صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

پنجشنبه ۱۳ قوس ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

در برابر ماشین کشتار چه باید کرد؟

-

انفجار در مرکز آموزشی کوثر دانش مثل همه انفجارهای گذشته پس از مدتی به فراموشی سپرده می شود و همه از یاد می بریم. چقدر مرکز آموزشی و چقدر مراکز دینی و مساجد تخریب گردیده و چقدر جوان تحصیل کرده کشته شده اند که اکنون نشانی از آن ها نیست. در حمله انتحاری بر مرکز آموزشی کوثر دانش بیش از 30 دانش آموز جوان شهید شده اند و بیش از 60 تن دیگر زخم های عمیق برداشته اند. این عمل تروریستی نشان داد که از این پس مردم خاص و پیروان مذهب خاصی هدف هستند و در هر جا امکان داشته باشد قتل عام می شوند. غرب کابل عمدتا محل زندگی مردم شیعه و هزاره است. این ویژگی گروه های افراطی و تروریست ها را انگیزه بیشتر می بخشد تا مردمان آن نواحی را در راه خدا قربانی کنند و جهان را از وجود شان پاک گردانند.
در این حادثه بدون شک طالبان دست دارد و ربط دادن این حادثه و حوادث تلخ دیگر به داعش یک دروغ محض است. داعش در افغانستان هنوز نه پایگاه دارد و نه نفوذ. تمام حملات انتحاری در سال های اخیر که به گونه فجیع و وحشیانه صورت گرفته است کار طالبان و همدست دیگر آن یعنی شبکه حقانی است. برای همه روشن است که از میان ده ها گروه تروریستی، طالبان، القاعده و شبکه حقانی به یک منبع می رسند و از یکجا تمویل، تجهیز و تشویق به کشتار می شوند. اساسا شبکه حقانی بخش اجرایی طالبان در عرصه حملات انتحاری است. به همین خاطر تمام رویدادهای تلخی که در سال های گذشته به خصوص در بخش های شیعه نشین و با هدف کشتن شیعیان و هزاره ها راه اندازی شده است کار طالبان بوده و نمی تواند بدون اطلاع سران این گروه انجام گیرد.
این نه اولین حادثه از این نوع است و نه آخرین خواهد بود. بلکه همان طور که در سال های گذشته دیدیم بار دیگر حملات طراحی و اجرا خواهد شد. اکنون پرسش اصلی این است که با توجه به دست داشتن طالبان و شبکه حقانی در این حمله تروریستی و با توجه به این که به یک گفتگوی مضحک دل بسته ایم چه باید کرد؟ مردم افغانستان سال ها است که در جبهه های جنگ و در شهرها بر اثر حملات انتحاری کشته می شوند و هیچ جایی اکنون امن نیست. گمان می رفت که روند صلح و توافقنامه ایالات متحده و طالبان و سپس شروع مذاکرات مستقیم میان دولت افغانستان و گروه طالبان منجر به صلح یا آتش بس و حداقل سبب کاهش خشونت شود. اما متاسفانه قضیه بر عکس شده است و از روزی که آن توافقنامه امضا گردید و گفتگوهای مستقیم شروع گردید، ماشین کشتار رونق دو باره گرفته و هم چنان از مردم بی گناه افغانستان قربانی می گیرد.
دولت افغانستان با توجه به حملات سنگین طالبان در روزهای اخیر در غور، هلمند، تخار و اکنون در کابل باید حداقل مدتی این گفتگوی بیهوده را ترک کند. این خونسردی و کرختی حکومت مردم را مایوس و طالبان را جری ساخته است. طالبان اکنون فکر می کنند که هرچه دست به کشتار بیشتر بزنند فاصله میان مردم و حکومت بیشتر می گردد و در میز مذاکره می توانند امتیازات بیشتر بگیرند. تا کنون نیز روند صلح متاسفانه به نفع طالبان تمام شده است و این گروه از یک گروه تحت تعقیب و جنایتکار تبدیل به یک گروه سیاسی با دیپلماسی قدرتمند تبدیل شده است که مورد توجه همه جهانیان است.
دولت علاوه بر ترک گفتگوهای دوحه در اعتراض به افزایش خشونت ها از سوی طالبان در جبهه های جنگ نیز تغییرات اساسی به وجود آورد. خوش بختانه اکنون اردوی افغانستان در وضعیت بهتر قرار دارد و منسجم تر عمل می کند ولی پلیس از هم پاشیده و نامنسجم است. دولت علاوه بر اقدامات جدی در زمینه تامین امنیت مردم و نیز تدابیر جدی در برابر دشمن در جبهه های جنگ، مردم را در ساحات مختلف شهری نیز بسیج کند. تا یک بسیج عمومی علیه طالبان و گروه های تروریستی به وجود نیاید وضعیت آرام نخواهد گرفت. بسیج عمومی مردم می تواند جلو تروریسم را بگیرد و از حملات انتحاری در مراکز پر رفت و آمد شهری جلوگیری کند.
در سال های گذشته خیزش های مردمی و هم چنین نیروهای پلیس مردمی و نیز نیروهای تامین امنیت مساجد در شهر کابل نمونه های خوبی از همکاری های متقابل مردم و حکومت بوده است. تنها راهی که حکومت می تواند هم تروریسم لجام گسیخته و تشنه خون را مهار کند و هم اعتماد مردم را دو باره به دست آورد، دخیل کردن نیروهای متعهد مردمی با یک میکانیزم شفاف و روشن در قالب نهادهای امنیتی افغانستان است.

دیدگاه شما