صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۷ جوزا ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

افزایش فقر و چشم انداز تاریک مبارزه با آن

-

به نقل از رسانهها، وزارت اقتصاد کشور به تازگی اعلام کرده که بیش از 55درصد مردم افغانستان زیرخط فقر زندگی میکنند. بر بنیاد آمارهای که از سوی نهادهای مختلف منتشر شده، وضعیت فقر نه تنها در سال 2019 کاهش پیدا نکرده بلکه اندکی افزایش را نیز نشان میدهد. بر بنیاد آمارهای «بانک توسعه آسیایی» در سال 2018 میزان فقر در افغانستان به 54درصد تکیه کرده است. در وضعیت کنونی مردم افغانستان بجز از حوادث طبیعی، ناامنی، مهاجرت، خشونت و اعتیاد، با فقر روز افزون نیز رو به رو میباشند. همهای موارد ذکر شده ممکن است که به خودی خود دلایل فقر گسترده باشد اما چشماندازی برای کاهش فقرشدید یا شکننده نیز وجود دارد یا خیر؟
معیارهای بانک جهانی برای شناسایی فقر نشان میدهد که 54درصد از مردم افغانستان روزانه کمتر از 1.9 دالر درآمد دارد. از نظر معیارهای جهانی روزانه اگر مردمی نتوانند 1.9 دالر درآمد داشته باشند، در وضعیت فقر شکننده به سر میبرند. در وضعیت فقرشدید آدمها نمیتوانند به غذای مصئون و سرپناه مصئون دسترسی داشته باشند. برعلاوه دسترسی نداشتن به غذا و سرپناه مصئون، افراد متعلق به این بخش جامعه در برابر حوادث طبیعی و غیرطبیعی مقاومت لازم را ندارند و در معرض آسیب شدید قرار دارند. گزارشها نشان میدهد که در برف و باران باریهای اخیر بیش از پنجاه نفر جان خود را از دست دادهاند. کسانی که در این حوادث جان خود را از دست میدهند همان فقیرانی اند که از نداشتن سرپناه مصئون، مثل فروریختن سقف خانه یا حوادث مشابه جان خود را از دست دادهاند.
افغانستان با این که در سالهای گذشته و اکنون از حمایتهای گسترده و مستمر جامعه جهانی برخوردار بوده اما با وجود حمایتهای میلیاردی جامعه جهانی نه تنها میزان فقر کاهش نیافته بلکه با گذشت هر روز رو به افزایش بوده است و اکنون در وضعیت شکنندگی قرار دارد. وقتی به آمارهای کمکهای جامعه جهانی دیده شود و این طرف به مسایل و مشکلات رو به گسترش مردم افغانستان توجه شود، ذهن خواننده به یک سوال معطوف میشود و آن این که: «این همه پول کجا شد؟» این همه پول اگر در جای درست و درست به مصرف میرسید احتمالا مردم افغانستان از وضعیت زندگی بهتر از امروز برخوردار بودند. پاسخ به سوالی که از مصرف کمکهای خارجی پرسیده شد، ساده نیست. تنها چیزی که میتواند این وضعیت را توضیح دهد، فساد است. این فساد هم یک روی ندارد بلکه چندین روی دارد، خارجیها فساد کردند، داخلیها فساد کردند و تمام منابع را به هدر دادند و نتیجه آن وضعیت امروزی است.
آماری که جدیدا گزارش شده صرفا روی پول و درآمد افراد است که از هر صد نفر 55 نفر آن نمیتوانند روزانه 1.9 دالر درآمد داشته باشند اما آمارها از دسترسی نداشتن به غذای مصئون نیز خطری است که افغانستان را در سالهای گذشته تهدید کرده و هم در سال آینده به عنوان یک چالش بزرگ بر سر راه دولت خواهد بود. بر اساس آمارهای منتشر شده، 42 درصد از کل نفوس افغانستان در سال آینده نیز از امنیت کامل غذایی برخوردار نیستند. گذشته از فقرغذایی و پولی یک بخش کلان از مردم افغانستان فقر چند بعدی را نیز تجربه میکنند. چیزی در حدود 52درصد از مردم افغانستان از لحاظ دسترسی به خدمات عمومی چون معارف و صحت، نیز وضعیت شکننده دارند. هرچند در افغانستان خدمات عمومی مثل معارف و تحصیلات عالی و صحت رایگان تعریف شده است اما هنوز تعداد زیادی از مردم به طور مساویانه به این خدمات دسترسی ندارند.
برعلاوه بحران مهاجرت که افغانستان یکی از کشورهای منبع مهاجرت است و میلیونها مهاجر در سراسر دنیا دارد، موضوع بیجاشدگان داخلی به دلیل جنگها و ناامنیها بر مشکلات افزوده است. در حدود 355هزار نفر به خاطر ناامنیها و درگیریهای خشونت بار طالبان و دولت از خانه و کاشانه خود بیجا شدهاند و به کمکهای عاجل مثل سرپناه و غذا نیازمند استند. باوجود تمام این مشکلات اما به نظر نمیرسد که پدیدههای مثل فقر به آسانی کاهش پیدا کند و یا ریشهکن گردد. افغانستان در بین کشورهای منطقه رتبه اول فقر را دارد همانطور که در سطح جهان رتبه اول فساد و جنگ و کشت و تولید و قاچاق مواد مخدر دارد. با این که افغانستان در منطقه تنها کشوری است که از حمایتهای بیدریغ جهانی برخوردار است اما وضعیت فقر و تنگدستی، رفاه و آسایش هردو رقتبار است. در سالهای گذشته با حضور سنگین نیروهای خارجی و موسسات آنها اکنون بعد از 19 سال دولت افغانستان نمیتواند رقم نفوس شهروندانش را تثبیت کند، چه رسد به این که برنامههای چون اشتغال یابی، رفع تبعیض و کاهش فقر را داشته باشد. هنوز مشخص نیست که در افغانستان چقدر مرد و چقدر زن و کودک و پیر و جوان زندگی میکند، چه رسد به این که برنامههای چون دسترسی همه به سواد، صحت و کنترل نفوس و جمعیت داشته باشد. به همین دلیل رفتن به سمت یک جامعه رفاهی که در آن امکانات حداقلی زندگی وجود داشته باشد و فقر کاهش یافته باشد، تقریبا غیرممکن به نظر میرسد و هیچ چشمانداز روشنی نسبت به آینده وجود ندارد.

دیدگاه شما