صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

پنجشنبه ۱۳ قوس ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

آیا تروریسم تغییر چهره می دهد؟

-

در ظرف کمتر از دو هفته دو حمله بزرگ تروریستی بر مراکز آموزشی صورت گرفته است. حمله بر دانشگاه کابل و حمله بر مرکز آموزشی کوثر دانش دو رویداد تکان دهنده و خطرناکی است که بی سابقه نیست؛ ولی همزمانی آن با روند صلح و برخی تحولات احتمالی نشان از تغییر در روش ترور و چهره تروریسم دارد. اکنون پرسش این است که چرا تلاش صورت می گیرد تا تروریسم تغییر چهره دهد و راز این تغییر در کجا نهفته است؟
تروریست ها بیش از یک سال است که به گونه محسوس به دنبال حوزه های جدیدی از خشونت برآمده اند. آنان تلاش می کنند که قلمرو خشونت را تا آخرین زوایای زندگی مردم و همه بخش های جامعه گسترش دهند. به همین خاطر تروریست ها سعی می کنند هر جایی که روشنگری جاری است و در هر نقطه که احتمالا آگاهی و بیداری می پراکند سرکوب شود. در سال های گذشته دامنه کشتار به خبرنگاران و کارمندان رسانه ها کشانده شد و به مرور به علمای دینی رسید و از آن جا به مساجد، مراکز فرهنگی، مکاتب و اکنون به دانشگاه ها رسیده است.
اگرچه تروریست ها ذاتا با آگاهی و دانایی مخالف اند و هر گونه روشنگری را به منزله نابودی خویش و ایدئولوژی کشتار و ترور می پندارند؛ ولی تغییرات اخیر که در شیوه کشتار و چهره آن ها به وجود آمده است نمی تواند برخاسته از تصمیمات درونی گروه های تروریستی باشد. بلکه تصمیمات جدی و اساسی در زمینه این تغییرات در جایی گرفته شده است که تروریسم را تجهیز و تمویل می کند و به افغانستان برای کشتار می فرستد. سازمان های استخباراتی و کسانی که تروریسم را به عنوان ابزار تحکیم سیاست های ویرانگرایانه خود قرار داده اند و به خاطر تداوم اهداف گذشته خود ورژن های جدید از تروریسم و کشتار را وارد کشور ما کرده و می کنند. علاوه بر دلایلی که در ذات تروریسم نهفته است برای این تغییرات ظاهری دو دلیل عمده وجود دارد:
نخست آن که به نظر می رسد توافقات پشت پرده برای وارد کردن دو باره طالبان به سیاست و قدرت در افغانستان صورت گرفته است. از این رو اگر بنا باشد تا برای طالبان یک چهره سیاسی و تا حدی متمدن داده شود، باید کسانی باشند که وظایف و تکالیف این گروه تروریستی را انجام دهند. مسلما نه اهداف اولیه حامیان تروریسم بین المللی برآورده شده است و نه ادامه کار طالبان با همان چهره اولیه دیگر ممکن است. بنابراین فیصله بر آن است که فعلا برای طالبان صورتکی از آدمی ساخته شود و وارد بازار سیاست گردد و آلترناتیف آن باید گروه های مزدور دیگری به بازار بیایند. طالبان اگر بیشتر به جبهه های جنگ و ترور و انتحار در بین مردم ملکی متمرکز شده بودند، اکنون کسانی هستند که روی مراکز علمی و فرهنگی تمرکز کرده اند. این یک پیام جدید و در عین حال خطرناک برای مردم افغانستان است.
دلیل دوم این تغییر چهره این است که موقعیت دولت و مردم افغانستان تضعیف گردد تا هر گونه که دیگران بخواهند بپذیرند و به قدری عرصه برای آنان تنگ شود که به راحتی به طالبان و سیستم طالبان تن دهند. از روزی ک مذاکرات میان ایالات متحده و طالبان شروع شده است مرتب دولت افغانستان تضعیف گردیده است و به موازات تحمل حاشیه نشینی در مذاکرات و تضعیف از سوی هم پیمانان بین المللی خود، همواره با زیاده خواهی ها و اجحاف ها ایستادگی هم کرده است. اکنون ظاهرا زمان آن فرارسیده است که درسی برای افغانستان نیز داده شود تا حد خود را بشناسد و پا از گلیم خود بیشتر دراز نکند. بنابراین حملات سنگین تروریستی در شهرهای بزرگ افغانستان تبدیل به یک اهرم فشار گردیده است که دولت افغانستان در میز مذاکرات شاید کوتاه بیاید.
علاوه بر موارد فوق نشانه های دیگری نیز وجود دارد که حاکی از تغییرات عمده در پالیسی های تروریسم است و چهره افراطیت در حال تغییر است. البته که متاسفانه تغییرات به سمت خوبی و آگاهی یافتن تروریسم از عواقب کار خود نیست؛ بلکه تغییرات به سمت خشونت بیشتر و به نفع کشتار بیشتر متمایل است. بنابراین اکنون اختیار با دولت و مردم افغانستان است که در برابر موج های جدید تروریسم مبارزه می کنند یا تسلیم خواست های آن می شوند. مسلما گزینه دوم یک بار دیگر کشور را به قهقرا می کشاند و به گذشته های دورتر بر می گرداند.

دیدگاه شما