صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

یکشنبه ۵ دلو ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

ضرورت پرهیز از دمیدن بر شعله‌های زیر خاکستر

-

در روزهای اخیر قضایایی رخ داده است که بار دیگر کشور را به سمت تنش و جنجال های عمدتا بیهوده سوق داده است. این تنش ها بیشتر به شکاف میان قوای مجریه و مقننه انجامیده است و سبب اظهارنظرهای تند و گاه مخل امنیت روانی مردم گردیده است. همه می دانیم که به صورت عادی کسی در این کشور امنیت ندارد و اشخاص حقوقی و حقیقی هم اگر بخواهند به تنش های موجود و به عبارتی به شعله های زیر خاکستر دامن بدمند طبیعی است که وضعیت پیچیده تر و بغرنج تر می گردد.
چندی پیش در حالی که ولسی جرگه در واکنش به تمامیت خواهی طالبان در دوحه و نیز متاثر از حملات راکتی در شهر کابل به صورت بسیار بی سابقه به ده وزیر پیشنهادی حکومت رای اعتماد داد و یک همسویی خوب میان دو قوه به وجود آمد. احتمال می رفت که در روزهای بعدی نیز خانه ملت به وزرای بعدی نیز رای اعتماد دهند و وضعیت ادارات را از سرپرستی نجات دهند و تکلیف تمام ادارات مرکزی معلوم گردد. در چنین وضعیتی معاون اول ریاست جمهوری اظهاراتی داشت که سبب برافروخته شدن نمایندگان مجلس گردید و متاسفانه تعدادی از وزرای بعدی یا رای کمتر گرفتند و یا اصلا رای اعتماد مجلس را به دست نیاوردند.
از طرف دیگر اعضای مجلس نمایندگان هم واکنش بسیار تند داشتند و سنگ بزرگ تری برداشتند. آنان شکایت از معاونت اول ریاست جمهوری به مراجع عدلی و قضایی را تصویب کردند و حتی خواستار استعفای وی شدند. در عین حال بسیاری از آنان سخنان تند و تنش آلودی نیز ابراز داشتند. در آن زمان اعضای ولسی جرگه روند رای دهی به مقامات معرفی شده از سوی حکومت را متوقف کردند و بعدا نیز با عدم رای اعتماد به تعدادی از نامزدان پیشنهادی به نحوی از حکومت انتقام گرفتند.
در روزهای اخیر نیز برخی از سخنان بانوی اول کشور نیز مساله ساز شده است و بار دیگر سبب انتقاد شدید مجلس نمایندگان و نیز رسانه های جمعی شده است. در این که واقعا مفاد سخنان بانوی اول چه بوده است باید تمام مصاحبه را شنید و ملاحظه کرد. زیرا با بریدن بخش هایی از سخنان یک شخص به صورت گزینشی نمی توان در باره تمنیات و مکنونات ذهنی او قضاوت کرد. اما در هر صورت این سخنان سبب ایجاد تنش های جدیدی گردیده است که بخشی از آن تنش میان قوه مجریه و قوه مقننه کشور است. طبیعی است که به موازات این موضع گیری های اشخاص دیگری نیز  از دو طرف وارد میدان شده اند و شعله های زیر خاکستر را بار دیگر روشن کرده اند. اعضای مجلس نمایندگان مثل قضیه پیش آمده در دو هفته قبل بار دیگر سنگ بسیار بزرگ برداشته اند و خواستار سلب تابعیت بانوی اول گردیده اند.
اکنون مساله حقانیت و بطلان طرفین مطرح نیست و ما نیز در مقامی نیستیم که در باره حقایق پشت پرده قضاوت کنیم. اما آن چه مسلم است این است که کشور اکنون بیش از هر زمان دیگر نیاز به آرامش و همسویی و تنش زدایی دارد نه تنش زایی و شعله ور کردن آتش های زیر خاکستر. اولا؛ باید اذعان کنیم که متاسفانه افغانستان یکی از کشورهایی است که تنش و نفاق در همه لایه های آن وجود دارد و به نحوی در تاریخ این سرزمین نهادینه شده است. وضعیت اکنون افغانستان نشانه روشن از شعله هایی است که زیر خاکستر و در همه نقاط کشور وجود دارد و با یک کبریت روشن می گردد و سبب منازعات بزرگ و لاینحل می گردد. ثانیا؛ ما در  وضعیتی هستیم که همه عقلای قوم باید یک پارچگی و تنش زدایی را در سرلوحه عمل خویش قرار داده و از هرگونه اظهار نظر و عملی که به تشنج سیاسی و اجتماعی منجر می گردد پرهیز کنند.
ما اکنون علاوه بر تداوم بحران چهل ساله و جنگ تمام عیار علیه کشور که هر روزه ده ها تن از مردم افغانستان را از ما قربانی می گیرند در مواجهه با دشمنی قرار داریم که به هیچ یک از ارزش های موجود و مندرج در قانون اساسی کشور باور ندارد و خواهان نابودی کشور به تمام معنی است. روند صلح متاسفانه به دلایل زیاد به نقطه ای رسیده است که یا یک جا جمع شویم و از موجودیت نظام خویش دفاع کنیم و یا هر کس در گوشه ای داعیه منافع شخصی و تنظیمی و قومی را داشته باشیم. کمک به تنش بیشتر و شعله ور شدن این تنش ها سبب می شود که نفاق و منازعات بی حاصل که در تاریخ سیاسی معاصر خویش کم نداشته ایم دو باره اوج بگیرد و دشمن از این وضعیت سو استفاده کرده و نظام نیم بند فعلی که با خون صدها هزار انسان به دست آمده است آسیب ببیند. بنابراین ما در شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگر نیاز به همسویی و وحدت و یک پارچگی داریم. تا بتوانیم این کشتی شکسته را به ساحل برسانیم.

دیدگاه شما