صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۲۹ جوزا ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

بحران خیزی، پاشنه آشیل اوضاع کشور!

-

بحران خیزی، پاشنه آشیل اوضاع کشور!

طی روزهای اخیر وضعیت امنیتی کشور بیش از پیش بحرانی گردیده و نگرانی‌های مردم را نسبت به آینده کشور به شدت افزایش داده است. اهمیت این موضوع از چند جهت قابل ارزیابی می‌باشد. نخست این که مدت ده سال می‌شود که نیروهای بین المللی به بهانه تامین امنیت، استقرار نظام سیاسی، بازسازی کشور و ریشه کن ساختن تروریسم در منطقه در کشور حضور تمام و کمال دارند.

در طی این مدت علاوه براینکه انبوهی از سرمایه های مالی و امکانات دیگر که بنام افغانستان از چهارسوی جهان گسیل گردیده بود بغارت برده شده است، نیروهای خارجی در داخل کشور نیز تقریبا بلامنازع و فراقانونی عمل نمودند. در عرصه تبلیغات نیز، کشورهای غربی برای اقناع شهروندان خود در افغانستان و نیز اقناع افکار عمومی جهانیان و مردم افغانستان هزینه هنگفت تبلیغاتی و مالی را سرمایه گزاری نمودند.

باتوجه به این مسایل تصوری که در آن شرایط وجود داشت این بود که اوضاع متلاتم افغانستان پس از سالها محرومیت و پشت سرنهادن چندین دهه بحران شاید اکنون برساحل ثبات و استقرار لنگر اندازد.

مردم آن که هرگز طعم خوش زندگی را نچشیده بودند و همیشه برای زنده ماندن از بیم آتش باروت و خون یا دشت های سوزان مهاجرت و آوارگی با مرگ دست و پنجه نرم می نمودند، یا برای نجات از فضای تنگ و خفه کننده ناشی از ابرهای متراکم عقده ها و دردهای بازمانده از توهین‌ها و تحقیرهای دیار غربت، روزنه خاطری را حس می نمودند؛ در فرجام این همه آرزومندی و انتظار آنچه در عرصه واقعیت‌های کشور خودنمایی می کند جز کویر و سراب فریبنده بیش نمی‌باشد.

با نزدیک شدن به موعد خروج نیروهای نظامی خارجی از کشور تا پایان سال 2014 ، آشفتگی و پیچیدگی اوضاع کشور شدت یافته و میزان امنیت و ثبات متزلزل گردیده است.

در عرصه سیاست و دولت داری، به جرأت می توان گفت که حکومت کفایت و سیطره واقعی خود را در ولایت‌ها از دست داده است؛ در مرکز کشور نیز هیچ امری بدون عبور از مسیرغیرقانونی، قابل اجرا نیست. هسته مرکزی حکومت که از آغاز تاکنون در انحصار حلقه خاص قرار دارد مشغول مهندسی نمودن شرایط پس از سال 2014 می باشند.

آنان هیچ ارزشی و توجهی به آشفتگی و نابسامانی های اداری و حکومتی که اکنون کشور را فرا گرفته است ندارند، مگر اینکه حس نمایند وضعیت بسود خودشان نمی باشد. چرخ اقتصاد هرچند از ابتدا راکد بود، اما از آغاز سال جاری روز بروز خرابتر گردیده و اکنون تقریبا از حرکت باز ایستاده است. فقط فعالیت های اندک بعضی از بخش های خصوصی است که بدون نظارت و کنترل حکومت جریان دارد.

صف بندی های سیاسی هر روز بیشتر و پیچیده تر می‌گردد. صف بندی هایی که خود سردرگم و پریشان هستند. هیچ چیز به چیز دیگری پیوند منطقی ندارد. معیار و خط اصلی گم شده است. هرکس از هرطریقی درپی یک هدف روان است و آن اینکه تلاش برای ایجاد کانال های ویژه در درون ساختار قدرت یا با مخالفین، تا در صورت چرخش اوضاع پس از خروج نیروهای خارجی از دایره قدرت بیرون نماند! همگان با همه کس و همه چیز از یک سوی مخالفت دارد و از جانب دیگر موافق می‌باشد.

این مسئله بستگی به نوع معامله و حمایت و شراکت در منفعت سیاسی و اقتصادی خواهد داشت. البته عرصه رقابت سیاسی بطور طبیعی سیال و متغییر می باشد، ولی نباید فراموش کرد که این سیال بودن و متغییر بودن بر اساس اصول و ضوابط تعریف شده می‌باشد.

در زمینه امنیت نیز پرواضح است که شرایط روز بروز وخیم تر شده می‌رود. اگر در آغاز سال جاری تا اندازه ای با اطمینان می شد در چند کیلومتری کابل، مثلا میدان وردک یا لوگر مسافرت کرد، حالا در غروب روز نمی توان با اطمینان حتا در منطقه پلچرخی هم گذر نمود! در ولایت ها هر راکب موتور سیکلت یا موتر ممکن است یک انتحاری باشد یا اختطاف گر.

دهشت افگنانی که از حمایت و همکاری عناصر نفوذی در درون دستگاه حکومتی و امنیتی نیز برخوردار می‌باشند. شاید در جهان چنین رویدادهای کمتر بوقوع پیوسته باشد که نیروهای مخالف یک حکومت قادر شده باشند بصورت گسترده در دستگاه‌های امنیتی و نظامی نفوذ نمایند، یا اتباع یک کشور خارجی در ارتش آن کشور راه یابند!

بنابر این از این سیکل معکوس و چرخه معیوب سیاست در کشور چنین نمودار می گردد که تمام آن چیزهایی که در مورد ثبات و تضمین امنیت و پیشرفت افغانستان در مدت ده سال ادعا می گردید، در واقع هیاهویی بوده است برای هیچ. بطور قطعا پس از خروج نیروهای خارجی با توجه به تقویت ریشه های بحران در کشور و ناتوانی شدید حکومت در مدیریت کلان مملکت، این هیاهوی بیهوده هم بخاموشی گراید و سکوت مرگ آور حاکم گردد و درنهایت بیم آن می‌رود احتمالا افغانستان دوباره در زنجیره و دور باطل بحران داخلی گرفتار خواهد شد.

در شرایط کنونی حکومت مسئولیت جدی دارد که در آخرین لحظات باقیمانده برای جلوگیری از سقوط کشور به کام توفان حوادث غیرقابل پیش بینی و نابودکننده تدابیر و چاره جویی جدی را اتخاذ نماید. همانطور که رئیس جمهور در حضور نمایندگان مجلس اعلام داشته است که اصلاحات اساسی را روی دست خواهد گرفت؛ باید این وعده بصورت اساسی و دقیق به اجرا گذاشته شود.

متاسفانه به دلیل بحران های دوامدار کشور، ذهنیت عمومی چنین شکل گرفته است که "بحران خیزی، پاشنه آشیل اوضاع کشور" می باشد. پاشنه ای که تاکنون بصورت دیگر نچرخیده و تغییرنیافته است.

دیدگاه شما