صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

یکشنبه ۲۸ میزان ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

راهکارهای مقابله با پدیدۀ انتحار

-

راهکارهای مقابله با پدیدۀ انتحار

با انکه بخش عمده از علمای مسلمان با انجام عملیات انتحاری مخالف اند و آنرا عمل غیر اسلامی و انسانی می دانند اما هنوز هستند کسانی که فتوای جواز این عمل را در افغانستان و برخی کشورهای دیگر صادر می کنند. این درحالیست که پیشتر، شیخ عبدالعزیز آل‌شیخ مفتی اعظم عربستان سعودی در مراسم عید قربان امسال، حملات انتحاری و ریختن خون انسان های بی‌گناه را محکوم کرد و شورای علمای افغانستان نیز، انجام حملات انتحاری را محکوم کرده اند.

در افغانستان طبق گزارشهای سازمان ملل متحد طالبان مسئول بیشترین مرگ غیر نظامیان در افغانستان هستند، براساس این گزارش ها در بیشتر حملات انتحاری که از سوی این گروه انجام می شود، غیر نظامیان کشته می شوند.  یکی از راهکارهای مهم در جلو گیری از این پدیده صدور فتوا بر علیه این گونه اعمال خرابکارانه غیر اسلامی است. علمای کشورمان در واکنش به اظهارات کسانی که فتوای جواز انتحار را صادر کرده است باید صریحا اعلام کنند که چگونه می شود یک پدیده در یک جای حرام و در جای دیگر حلال باشد! زیرا طبق اصول شرعی اگر چنین اعمالی حلال است در همه جا حلال است و اگر حلال نیست، در این‌جا چطور حلال بوده می تواند؟

 واقعیت این است که پدیده انتحار یک پدیده وارداتی در منطقه است و قربانیان آنرا انسانهای مظلوم و بی دفاع تشکیل می دهند تنها در چند ماه اخیر ده ها شهروند پاکستانی در شهر کویته جانهای خود را ابر اثر این گونه حملات از دست داده اند و در حقیقت شهروندان هردو کشور قربانیان اصلی این عمل غیر انسانی و زشت می باشند.

تاسف مضاعف از این است که همانگونه که دیده می شود انتحاریون افراد بی گناه و شهروندان عادی را هدف حملات مرگبار خود قرار می دهند و این یعنی اینکه هیچ کسی در خانه و شهر و محل زندگی خود امنیت ندارد. زیرا هر لحظه ممکن است انتحاری سر برسد و با انفجار خود جان ده ها انسان را بگیرد و ده ها تن دیگر را زخمی نماید. این مسئله است که وحشت فراوان را در جامعه بوجود می اورد و زندگی را به کام همگان تلخ می کند و عملا از جهان ما جهنمی می سازد که نفس کشیدن در آن هر لحظه ممکن است با مرگ ده ها انسان بی گناه همراه گردد.

اما راهکار دیگر این است که علما و روشنفکران و اهل اندیشه و علم باید روشنگری کنند. زیرا هیچ توجیهی نمی توان برای خود کشی و دیگر کشی توسط عملیات های مرگبار انتحاری دست و پا کرد. یا به تعبیر دیگر یک انتحاریی که حاضر می شود جان خود و جان ده ها یا شاید صدها و هزاران انسان بی گناه دیگر را در یک آن بگیرد توجیه و دلیلی منطقی وقابل قبولی برای این عمل خود ندارد و یک نوع بیماری و شست و شوی مغزی او را راضی می کند دست به چنین جنایت بزرگ بزند.

راهکار مهم دیگر روشن کردن پشت پرده ماجرا است. مردم باید بدانند که حامیان جبهه ترور و خشونت در افغانستان چه دست های هست این مسئله باید برای همگان در این کشور روشن شود. اقدامات تروریستی و انتحار بیشتر ریشه در غلبه احساسات و تعطیل کامل عقل و خرد انسانی دارد و گرنه انسان عادی و نورمال که از سلامت روح و روان و عقل برخوردار باشد هرگز دست به چنین اقدامی نمی زند. مسئله دیگر این است که گسترش این پدیده در سالهای اخیر می تواند ریشه ها و عوامل گوناگونی داشته باشد که به یک مورد آن در این نوشتار اشاره می گردد تا برای کاهش آن بتوان اقداماتی را سامان داد.

یک پرسش ساده و در عین حال مهم این است که براستی چرا بعد از حضور طولانی ده ساله قوای بین المللی در افغانستان همچنان طالبان و تروریزم در این کشور از تهدیدات جدی برای امنیت افغانستان و جامعه جهانی به شمار میرود. این پرسش از آنجا اهمیت بیشتر می یابد که در این ده سال هزینه های فراوانی برای مبارزه با تروریزم درافغانستان بر جامعه جهانی و مردم افغانستان تحمیل شده است. مسلما اگر این هزینه ها ومصارف درست هدایت می شد شرائط امروز بگونه ی دیگری رقم می خورد. از این رو به نظر می رسد بازخوانی پرونده جنگ ده ساله در افغانستان هم برای افغانستان و هم برای مقامات غربی به شدت ضروری است.

دراین سالها هزاران سرباز و افراد ملکی درافغانستان جان های خود را از دست داده اند و صدهاملیارد دالر در جنگ افغانستان هزینه شده است. آیا مبارزه با یک گروه شورشی مانند طالبان این همه هزینه دارد که پس از ده سال مبارزه و تحمل هزینه های فراوان اکنون همه از به نتیجه نرسیدن جنگ در افغانستان و تهدید های تروریستان در شرائط کنونی سخن بگویند. آیا روش مبارزه وجنگ در افغانستان اشتباه نبوده است و ممکن نبود با هزینه و زمان کمتری جنگ در افغانستان نتیجه می داد؟ مسلما با باز خوانی پرونده جنگ افغانستان می توان نقاط ضعف های جنگ و روش های مبارزه در افغانستان را بخوبی دریافت.

یکی از مشکلات اصلی نیروهای غربی درافغانستان نا آشنایی با فرهنگ و سنت بومی ساکنان افغانستان است به نظر می رسد همین مسئله با عث شده است مشکلات زیادی بر سر راه مبارزه با تروریزم در افغانستان بوجود بیاید و روز بروز بر میزان خشونت ها در کشور از جمله انتحارها افزوده گردد. بنا بر این با خروج این نیروها از محلات زندگی مردم و جایگزین شدن نیروهای پلیس و ارتش افغانستان در صورتی که با احترام به سنت های بومی مردم برخورد شود می تواند تا حدودی زمینه های خشونت های بیشتر در کشور را فراهم نماید.

در سالهای آغازین نظام جدید در افغانستان طالبان ومخالفان مسلح دولت محبوبیت و مقبولیت اجتماعی شان را کاملا از دست داده بودند و اکثریت مردم افغانستان حمایت کامل شانرا از روند جدید درافغانستان اعلام داشتند. اما دیری نگذشت که مخالفان توانستند در محلات و قریه های افغانستان در خانه های مردم نفوذ نموده و جای پا باز نمایند. یکی از عوامل اصلی این چرخش دردیدگاه مردم که به مخالفان پناه و امکانات دادند همین مسئله عدم احترام کافی سربازان خارجی به عقاید ارزش ها و باور های مردم افغاستان بوده است. بنا بر این اصلاح روش ها در جنگ افغانستان می تواند به موفقیت مبارزه با تروریزم و کاهش خشونت ها از جمله انتحار ها کمک نماید.

البته این مشروط به این است که نیروهای امنیتی کشور که جایگزین سربازان خارجی می شوند حقیقتا برای تامین امنیت مردم صادقانه تلاش کنند و با این کار اعتماد مردم را در همکاری با این نیروها بدست آورند. نکته مهم تر احترام کامل به عقاید و سنت های بومی مردم است که باید در هر منطقه ای این مسائل کاملا لحاظ گردد. اینگونه برخورد ها می تواند بسیاری از بهانه های که برخی آنرا مستمسک جواز خشونت در افغانستان قرار می دهد را از آنان بگیرد. سربازان ارتش و پلیس ملی باید در کنار دفاع جانانه از تمامیت ارضی کشور و تامین امنیت مردم باید بگونه ی با مردم برخورد داشته باشند که مردم آنانر کاملا از خود دانسته و از هر گونه اطلاع رسانی به آنان در راستای تامین بهتر امنیت دریغ نورزند. تنها در این صورت است که می توان جلوی بسیاری از عملیات های انتحاری و خشونت آفرینی های گروه های تروریستی در کشور را گرفت.

دیدگاه شما