صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۱ عقرب ۱۳۹۷

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

روند صعودی سقوط ولسوالی‌ها

-

در هفتههای اخیر سقوط ولسوالیها توسط طالبان در ولایات مختلف کشور افزایش یافته است. پیامدهای سقوط هر ولسوالی در هر گوشه و کنار کشور برای مردم و دولت افغانستان پرهزینه و خطرناک است. از نگاه سیاسی، سقوط یک ولسوالی به معنای از دست دادن بخشی از حاکمیت دولت بر سرزمینش پنداشته میشود و از نگاه اجتماعی، از بین رفتن نیروهای ملی و مردمی، مهاجرت گسترده خانوادهها، از بین رفتن سرمایههای مردمی و دولتی کمترین آسیبهایی است که مردم میبینند و از نگاه امنیتی، سقوط یک ولسوالی تهدید جدی برای دیگر ولسوالیهای همجوار و آغازی برای سقوط دیگر ولسوالیها به شمار میرود.
مهمترین دلیل قابل تصور برای سقوط یک ولسوالی ضعف هماهنگی میان نیروهای نظامی و امنیتی، خصوصا در سطوح بالای تصمیم گیری است. عدم هماهنگی باعث شده تا نهادهای کشفی، استخباراتی، عملیاتی، نیروهای ویژه، کماندوها و پولیس ملی و محلی نتوانند برای جلوگیری از سقوط یک ولسوالی یا ولایت در کنار هم فعالیت موثری داشته باشند.
سقوط یک ولسوالی را معمولا در سه مرحله می توان بررسی کرد. اول، مرحله قبل از سقوط و افزایش تهدیدها، دوم مرحله سقوط که با حمله و عملیات نظامی طالبان آغاز می شود و مرحله سوم بعد از سقوط که گاهی طالبان بعد از تصرف ولسوالی ها، سلاح ها، مهمات، اسناد اداری و امکانات یک ولسوالی را با خود می برند و گاهی نیز می مانند و آن ولسوالی عملا به محدوده طالبان افزوده می شود.
فلسفه وجودی نهادهای امنیتی که وظیفه کشف و استخبارات را دارند، اطلاع یافتن از تهدیدها علیه دولت، مردم و منافع ملی و فرستادن اطلاعات و تهدیدها به نهادهای مسئول برای جلوگیری از وقوع تهدیدها و حملات است. مطمینا دولت افغانستان این توانایی را دارد که از پلانهای حملات طالبان برای تصرف یک ولسوالی یا ولایت آگاهی یابد. در بسیاری از موارد حتا در شبکه های اجتماعی مردم از نیروهای دولتی برای جلوگیری از سقوط یک ولسوالی درخواست کمک و امداد میکنند و هشدار میدهند که اگر تا چند ساعت و یا چند روز کمکی به فلان ولسوالی نرسد سقوط خواهد کرد. علاوه بر این، تمامی حملات طالبان زمینی و توسط افراد مسلح پیاده انجام میشود که زمانبر و وقتگیر است. همین خود سبب می شود تا نیروهای دولتی که از تجهیزات رزمی کامل زمینی و هوایی برخوردار هستند، جلو حملات طالبان را بگیرند و نگذارند طالبان به مقصدشان برسند و یا حداقل نیروهای محلی را تجهیز کنند تا در مقابل حملات طالبان مقاومت بتوانند.
در زمانی که طالبان حمله میکنند و مشغول جنگ به قصد تصرف یک ولسوالی هستند، عملیات های فوری و قاطع با استفاده از قوتهای هوایی و نیروهای مستقر در ولایت و ولسوالیهای همجوار، می تواند طالبان را با شکست مواجه سازد. ولی در بسیاری از موارد اقدام مناسبی از سوی نیروهای نظامی در مرکز و ولایت انجام نمیشود که در نتیجه طالبان به راحتی یک ولسوالی را تصاحب میکنند و امکانات آن را با خود میبرند.
پس از سقوط یک ولسوالی نیز که همراه با فجایع انسانی و مادی و مهاجرت و بدبختی مردم آن است، دولت کار چندانی برای ساکنان آن نمیکند. سقوط یک ولسوالی در بسیاری از نقاط کشور برای ساکنان آن ولسوالی فاجعهبار است. راههای ارتباطی با دیگر مناطق همجوار قطع میشود، مردم مال و اموال شان را از دست می دهند، ولسوالی عملا به میدان جنگ تبدیل میشود و در کل زندگی عادی از میان مردم رخت بر میبندد. دولت مرکزی و محلی وظیفه دارد به بازسازی دوباره اداره محلی و بهبود زندگی مردم بپردازد اما کمتر موردی را می توان سراغ داشت که یک ولسوالی بعد از سقوط به حالت اول برگردد.
ادامه روند سقوط ولسوالی ها که هر از چند گاهی خبرهای آن نشر می شود از هیچ نگاهی قابل توجیه نیست. اگر ضعفها و کاستیهای موجود در نهادهای امنیتی و تصمیم گیرنده برطرف نشود، روند سقوط ولسوالیها و مناطق سریع تر خواهد شد.

دیدگاه شما