صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

یکشنبه ۵ دلو ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

تروریسم و خبرسازی با اهداف نرم

-

تروریست ها از آغاز ماجرای حضور خود در کشورهای منطقه به خصوص افغانستان و از ابتدای فعالیت های تروریستی و خشونت آمیز بر اهمیت رسانه و نقش آن در جنگ روانی آگاه بودند. مسلم است همان طوری که در پشت صحنه کسانی بودند که آنان را برای جنگ و انجام رفتارهای خشونت آمیز آموزش می دادند برای جنگ روانی نیز آموزش داده بودند و زمینه تحمیل آن ها را به عنوان واقعیت های اجتناب ناپذیر در افکار عمومی جا انداخته بودند. به همین خاطر دوام حیات تروریسم و گروه های افراطی از طالبان و القاعده گرفته تا داعش به همان اندازه که مبتنی بر خشونت واقعی و عینی بوده است، بر بلوای رسانه ای و روایت سازی خشونت آمیز نیز متکی بوده است.
باید اذعان کنیم که تروریست ها هم در جنگ و ابتکارات تازه در نحوه انجام خشونت ها و هم در روایت سازی همواره یک قدم از دولت و رسانه های آزاد پیش هستند. آن ها حتی در زمان هایی که در میدان جنگ و حملات انتحاری به شدت تضعیف شده اند باز هم خود را همیشه درسر خط خبرها نگه داشته اند و جایگاه خویش را در افکار عمومی، ولو با تصویر غیر انسانی و خشن، حفظ کرده اند. زمانی یکی از رسانه های غربی در باره فعالیت های رسانه ای داعش تحقیق کرده و دریافته بود که این گروه روزانه به طور متوسط در حدود 1500 رویداد را در قالب خبر، گزارش، ویدئوی خبری، عکس خبری و دیگر فارمت های خبری تولید و نشر می کند. اکثریت مطلق این تولیدات در باره خشونت نیروهای داعش و کشتارهای بی رحمانه بوده است.
اکنون طالبان و ایتلاف تروریستی متشکل از این گروه، استخبارات منطقه و کشورهای حامی این گروه، القاعده، شبکه حقانی، داعش و دیگر گروه های تروریستی به موازات تشدید خشونت در جبهه های جنگ و مناطق مورد هدف، به خشونت با هداف نرم نیز رو اورده اند. آنان از این کار اهداف مشخص و استراتژیک را دنبال می کنند.
طبیعی است نخستین هدف تقویت حضور گروه های تروریستی در افکار عمومی و در صدر خبرهای جهان و منطقه است. زیرا اساسا وجود گروه های تروریستی با اعمال خشونت آمیز و غیر انسانی شناخته می شود. اگر روزی گروه هایی چون طالبان و داعش به خون انسان ها حرمت بنهند و خشونت انجام ندهند دیگر حضور و وجود شان بی معنی خواهد بود و در نهایت از ذهن ها پاک خواهند شد. بنابراین باید هرچه می توانند دست به خشونت و کشتار بزنند تا هستی خود را به درستی و با قدرت اثبات کنند.
دومین هدف در راستای هدف اولی قرار دارد؛ به این معنی که تروریست ها با انجام حملات تروریستی علیه اهداف نرم می خواهند خبرسازی کنند و ضمن این خبرسازی ها حضور خویش را برای جهان اثبات کنند. طبیعی است که کشتن نیروهای امنیتی و دولتی تبدیل به یک امر معمول شده است و کشتار آن ها چندان در رسانه ها انعکاس نمی یابد. ولی وقتی یک چهره مشهور رسانه ای یا یک فعال مدنی و حقوق بشری مورد هدف قرار می گیرد، خبر آن تا مدت ها در سراسر جهان انعکاس پیدا می کند و انبوهی از گزارش، خبر، تحلیل و گفتگو در باره آن صورت می گیرد. این همان چیزی است که تروریست ها می خواهند. زیرا در همان حال که قضایای انجام یافته انعکاس می یابد، به طور ضمنی طالبان و یا هر گروه دیگر نیز در کنار آن به شکل غیر ملموس و ناخودآگاه در ذهنیت عمومی نقش می بندند و حضور پیدا می کنند.
هدف مهم تر و اساسی تروریست ها و هم پیمانان استخباراتی آن ها با انجام اعمال تروریستی علیه خبرنگاران و فعالان مدنی و حقوق بشری این است که شکاف بین دولت و مردم را تعمیق بخشند و نارضایتی ها علیه حکومت را تشدید کنند. به خصوص در کشوری که ثبات در هیچ عرصه ای وجود ندارد و همه چیز در حال تزلزل است دست زدن به نارضایتی های عمومی و ایجاد شکاف میان حکومت و مردم بسیار آسان است. به همین خاطر هر بار که خبری مربوط به کشتار و قتل از سوی یک رسانه نشر می شود به همان اندازه نارضایتی و نفرت تکثیر می گردد و طبیعی است که نخستین قربانی در ایجاد این تنفر عمومی دولت و نهادهای مسول دولتی است. علاوه بر موارد فوق اهداف پیدا و پنهان زیادی در پشت ترورهای اخیر که با اهداف نرم صورت گرفته است و در آینده نیز ممکن است صورت گیرد، قرار دارد که امید است نسبت به آن ها یک شناخت درست هم از سوی رسانه ها و هم از سوی حکومت به وجود آید. تا شناخت دقیق از اهداف تروریسم و سازمان های استخباراتی به وجود نیاید و تا زمانی که آن ها برای مردم معرفی نشوند، جنگ روانی علیه دولت و نهادهای دولتی ادامه خواهد داشت.

دیدگاه شما