صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۲۴ حمل ۱۴۰۰

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

فرستـاده و کلاف سردرگـم صـلح

-

دیروز بار دیگر زلمی خلیلزاد نماینده خاص ایالات متحده در امور صلح افغانستان وارد کابل شد و در اولین دیدار با رهبری حکومت در باره آخرین تحولات در روند صلح گفتگو کرد. با توجه به جوانب گوناگونی که روند صلح پیدا کرده است و تقریبا تمام کشورهای منطقه و جهان به نحوی درگیر این مساله شده اند و دیدگاه های بسیار متفاوت نیز به میدان آمده اند، تقریبا مدیریت قضایا از دست فرستاده خارج گردیده و روند صلح افغانستان تبدیل به یک کلاف سردرگم شده است. ظاهرا شخص فرستاده نیز از این قضیه بسیار نگران است و حتی می توان گفت که عاجزتر از گذشته به نظر می رسد. به همین خاطر او ممکن است در ماموریتی که در پیش گرفته بود و تا زمان ریاست دونالد با قدرت تمام و تکبر خاص به پیش می رفت، اکنون خود را در آستانه یک شکست دیگر ببیند. دلایل این عجز و ناتوانی بسیار است و امور به گونه ای پیش می رود که به نظر می رسد آن چه تا کنون رشته شده بود در حال پنبه شدن است.
نخستین مشکل که به نحوی شاید بزرگ ترین بدشانسی در زندگی وی نیز باشد تغییر رهبری در ایالات متحده است. شاید نه دونالد ترامپ که روزگاری نبض جهان را با یک توییت چند کلمه ای تغییر می داد و نه فرستاده تصور می کرد که این اتفاق ناخوشایند در ایالات متحده رخ دهد و آنان بزرگ ترین بدشانسی زندگی خود را به این زودی تجربه کنند. تغییر رهبری در ایالات متحده حتی برای تاریخ این کشور یک پدیده نادر و تا حدی استثنایی بود. اکنون او مجبور است بر مدار یک تصمیم متفاوت یک رهبر جدید و با کراهت تمام ماموریت خود را انجام دهد.
بدشانسی دیگر برای فرستاده شخصیت رییس جمهور فعلی افغانستان است. شاید هرکسی دیگر به جای رییس جمهور غنی می بود در برابر فشارهایی که طی چند سال اخیر از سوی ایالات متحده و متحدین بین المللی و نیز اپوزیسیون قدرتمند داخلی بر او وارد شد، طاقت نمی آورد. اما رییس جمهور افغانستان برخلاف نظر فرستاده انتخابات ریاست جمهوری افغانستان را برگزار کرد و هنوز در برابر طرح های مختلف او تسلیم نشده است. طرحی که اکنون افشا گردیده است، دو یا سه سال قبل برای افغانستان طراحی شده بود و بنا بود که پیش از انتخابات ریاست جمهوری افغانستان تطبیق گردد. اما در برابر آن مقاومت شد و لذا عملی نگردید. حتی در چندین دیدار مشاجره های تند میان رییس جمهور و فرستاده صورت گرفت و در دور قبلی سفر وی رییس جمهور غنی او را به حضور نپذیرت و اصلا با وی دیدار نکرد. این کار رییس جمهور به نحوی به آزمون گرفتن حمایت جدی از فرستاده در کاخ سفید نیز بود و معلوم گردید که او اکنون بی پناه تر از آن است که در کاخ سفید به عنوان نماینده تام الاختیار جدی گرفته شود.
مساله سوم که مدیریت روند صلح را از دست وی بیرون کرده است تقویت اجماع داخلی در برابر طرح تقسیم قدرت است که به تازگی افشا گردیده است. در طرحی که از سوی ایالات متحده و مشخصا برای تقسیم قدرت و مشارکت طالبان در قدرت ارایه گردیده است الغای قانون اساسی و سقوط نظام سیاسی مسلم است. اکنون همه جناح های سیاسی به جز تعداد اندکی که منافع شخصی و حزبی همیشه بر منافع جمعی و ملی اولویت داشته است خواهان حفظ قانون اساسی و نظام سیاسی موجود هستند. زیرا خطر بزرگ تر را درک کرده اند و می دانند که اگر قانون اساسی ملغی شود و نظام سیاسی از هم بگسلد اصلا معلوم نیست که آن آشی را که فرستاده در پشت پرده با طالبان و حامیان منطقه ای آن برای افغانستان پخته اند، چه طعمی خواهد داشت. از همین رو اکنون صدای اکثریت مردم و نیز جناح های سیاسی حفظ قانون اساسی و حفظ نظام است.
آن چه فرستاده را گاهی عصبانی می کند و به عنوان یک چالش مهم مطرح است، زیاده خواهی و عدم صداقت طالبان در تعهدات شان است. طالبان به هیچ اصلی از اصول انسانی پای بند نیستند و تا کنون به هیچ یک از تعهدات خود عمل نکرده اند. حتی پس از امضای توافقنامه دوحه طالبان با تمام توان به میدان آمده اند و خشونت ها را چندین برابر کرده اند. همه کسانی که با طالبان گفتگو کرده اند اتفاق نظر دارند که طالبان هیچ تغییری در نظرات و دیدگاه های خود به وجود نیاورده اند و آن ها برای همه قدرت مبارزه می کنند نه برای مشارکت چند فیصدی. از این رو ذهنیت طالبان نسبت به کسب قدرت این است که یا همه چیز و یا هیچ چیز.
علاوه بر مسایل فوق دخالت های پیدا و پنهان کشورهای منطقه و جهان در امور افغانستان نیز چیزی نیست که نادیده گرفته شود. منافع کشورها در قضیه افغانستان به قدری متفاوت و متضاد است که گاهی امکان جمع بین آن ها اصلا وجود ندارد. همین مساله سبب شده است که ما اکنون در آستانه دو نشست مهم مسکو و ترکیه در باره افغانستان هستیم و مناقع متضاد کار را به شدت پیچیده می کند.
با توجه به آن چه گفته شد فرستاده این روزها شاید بیش از هر زمان دیگر خود را تنها و مستاصل احساس می کند و آخرین تلاش های خود را به خرج می دهد تا آن چه را تا کنون رشته بود پنبه نشود. البته این سخن به معنای مخالف با صلح و یا خوشحالی از شکست روند صلح نیست. همه مردم افغانستان و همه ما ضرورت صلح را با تمام وجود احساس می کنیم. اما راهی را که فرستاده در پیش گرفته بود و تا کنون می رود به ترکستان است و هرگز متضمن یک صلح عادلانه و پایدار نیست. به همین خاطر اکنون مشی او روند صلح افغانستان را تبدیل به کلاف سردرگم کرده است و او را در آستانه شکست قرار داده است.

دیدگاه شما