چپاول دست نزنند.

مشرکان و کافران را با دعوت به اسلام فرا بخوانید.از بکار بردن کلمات زشت و ناسزا خود داری نمایید، حتا اگر دشمنان به شما ناسزا گفتند و یا کلمات زشت بکار بردند. در رابطه با پیروان سایر ادیان مانند یهودیت و مسیحیت هم پیامبر همیشه سعی داشت که روش و برخورد منطقی و عادلانه درپیش گرفته شود. از ظلم و ستم نسبت به آنان جلوگیری بعمل آید. ولی نمی توان کتمان کرد که متاسفانه جاهلان و مغرضان در طول تاریخ بنام دین و مجریان شریعت رفتار های مغایر دین اسلام را مرتکب گردیدند.

 در دوران معاصر نیز چنین عناصر مغرض، جاهل و مزدور کم نیستند که بنام دین جنایت می کنند و ستم می نمایند. البته موضوع کاربرد خشونت ازسوی چنین کسانی با توجیهات دینی نیازمند مطالعات دقیق وهمه جانبه تاریخی و اجتماعی وکلامی است. به هرروی چنین عناصر کج اندیش که هیچ باورمندی به حقیقت اسلام ندارند حتا به نزدیکترین کسان شان رحم ننموده و بخاطر منفعت و سود جویی خود یا اربابان خود دست به جنایت می زنند.

 مصداق واقعی و روشن افراد و عناصری که به انسانیت و دین باور ندارند و دل شان از کینه و خصومت مملو می باشد و چشم شان جز خون و خونریزی، زیبایی و حقیقت را دیده نمی تواند، طالبان جنایتکار می باشند. طالبان، نه تنها افغان نیستند، نه تنها درکی واقعی از اسلام ندارند، بلکه از جرگه انسانیت خارج هستند.

 آنان به هیچ یک از ارزشهای انسانی و دینی متعهد نمی باشند. این ماهیت پلید و شوم شان بارها بر ملاشده است. از کشتارهای دسته جمعی در زمان حاکمیت و سیطره سیاه شان تا عملیات های انتحاری سال ها و روزهای اخیر در کشور همه حاکی از ماهیت شوم و مفکوره ضد انسانی آنان می باشد.

باور قطعی وجود دارد کسانی که می خواهند از اسلام با ارتکاب جنایت، آتش سوزی، بخطر انداختن امنیت و آرامش جامعه مسلمین، کشتار انسان های بیگناه دفاع نمایند چنین افرادی یا مغرض هستند؛ یا خود دست پرورده بیگانگان اند؛‌یا جاهل و نادان هستند که هیچ برداشت و درک درستی از دین ندارند.

 ما برای دفاع از دین، برای اعتراض به توهین های که می شود هیچ ضرورت ندارد که خانه خود را خراب کنیم؛ هیچ نیازی نیست که خون به راه بیاندازیم؛ هرگز بخشونت توسل نجوییم؛ باید با رفتارها و شیوه های منطقی و مدنی که نمونه و الگوی تفکر و شیوه منطقی را بازتاب دهد از باورها و عقاید خود دفاع نماییم و یا نسبت به توهین ها و ستم های که روا داشته می شود اعتراض نماییم.

 آنچه بنام دین و یا جهاد برضدخارجی ها ازسوی انتحاری ها درکشوربوقوع می پیوندد هیچ ربطی به اسلام ندارد. البته شاید آنان بخش های از آموزه های اسلام را باتحریف و درک متحجرانه ازآن بسود خود بکارگیرند، ولی قطعا هدف اساسی آموزه های اسلام با چنین روش هایی درتضاد می باشد. ارتکاب جنایت ها و خشونت های مانند آنچه چند روزپیش درولایت فراه بوقوع پیوست، شیوه عناصر خشونت طلب و حلقه های خاص و عناصر وابسته به طالبان جنایتکار می باشد.

 اسلام از خود منطق قوی دارد، بر اساس عقل و خردمندی حقانیت خود را ثابت می سازد. با شیوه های آگاهی بخش اذهان عمومی را درباره حقایق هدایت می کند. اگر در اسلام بکار بردن شمشیر هم جایز دانسته شده است ، این جواز آخرین راه حل آن هم در برابر متجاوز می باشد.

نکته ای دیگر که در این رابطه قابل تذکر می باشد اینست که در پشت حوادث خونبار اخیر کشور دست های غرض آلود مختلفی پنهان می باشد. برخی از این دست ها از داخل کشور به فعالیت می پردازند و دست های دیگر بیرون از مرز ها حوادث را دامن می زنند. از آنجایی که مناطق شمالی کشور، نسبت به سایر نقاط کشور از امنیت و ثبات بیشتری برخوردار بوده است، بالطبع روند زندگی نیز در آنجا رونق مناسبتری داشته است؛ این وضعیت برای عده ای مغرض و تمامیت خواه قابل قبول و قابل تحمل نمی باشد.

 به همین جهت مدت ها است که پروژه ایجاد ناامنی در کشور روی میز آنان قرار داشته و هم چنان دنبال می گردد. ترور و انجام عملیات های انتحاری از معمولی ترین شیوه هایی است که در این راستا کار گرفته شده است. استفاده ناروا از فرصت و زمینه های احتمالی گزینه ای دیگر است که برای ناامن ساختن تمام کشور کار گرفته می شود.

تحریک و استفاده سو از احساسات دینی مردم به بهانه های مختلف یکی از شیوه های تجربه شده برای ایجاد اختلاف و فتنه در کشور از سوی عناصر و دست های غرض‌آلود می باشد. اگر در کشور حکومت پاسخگو وجود داشته باشد، اینک حکومت باید در برابر ارتکاب چنین جنایتی باید جواب بدهد. کشتار عده ای افراد بی طرف چه ارتباطی به عمل شرم‌ آلود فرد دیگر دارد؟ در کجای قرآن آمده است که شما بجای مجرم، انسان بیگناه دیگری را قصاص و مجازات نمایید؟‌ و....

سخن کوتاه؛ کسانی که با بهانه های واهی و مغایر با ارزشهای دینی دست به ایجاد آشوب و ناامنی می زنند؛ این عمل آنان هیچ ارتباطی به مردم افغانستان ندارد و همینطور عمل شرم آلودشان از نظر دین مبین اسلام هم مردود می باشد. زیرا اسلام بر اساس منطق و خرد استوار است و همواره پیروان خود را از ارتکاب اعمال ناآگاهانه و احساساتی جلوگیری نموده است.

حتا در انجام اعمال عبادی و فرایض دینی قرآن شریف مسلمانان را به فکر و تعقل فرا می خوانند و عبادتی که از روی ناآگاهی و یا عادت و عمل موروثی انجام شود دارای اعتبار لازم نمی داند. حکومت مسئول است که مرتکبین جنایت و خشونت را شناسایی و طبق قانون به اشد مجازات محکوم نماید نه اینکه ازآنان دلجویی  نماید.

دیدگاه شما