صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

پنجشنبه ۱۳ قوس ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

جای خالی جنبش‌های دانشجویی

-

دیروز روز جهانی محصلان بود. افغانستان با رشد کمی که در سالهای اخیر در آمار دانشجویان و مراکز اکادمیک دولتی و خصوصی داشته است، هنوز با نواقص فراوان در این عرصه مواجه است. از کیفیت پایین تدریس گرفته تا فقدان اساتید متخصص، عدم تجهیزات آموزشی، فقدان کتاب خانه های مجهز، عدم سرپناه و لیلیههای مناسب برای دانشجویان و فقر خانوادههای دانشجویان بخشی از مشکلات و چالش هایی اند که تحصیلات عالی در افغانستان و به خصوص دانشجویان با آنها مواجه هستند. به عنوان مثال هر ساله که روز دانشجو فرا میرسد از مناطق مختلف افغانستان تصاویری در شبکههای اجتماعی منتشر میشود که دانشجویان را در زیر خیمههای پلاستیکی نشان میدهند که در زیر برف و باران زندگی میکنند و درس میخوانند.  هزاران محصل در زمستانهای سرد و استخوان سوز کابل و دیگر شهرهای افغانستان بدون وسایل گرمایشی زندگی میکنند و سردی هوا را به امید آینده نامعلوم به جان میخرند.
مشکلات قشر محصل و عرصه تحصیلات عالی چیزی نیست که شمرده شود و بدون تردید هزاران مشکل وجود دارد. اما یک مشکل که کشور ما از آن رنج میبرد و در میان دانشجویان به چشم نمیخورد فقدان تشکلهای دانشجویی و به عبارتی فقدان جنبشهای دانشجویی است. تشکلهای دانشجویی نه نیاز به هزینه دارد و نه کشور ما آن قدر آرام و با ثبات است که نیاز به حرکتهای دانشجویی احساس نشود. بدون شک افغانستان یک کشور بحران زده و مملو از چالشهای گوناگون است. نسل دانشجو به عنوان قشری که از آگاهی و بیداری کافی و نیز از انرژی جوانی برخوردار است باید نقش خود را در چنین شرایطی ایفا کند. اما متاسفانه همه اقشار جامعه صدای خود را در برابر کاستیها و کژیها بلند میکنند بجز قشر دانشجو و دانشگاهی افغانستان. چنین سردی از نسلی که باید سرشار از شور و هیجان و امید و سرزندگی باشد تا حد زیادی قابل درک است. زیرا محصل امروز ما بیش از آن که به آرمانها و آرزوهای بلند متناسب با سن و صنف خود بیندیشد به مشکلات ناشی از فقر و ناامنی و ناملایملات روزگار میاندیشد. اما در هر صورت تمام آنچه گفته شد نمیتواند مانع تاثیرگذاری و فعالیت نسل بیدار و آگاه دانشجو باشد.
درست است که خوشبختانه در کشور ما استبداد به آن معنایی که در برخی کشورهای اسلامی حاکم است وجود ندارد و از این جهت نسل دانشجو نفس میکشد و آزادیهای فردی خود را دارد. اما نابسامانیها آنقدر زیاد است که نه تنها از در و دیوار دانشگاههای ما بلکه از سر و صورت تمام کشور ما میبارد. به عنوان مثال رشد افراط گرایی و اندیشههای متحجرانه قرون وسطایی در درون صنفهای دانشجویی باید تلنگری باشد که هر کسی را از خواب بیدار کند چه رسد به نسل جوان و تجددخواه دانشجو که باید در برابر آن واکنش مناسب نشان دهد و با تشکل حلقههای دانشجویی و گردهماییهای آگاهیبخش لکههای جهل و جمود را از دامن خود بزداید.
در آخرین رخداد تلخ در حمله تروریستی بر دانشگاه کابل که تقریبا در تاریخ مراکز اکادمیک بی سابقه بوده است دهها تن از دانشجویان جوان با هزاران آرزو و امید به خاک و خون کشیده شدند و بدون هیچ دلیلی با گلوله پرپر شدند. این حادثه جهان را تکان داد و همه وجدانهای بیدار در باره آن سخن گفتند و شعر سرودند، آهنگ ساختند، نقاشی کردند و گردهمایی های همدلی با دانشگاه کابل برپا کردند. اکنون جا دارد که تشکلهای دانشجویی ما با الهام از این همه احساس و عاطفه نقش خود را ایفا کنند و در برابر تروریسم دینی و فاشیسم مذهبی و افراط گرایی کور بایستند.
در طی سالهای گذشته بارها از دانشکده شرعیات شکایت شده است و ده ها استاد این دانشکده دست به ترویج افراط گرایی و نفرت افکنی زده اند و حتی دستگیر هم شده اند. اما متاسفانه هم دولت و نهادهای مسول امنیتی در این رابطه هنوز بی تفاوت بوده اند و هم خود دانشجویان دانشگاههای کشور. اکنون دانشگاههای افغانستان باید در سوگ جوانان همصنف خود غوغا به پا میکردند و عوامل ترویج خشونت و افراط گرایی را از دانشگاهها بیرون میکردند. اما متاسفانه دانشگاههای ما هم چنان سرد و خاموش تنها مرگ عزیزان شان را تماشا می کنند و هیچ حرکتی از این مراکز دیده نمیشود. ده ها مشکل دیگر در کشور ما وجود دارد که با دستان خلاق و توانمند دانشجو باید حل گردد. اما دریغ از یک حرکت دانشجویی در راستای بیداری و آگاهی دهی.

دیدگاه شما