صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۶ حوت ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

گره کور صلح در کجا است؟

-

مدتی است که خوش بینی هایی در مورد صلح به وجود آمده است. این خوش بینی ها زمانی به وجود آمد که ایالات متحده از یک سال بدین سو به گونه جدی وارد ماجرا شده و آقای خلیلزاد نماینده خاص این کشور در امور صلح کشور تمام وقت خود را روی گفتگو با طالبان و صلح افغانستان گذاشته است و تا کنون نیز در حال تلاش برای نهایی کردن یک توافقنامه صلح با طالبان است. نه ماه تمام مذاکره با طالبان در قطر منجر به توافق نامه ای شد که با یک توییت رییس جمهور ترامپ از بین رفت. پس از آن وقایعی رخ داد که خوش بینی های جدیدی را ایجاد کرد. به طور مشخص رهایی دو استاد پوهنتون آمریکایی از چنگ طالبان و نیز آزادی سه تن از اعضای ارشد طالبان از جمله انس حقانی از سوی دولت افغانستان این خوش بینی ها را مضاعف ساخت. از آن پس آقای خلیلزاد دو باره ماموریت یافت که توافقنامه ای دیگری را با نمایندگان طالبان در قطر تهیه کند که نواقص توافقنامه قبلی را نداشته باشد. اما به تازگی ظاهرا گره جدیدی فراروی مذاکرات آقای خلیلزاد و نمایندگان طالبان در قطره به وجود آمده است. گزارش ها از قطر حاکی از آن است که هنوز هیچگونه متن جدیدی میان طالبان و نماینده خاص ایالات متحده به وجود نیامده است. تمام گزارش هایی که در مورد موافقت طالبان در مورد آتش بس موقت و یا کاهش خشونت ها هنوز پا در هواست. زیرا متن توافقنامه میان طالبان و ایالات متحده نهایی نشده است. حال پرسش اصلی این است که واقعا گره اصلی صلح در کجاست و چرا این روند چون کلافی سردرگم باقی مانده است و هیچ روزنه ای در به وجود نیامده است؟
بدون شک پرسش فوق دارای پاسخ واحد نیست و نمی توان به گونه قطعی در پاسخ به آن روی یک فاکتور انگشت گذاشت. بسیار طبیعی است که به پدیده ای چون جنگ در افغانستان که ریشه های عمیق تاریخی و بین المللی دارد، نباید به صورت تک عاملی نگاه کرد و ریشه های آن را در یک جا جستجو کرد. اما این مساله را هم نباید از نظر دور داشت که عوامل و فاکتورهای جنگ در افغانستان به همان اندازه که گوناگون است، از لحاظ تاثیرگذاری بر صلح متفاوت و دارای درجات مختلف نیز هست. از این روی مسایلی چون انگیزه های اصلی و عمق نگاه استراتژیک همسایه های افغانستان، به خصوص حامیان منطقه ای طالبان، تحولات جهانی و سیاست خارجی قدرت های جهانی، بحران سیاسی در داخل افغانستان، ماهیت ایدئولوژیک گروه طالبان و گروه های تروریستی همکار آن و خیلی از فاکتورهای دیگر بر مساله صلح افغانستان تاثیرگذار هستند و نمی توان نقش هیچ یک از عوامل فوق را نادیده گرفت. آما آن چه بیش از همه چیز بر ناکامی ها و نامرادی های صلح سایه افکنده است، ماهیت طالبان و نادیدگه گرفتن این ماهیت است.
واقعیت این است که طالبان گروهی است که مدعی برقراری امارت اسلامی است. برای این گروه راه رسیدن به این هدف از میان خون و خاکستر می گذرد. گروه طالبان از نگاه روش و دیدگاه ایدئولوژیک شبیبه مارکسیسم است. همان گونه که در مارکسیسم هدف وسیله را توجیه می کند، طالبان نیز تا کنون ثابت کرده اند که برای رسیدن به هدف از روی جنازه صدها هزار انسان گذشته اند. تفاوتی که میان طالبان و مارکسیسم این است که ایدئولوژی مارکسیستی توسط انسان ها بنیادگذاری شده است ولی ایدلوژی طالبان بنیادهای شرعی دارد و چیزی فراتر از ایدئولوژی عرفی است. همین وجهه دینی و شرعی است که از طالبان یک گروه تروریستی ساخته است. آن چه مهم است این است که همه فراموش کرده اند که طالبان یک گروه تبهکار تروریستی  و مافیایی مثل همه همه گروه های تبهکار و باندهای مافیایی است.
در متن توافقنامه ای که توسط رییس جمهور ترامپ ملغی اعلان شد نیز یک طرف ایالات متحده قرار داشت و طرف دیگر امارت اسلامی طالبان. دقیقا به همین خاطر نیز آن توافقنامه خطرناک ترین توافقنامه می توانست برای افغانستان باشد. متاسفانه گروه طالبان همزمان با چانه زنی سیاسی توانسته است خود را به عنوان یک دولت تثبیت کند و از سوی دیگر در عرصه نظامی نیز بر فشارهای خود بر نیروهای امنیتی افغانستان افزوده است. اما دولت افغانستان هنوز در متن معادلات حضور نداشته است و همکاران بین المللی افغانستان نیز اهمیت حضور دولت افغانستان را نادیده می گیرند. بدون شک تا زمانی که گروه طالبان به عنوان امارت اسلامی مطرح باشد و خود را بر طرف های بین المللی با این عنوان تحمیل کند و از سوی دیگر دولت افغانستان هم چنان در حاشیه باشد، هیچ پیشرفتی در صلح حاصل نخواهد شد. حتی اگر دولت افغانستان نیز در متن قضایا قرار گیرد و طالبان هم چنان اصرار بر امارت اسلامی داشته باشند، ما شاهد تحقق صلح نخواهیم بود.

دیدگاه شما