صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

یکشنبه ۵ دلو ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

تروریست ها و استمرار خشونت با اهداف نرم

-

در روزهای اخیر متاسفانه تعداد زیادی از اشخاص مشهور عرصه های رسانه ای و فعالیت های مدنی هدف قرار گرفتند و کشته شدند. حوادثی چون ترور یما سیاوش در کابل، الیاس داعی در هلمند، ملاله میوند درننگرهار، رحمت الله نیکزاد در غزنی در عرصه رسانه و ترور یوسف رشيد رییس اجرایی بنیاد انتخابات آزاد و فرشته كوهستانى، در عرصه جامعه مدنی یک زنگ خطر جدی را هم برای تمام فعالان عرصه های رسانه ای و مدنی و هم برای حکومت و به خصوص بخش های امنیتی به صدا در آورده است. البته اگر از نگاه رسانه ای نگاه کنیم قتل کسانی چون فردین امینی مجری تلویزیون آریانا و رفیع صدیقی از مسولین سابق تلویزیون خورشید تا حدی مرموز است؛ ولی با توجه به گزارش های اولیه شاید بتوان آن دو حادثه را از نوع حوادث خونین اخیر علیه خبرنگاران جدا کرد.
طیف اشخاص هدف قرار گرفته و گستره جغرافیایی حوادث اخیر نشان می دهد که تروریست ها اهداف خاصی را دنبال می کنند و حوادث اخیر معنای خاصی دارد. به همین خاطر علی رغم پیچیدگی ها در نحوه قتل های هدفمند اخیر و ابهام در کیستی عاملان آن ها، اما اهداف نهفته در پشت این حوادث ظاهرا تا حدودی روشن است. برخلاف معمول مسولیت حوادث اخیر را نه یک گروه مجهول الهویه به نام داعش به عهده گرفته است و نه طالبان. گروه طالبان حتی در مواردی ابراز تاسف هم کرده است. اما به نظر می رسد که در نهایت ریشه این حوادث یا به خود طالبان می رسد و یا به جاهایی که طالبان نیز به عنوان بخشی از پالیسی خشونت افزایی از همان جاها مدیریت می شوند.
اکنون مهم این نیست که چه کسانی در پشت این حوادث قرار دارند. بدون شک کسانی هستند که بیش از سه دهه است که مردم افغانستان را به مسلخ برده اند و ما تروریست می خوانیم و تروریست ها از منبع واحد تغذیه می کنند و دستور می گیرند و به قول معروف سگ زرد برادر شغال است. مهم این است که اهداف قتل های زنجیره ای و یا ترورهای هدفمند چیست؟ چرا تروریست به موازات تداوم جنگ و خشونت و کشتار منسوبین امنیتی و کارمندان دولت به جان خبرنگاران و فعالان مدنی افتاده اند؟
واقعیت این است که ماهیت اصلی همه گروه های تروریستی را خشونت و قساوت های بی بدیل شکل می دهد. اگر گروه تروریستی و افراطی در جایی حضور داشته باشد باید این حضور را با کشتار و خشونت استمرار ببخشد. اگر خشونت و کشتار نباشد به این معنی است که گروه تروریستی و افراطی نابود شده و دیگر حضور ندارد. به همین خاطر افکار عمومی نیز به اعلامیه های مطبوعاتی گروه های تروریستی توجه نمی کند. بلکه زمانی وجود آن را حس می کند و به آن واکنش نشان می دهد که عملیات تروریستی و کشتاری صورت گیرد. طبیعی است که حادثه تروریستی هرچه قوی تر و فجیع تر باشد بودن گروه های تروریستی بیشتر و بهتر حس می شود. به همین خاطر کشتار مساوی با بودن و حضور داشتن است.
گروه طالبان از یک سو با ایالات متحده توافق کرده است که دست به حملات بزرگ نزند و نیز می خواهد از خود یک چهره مثبت و انسانی تر به نمایش بگذارد، به همین خاطر در یک محذور جدی قرار گرفته است. این محذوریت برای طالبان تلخ و کشنده است و برای اعلان حضور قوی و جدی در افغانستان باید کاری انجام دهد. از همین رو در نوع فعالیت های تروریستی خویش تغییراتی ایجاد کرده است که یکی از آن ها کشتار با اهداف نرم است. اگرچه نفس کشتار و خشونت و هم چنین شیوه های آن تفاوت نکرده است ولی در قلمرو اهداف تروریستی افزوده شده است. به این معنی که هنوز کارمندان دولت و منسوبین امنیتی مورد هدف قرار می گیرند؛ ولی اکنون علاوه بر آن ها فعالان مدنی و رسانه ای نیز شامل لیست های ترور قرار گرفته اند. بنابراین تروریست ها از این طریق هم حضور خویش را تقویت می کنند و هم بیشترین تاثیرگذاری در افکار عمومی به لحاظ گسترش رعب و وحشت به جا می گذارند. زیرا هرچه شخص مشهورتر و ارتباط آن با دولت کمتر باشد مورد توجه بیشتر رسانه ها قرار خواهد گرفت. هرچه رسانه به آن حادثه بپردازند اهداف تروریستی که همان ایجاد رعب و وحشت است بیشتر گسترش پیدا می کند.

دیدگاه شما