صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

پنجشنبه ۱۳ قوس ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

ضرورت تغییر در ساختار دانشکده شرعیات

-

روز گذشته امرالله صالح معاون اول ریاست جمهوری گفته است که عامل اصلی حمله بر محصلین پوهنتون کابل کسی بوده است که قبلا در دانشکده شرعیات این دانشگاه درس خوانده است. او حتی نام این فرد را علنی کرده است و گفته است که او اصالتا از ولایت پنجشیر است و تا صنف سوم در دانشکده شرعیات دانشگاه کابل درس خوانده است و سپس احتمالا برای تکمیل آموزش های تروریستی به خارج از کشور رفته و با کوله باری از عقده و افراطیت برگشته و آن فاجعه عظیم را خلق کرده است.
در نخستین روزهایی که این حادثه دلخراش رخ داد تحلیل بسیاری از کاربران شبکه های اجتماعی این بود که چنین حمله ای بدون هماهنگی از درون دانشگاه ممکن نیست و هیچ کسی نمی تواند تمام موانع امنیتی را یکی پس از دیگری عبور کند و درست در صنف های دانشکده برسد و محصلان را عقده مندانه به رگبار ببندد و یا خود در میان آنان منفجر کند. جالب این است که شاهدان عینی و دانشجویانی که از این حادثه جان سالم بدر برده اند با رسانه ها در میان گذاشته اند که در آن حمله تروریست ها به محض ورود به صنف های درسی بدون هیچگونه تردیدی استاد و سپس محصلین را به رگبار بسته اند و حتی در یکی از صنف ها یکی از تروریست ها خود را در میان محصلین منفجر کرده است. چنین عقده مندی از سوی یک تروریست می رساند که او خشم عمیق بر سر محصلین دانشگاه داشته است. زیرا دانشگاه را مرکز ترقی و پیشرفت و به گمان خویش مرکز انحراف می دانسته است.
در گذشته ها نیز در باره رشد افراط گرایی و ترویج آن در دانشکده شرعیات دانشگاه کابل سخن بسیار گفته شده بود و بسیاری از اساتید آن دانشکده قبلا پیشینه ای در رفتارهای افراط گرایانه داشته اند. تا جایی که حتی تعدادی از اساتید آن قبلا بازداشت شده اند و به تازگی تعدادی از زندان رها شده اند. دانشجویان دانشگاه کابل نیز بارها از این موضوع نوشته بودند و شکایت کرده بودند. اما متاسفانه در طول سال های گذشته این موضوع از سوی مسولین جدی گرفته نشد. اکنون که معاون اول ریاست جمهوری از این موضوع پرده برداشته است و معلوم گردیده است که عامل اصلی حمله خونین بر دانشگاه کابل از محصلین همین دانشگاه بوده است، مسولان امر باید تدابیر جدی بیندیشند و در این مورد کاری بکنند.
به نظر می رسد که با وجود هزاران مراکز دینی در سطح کشور که باید با مجوز سمی دولت فعالیت کنند و بر اساس قوانین و مقررات جای کشور فعالیت داشته باشند، نیاز کمتری به دانشکده شرعیات در ساختار دانشگاه احساس می شود. زیرا دانشکده شرعیات دقیقا همان چیزهایی را به دانشجویان این رشته ارایه می کند که در مدارس دینی تدریس می گردد. بخش اعظم نصاب تحصیلی در این دانشکده متعلق به آموزش های دینی و متون عربی است که تنها به صورت بسیار خشک و سطحی تدریس می شود. همه دانشجویانی که از پوهنحی شرعیات فارغ می شوند به طور واضح حتی بسیار افراطی تر از مراکز دینی به بار می آیند. به این معنی که کسانی که به عنوان طالب و محصل علوم دینی در مراکز دینی آموزش می بینند به اندازه کسانی که از دانشکده های شرعیات فارغ می شوند افراطی نیستند و به اندازه دانشجویان دانشکده شرعیات عقده های تند مذهبی ندارند.
در دیگر کشورها در ساختار دانشگاه های دولتی آموزه های دینی تحت عنوان الهیات و یا فقه و قانون پوشش داده می شود ولی به عنوان شرعیات رشته ای وجود ندارد. وقتی سخن از الهیات به میان می آید تمام رشته های علوم دینی از قبیل فقه، کلام، فلسقه، تفسیر و زبان عربی را شامل می شود. اما وقتی سخن از شرعیات به میان می آید به طور واضح قشر شریعت و سطوح آن در ذهن متبادر می گردد. از این رو حتی اگر در چارچوب و ساختار دانشگاه چیزی از امور دینی تدریس شود و شاگردان دینی تربیت شوند، باید تحت عنوان الهیات و با تجدید نظر در نصاب تحصیلی و تدریسی دانشگاه صورت گیرد. در غیر آن صورت اگر شرعیات با همان کریکولم و نصاب تحصیلی و با همان اساتید موجود حفظ گردد باید شاهد روزهای بدتر از آن چه در دانشگاه کابل اتفاق افتاد باشیم. زیرا دانشکده شرعیات با ایدئولوژی خاص و تحت تاثیر تفکر طالبانی و افراطی به فعالیت خود ادامه می دهد که ظرفیت انحراف اکثریت دانشجویان را دارد.

دیدگاه شما