صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۲۷ سنبله ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

چالش های پیشگیری و تداوی امراض خطرناک در افغانستان

-

چالش های پیشگیری و تداوی امراض خطرناک در افغانستان

افغانستان یکی از کشورهایی است که کمترین امکانات و تجهزات طبی را دارا می باشد. در حالی که تجربیات و تجهیزات طبی در جهان امروز پیشرفت های فوق العاده ای کرده است، اما در افغانستان هنوزهم از فاقله صحت در قالب امروزی آن فرسنگ ها فاصله دارد. البته این قضاوت بدین معنا نیست که در طول ده سال گذشته وضعیت صحت درکشور هیچ رشدی نداشته است. اگر وضعیت امروز را نسبت به ده سال قبل مقایسه کنیم وضعیت صحت در طول ده سال گذشته رشد زیادی کرده است، اما هیچ گاه نتوانسته است نیازمندی های مردم را در عرصه صحت برآورده کند.

وزارت صحت در روز جهانی بهداشت اعلام کرده بود که هنوز هم ۳۸ درصد مردم این کشور به خدمات صحی دسترسی ندارند.

این در حالی است که در بسیاری از کشورها خدمات صحی براین اساس سنجیده می شود که یک داکتر در ازای 5 تا ده نفر و نیز تمامی اتباع آن بیمه صحت هستند و مراقبت های صحی در حد بالایی است، اما در افغانستان وقتی می گویند 38 درصد به خدمات صحی دسترسی ندارند بدین معنا است که این 38 در صد نه به کلینیک و داکترعمومی دست رسی دارند و نه به دوا و درمان و گرنه سیستم بیمه و داشتن داکترهای خصوصی برای افراد موضوعی است که مردم افغانستان با آن بیگانه هستند.

کمبود تعداد مراکز درمانی و یا کلنیک، داکتر، دوا و وسائل طبی از مشکلات اصلی نظام صحی در افغانستان است." شفاخانه‌های دولتی احساس مسئولیت نمی‌کنند و شفاخانه‌های خصوصی هم فرقی با آنها ندارند. دوا و ویزیت کلا قیمت است. اگر کسی پول نداشته باشد و بمیرد هم کسی او را به داخل شفاخانه نمی‌برد".

این درد دلی است که تقریبا همه افغانها آن را زمزمه می کند و قصه هایی طولانی از وضعیت ناهنجار صحت و درمان در کشور دارند.

منابع وزارت صحت افغانستان اعلام کرده اند که در حال حاضر از هر 10 کودک یک تن پیش از رسیدن به سن پنج سالگی می‌میرد. درهر دو ساعت یک مادر هنگام زایمان یا در اثر بیماری‌های مرتبط با بارداری و زایمان جان خود را از دست می‌دهد. این روایت فاجعه آمیزی است وضعیت سلامتی مردم افغانستان در کشور. روشن بختیار از ساکنان ولایت دایکندی می گوید: "هنوز خدمات صحی در ولسوالی‌ها و ولایت‌های دور دست هیچ وجود ندارد. دایکندی یک ولایت دور افتاده و فراموش شده است که جاده ندارد، کلینیک و شفاخانه ندارد. اگر یک مریض را در ظرف سه یا چهار روز به کابل ببرید، در بین راه از بین می‌رود".

وضعیت در افغانستان طوری است که مردم به داکتران و دواهایی که در کشور وجود دارد اعتماد لازم را ندارند، زیرا داکتران در افغانستان از تجربه کافی برخوردارنیستند و از همه مهمتر دواهای قلابی است که امروز بازارهای افغانستان را پرکرده و حکومت افغانستان در این زمینه مبارزه جدی را نکرده است.

موضوع دواهای بی کیفیت امروز در افغانستان به یک مشکل اساسی و عمده بدل شده است، طوری که امروزه همه به این باورهستند که دوایی که دواخانه های افغانستان خردیداری می گردد، قطعا همان دوایی نیست که در خارج از افغانستان وجود داشت، زیرا دلالان و تاجران بی انصاف به کارخانه هایی داواسازی بخصوص در پاکستان و ایران سفارش می دهند که با همان مارک و نشان دوا تولید که اما میزان کیفیت را پایین بیاورد تا قیمت دوا پایین آمده سود بیشتری نصیب تاجرگردد.

در سال1977 در سی ومین سالگرد سازمان صحی جهانی مسئله سلامت به عنوان حق اساسی انسان مطرح گردید. و در فیصله نامه و توافق نامه ای که در آن سال منتشر گردید آمده بود که: " هدف اجتماعی تمام کشور های جهان ،اعضای سازمان صحی جهانی در یک همآهنگی صمیمانه ونزدیک با سایر ارگانهای زیربط بین المللی وسهمگیری فعال خود مردم در این امر نهفته است تا هر یک از مردمان کشور های جهان از آن سطح معیارات خدمات صحی بر خور دار گردند که بصورت طبیعی وفعال بتوانند در برنامه های رشد اقتصادی واجتماعی جوامع مربوط خویش سهیم گردند".

همچنین در این سند تأکید کردند که تا سال 2000 میلادی همه مردم جهان از آن سطح خدمات صحی بر خوردار گردندکه در توافق نامه فوق الذکر تصریح گردیده است،غرض تحقق این فیصله نامه سازمان صحی جهان در سال 1978فیصله نامۀدیگری را ضمیمه آن به تصویب رسانید که در آن آمده بود، دولت ها مکلفند که در قدم نخست پالیسی ملی عرضه خدمات صحی اساسی را مطابق رهنمود آتی فومولبندی نمایند.

بخاطر تحقق ضابط های مراقبت های صحی اساسی لازم است تادر پلان های کاری مسئله عنعنات وفرهنگ شهروندان مد نظر بوده ودر تحقق این پلانها همه افراد جامعه در یک پلاتفرم صحی مشترک گردند بهای پرداخت خدمات صحی متناسب به استعدادوتوان مالی شهروندان تنظیم واین خدمات نه برای یک گروه ویا قشر خاص بلکه برای تمام افراد جامعه آنهم نه مقطعی بلکه بصورت مستدام بدسترس شهروندان قرار داشته باشد.

حال سئوال این است که از آن روز تا امروز افغانستان چه گامهایی اساسی را در راستای صحت و اجرایی کردن این توافقنامه در کشور برداشته است؟ لازم نیست که جای دوری برویم فقط کافی است که به سیل جمعیتی که روزانه جلوسفارت خانه های ایران، پاکستان و هند صف می کشند و بیشترین هدف شان از مسافرت تداوی مریضی است.

وزير صحت عامه دیروز در محفل معرفى "پاليسى و چهارجوب ملى استراتيژيک اچ آى وى و ايدز افغانستان" گفت که درحال حاضر، ١٢٥٠ واقعۀ مثبت اچ آى وى (ايدز) در کشور ثبت شده، که ٨٥ درصد را مردان و ١٥ درصد را زنان تشکيل مى دهد.
وى افزود که درميان مصابين اين بيمارى، پنج طفل نيز شامل ميباشد.

به گفتۀ موصوف، از جمله ١٢٥٠ تن مصاب به اين بيمارى، تنها ١١٥ تن آنان در مرحلۀ معالجه قراردارند و ويروس اچ آى وى شان، پيشرفته مى باشد. قرار معلومات منبع، تا حال در سطح کشور ١١ تن از سبب بيمارى ايدز تلف شده اند و تخمين مى شود که حدود سه هزار تن، اين ويروس را با خود داشته باشند.

به گفتۀ وى، ارقام ثبت شده نشان مى دهد که شيوع اين بيمارى در کشور، در سطح پايين قرار دارد؛ اما افغانستان داراى تمام عوامل خطر و آسيب پذيرى براى شيوع اچ آى وى (ايدز) مى باشد. وزير صحت عامه؛ کشت، قاچاق و استفاده از موادمخدر به خصوص از طريق زرقى، فقر، عدم آگاهى مردم، بيسوادى، مهاجرت ها را ازعوامل شيوع اچ آى وى (ايدز) در کشور خواند.

به اساس معلومات منبع، از جمله يک ميليون معتاد موادمخدر در کشور؛ ٢٠ هزار تن از آنان موادمخدر را از طريق پيچکارى زرق مى کنند. به گفتۀ موصوف موادمخدر از طريق زرقيات؛ شيوع زمينه بيمارى هاى ايدز و زردى سياه، را مساعد مى نمايد.

مشکلات فوق به خوبی نشان می دهد که وضعیت صحی و برنامه های پیشگیری از امراض گوناگون و راههای تداوی آنها در افغانستان چگونه می باشد و تا چه حد فاصله با استاندارد های بین المللی صحت در جهان دارد.
به هرحال وزارت صحت اگر می خواهد در این راستا پیشگام باشد و بتوانند قدم های اساسی را در راستای بهبود کیفیت صحت بردارد، باید استراتژی جامع را در راستای وقایه از بیماری های واگیردار وخطرناک در نظر بگیرد.

دیدگاه شما