صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

شنبه ۳۰ سرطان ۱۳۹۷

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

چشم انداز 2014: افغانستان بدون حضور امریکا

-

چشم انداز 2014:  افغانستان بدون حضور امریکا

هافینگتن پست / برگردان: عبدالاحد بهرامی

با وجود ادامه خشونت ها در افغانستان، تحولات سیاسی متعدد و به ویژه تعهدات جهانی که از طریق کنفرانس های بین المللی صورت گرفت، برای آینده این کشور دلگرم کننده بوده است. حدود هفتاد کشور و نهاد بین المللی با شرکت در کنفرانس توکیو کمک های هنگفتی را برای توسعه این کشور متعهد شدند و پیش از آن نیز رهبران کشورهای غربی در کنفرانس سران ناتو در شیکاگو بر ادامه حمایت های امنیتی و تمویل نیروهای مسلح این کشور تاکید کردند.

در تلاش دیگری برای تقویت اعتماد افغان ها به تعهدات امریکا، هیلری کلینتن وزیر خارجه این کشور افغانستان را متحد عمده امریکا در خارج از سازمان ناتو خواند. این جایگاه، افغانستان را از لحاظ روابط امنیتی با امریکا در جایگاه کشورهایی چون جاپان، پاکستان و اسرائیل قرار می دهد و سهولت های ویژه ای را در تهیه تجهیزات دفاعی برای این کشور فراهم می سازد.

اما این ابراز تعهدها و سخنان اطمینان بخش وزیر خارجه امریکا واقعیت امر را پنهان نمی تواند: اینکه ایالات متحده در حال ترک افغانستان است. خروج نیروها بصورت تدریجی از این کشور تا اواخر سال 2014 تکمیل خواهد شد و در این موعد همه ماموریت های رزمی امریکا در افغانستان پایان خواهد یافت. با آنهم قرار است شمار اندکی از نیروهای امریکایی که گمان می رود از حدود 10000 تا 30000 سرباز را در بر گیرد، در افغانستان باقی خواهد ماند. به همین منوال اعضای دیگر ناتو نیز در حال خروج نیروهای خود از افغانستان هستند.

ایالات متحده با دادن بیش از 2000 کشته در جنگ و بالغ بر 546 میلیارد دالر هزینه این جنگ ده ساله، اکنون امریکا در حال پایان دادن به جنگ افغانستان است. این جنگ برای امریکا دو برابر جنگ های دیگر از قبیل جنگ جهانی دوم و یا جنگ ویتنام زمانبر بود. متحدان امریکا نیز در این جنگ 1043 تن کشته داده اند که 422 تن از آنها بریتانیایی اند. اما بیش از همه در این میان، افغان ها از این جنگ رنج برده اند؛ زیرا برای 34 سال پیاپی این کشور صحنه جنگ بوده است.

بر این اساس، افغانستان در حال حرکت به سوی مرحله دیگری است: مرحله بعد از حضور امریکا. کسی نمی داند آینده آبستن چه رویدادهایی خواهد بود، اما چیزهایی که مشخص است از این قرار است:
با آنکه افزایش نیروهای امریکایی در سال 2010 در جنگ افغانستان و افزایش حملات هواپیماهای بدون سرنشین امریکایی، تلفات و ضربات سنگینی بر طالبان به ویژه در ولایت های جنوبی هلمند، قندهار و ارزگان وارد آورده و شماری از فرماندهان ارشد این گروه را از پای درآورده است، این محاسبات کاخ سفید که گروه های شورشی سرانجام در نتیجه فشارهای نظامی مجبور به برگشت به میز مذاکره خواهند بود، درست از آب درنیامده است.

با اینکه این گروه به سختی درهم کوبیده شده، اما هنوز هم از خود لجاجت سرسختانه ای نشان داده است؛ با توجه به اینکه از پناهگاه های امن در مناطق قبایلی شمالغربی پاکستان یا ایالت خیبرپختونخواه برخوردارند. با وجود نشانه های غلط انداز از سوی این گروه، رهبران این گروه هنوز از خود اراده و علاقه جدی در مذاکرات صلح نشان نداده اند. این گروه همچنان مرگ آور است. در جریان هفته ها و ماه های اخیر، این گروه خشونت های مرگباری را به راه انداخته اند.

ما نباید از این شگفت زده باشیم که چرا طالبان با وجود ضربات سنگینی که متحمل شده اند، حاضر به مصالحه نیستند. اینگونه تصور کنید: اگر کسی به عنوان رهبر ارشد طالبان شاهد آن باشد که نیروهای امریکایی و ناتو در حال خروج از افغانستان اند، آیا آنها برای مذاکره علاقه ای از خود نشان خواهند داد؟ آیا این گروه در حالی که به وضوح شاهد عجله نیروهای خارجی برای خروج هستند، حاضر می شوند، تا جنگجویان خود را به دست کشیدن از جنگ ترغیب کنند؟

کسی این موضوع را انکار نمی کند که طالبان از این توانایی برخوردار نیستند که بعد از 2014 به طرف کابل یورش برند و سرانجام همه بخش های افغانستان را تحت کنترول خود درآورند. جدا از اینکه هزاران سرباز امریکایی همچنان در این کشور حضور خواهند داشت، اکنون نیروهای امنیتی افغانستان در جنگیدن با گروه های شورشی توانایی قابل ستایشی کسب کرده اند.

از جانب دیگر، بسیاری از افغان ها به ویژه گروه های قومی تاجیک ها، هزاره ها و ازبک ها به شمول بخش عمده پشتون ها از طالبان متنفرند و از این توانایی برخوردارند تا نیروهایی بالقوه باثباتی را برای مقابله با طالبان ایجاد کنند. اغلب جمعیت افغانستان، خواهان برگشت طالبان نیستند.

با توجه به همه اینها، طالبان هم از لحاظ سیاسی و هم نظامی، در دوره بعد از خروج نیروهای خارجی، تبدیل به نیروهای متخاصم قوی تری خواهند شد و حتی ممکن است بعضی مناطق در نقاط دوردست را دوباره به تصرف خود درآورند. موضوع اساسی که گذشت زمان آن را ثابت خواهد کرد، اینست که نیروهای مسلح افغانستان چه ظرفیتی را در مبارزه با گروه های شورشی از خود به نمایش خواهد گذاشت و اینکه طالبان به چه میزانی در صفوف این نیروها نفوذ خواهند کرد.

علاوه بر نحوه توازن نیرو میان نیروهای امنیتی افغان و گروه های شورشی، نکته دیگری که برای "افغانستان بدون حضور امریکا" حایز اهمیت است اینست که همسایه های قدرتمند افغانستان از قبیل ایران، پاکستان، چین، هند و روسیه چه نقشی را بازی خواهند کرد. هر یکی از این کشورها منافع حیاتی در افغانستان دارند؛ همه این کشورها، به استثنای روسیه، هم اکنون به نحوی در این کشور حضور دارند و چین و هند حضور گسترده ای در توسعه اقتصادی و استخراج منابع زیرزمینی این کشور دارند.

با اینکه این کشورها منافع سازگاری هم در افغانستان داشته اند، اما پیشینه این کشورها حاکی از آن است که آنها همکاری سازنده ای در این کشور نداشته اند و نهاد منطقه ای نیز وجود ندارد که همه این کشورها عضو آن باشند و در چارچوب آن با هم کار کنند. این تهدید وجود دارد که زمانی که حضور نظامی امریکا به حداقل برسد، ممکن است بار دیگر این کشورها بار دیگر وارد رقابت غیرسازنده و بی ثبات کننده ای شوند و هر کدام آن از جریان های خاصی در این کشور حمایت کنند.

در دوره بعد از 2014، به احتمال قوی رقابت ها میان کشورهای همسایه افغانستان همچنان ادامه خواهد یافت. و البته به موازات آن، همکاری های این کشورها نیز در رابطه با افغانستان به تبعیت از منافع شان ادامه خواهد یافت.

چین و هند در آینده افغانستان، منافع عمده اقتصادی خواهند داشت و هر دوی این کشورها هم بی میل نخواهند بود تا حضور همدیگر را محدود سازند و هم از ثبات در این کشور حمایت خواهند کرد. هند و پاکستان دیدگاه ناسازگاری درباره آینده افغانستان دارند و دولت همسو با هند در کابل، برای اسلام آباد یک کابوس تلقی می شود. چین، روسیه و هند به طور مشترک از تقویت شدن گروه های اسلامگرا در منطقه هراس دارند.

از سوی دیگر، ایران حضور اقتصادی زیادی در غرب افغانستان و به ویژه در ولایت هرات دارد. این کشور ارتباطات فرهنگی، اشتراکات نژادی و مذهبی زیادی در افغانستان دارد و علاوه بر آن، ایران شیعی، خواهان تقویت نفوذ گروه های افراطی سنی مذهب در منطقه نیست. اگر همکاری های منطقه در میان همسایه های افغانستان، که در شرایط حاضر امیدوارکننده به نظر می رسد، تقویت شود، ایجاد ثبات و تامین امنیت در این کشور کاملا محتمل خواهد شد.

دیدگاه شما