صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

یکشنبه ۳۰ میزان ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

آیا کلید صلح به دست افغانستان می افتد؟

-

در اين که تا کنون کليد صلح افغانستان در دست مخالفان مسلح و يا کشورهاي همسايه بوده است، شکي نيست. در طي سال هاي گذشته بارها مقامات کشور ما گفته اند که صلح زماني بدست مي آيد که پاکستان صادقانه در راستاي صلح گام بردارد. به اين مفهوم که يک طرف اصلي پروسه صلح در افغانستان پاکستان است نه گروه هاي شورشي و مسلح. معناي اين سخن اين است که کليد صلح تا کنون در دست ديگران بوده است و ما هم چنان تابع و پيرو شرايطي که همواره بر ما تحميل مي شده است.
اما طي ماه هاي اخير وقايعي رخ داده است که نشان مي دهد افغانستان کم کم در حال به دست آوردن جايگاه مهم در عرصه بين المللي و منطقه اي و هم چنين روند صلح با مخالفان است. بدين ترتيب احتمال اين که کليد صلح به دست افغانستان بيفتد و يا حداقل از يک طرف منفعل به يک طرف تعيين کننده بدل شود، چندان دور از انتظار نيست. اکنون به نظر مي رسد پروسه صلح شانس بيشتري پيدا کرده و احتمال تحقق مهم ترين آرزوي مردم افغانستان يعني صلح، قوي تر شده است. امري که نماينده ملل متحد در شوراي امنيت اين سازمان بدان تصريح کرد و خوش بيني خود را در باره آن ابراز کرد. براي اولين بار است که يک مقام سازمان ملل متحد با چنين لحني در باره امکان گزينش راه حل سياسي و تحقق صلح در افغانستان سخن مي گويد.
مهم ترين علت به وجود آمدن چنين وضعيتي از جايي نشات مي گيرد که تصميم هاي اصلي در آن جا اتخاذ مي گردد. جديت رييس جمهور ترامپ و تصميمات اخير وي از جمله موضع گيري تند و واقع بينانه عليه پاکستان، اعلان استراتژي همسو با سياست هاي کلي حکومت ما و همدلانه با مردم افغانستان سبب به وجود آمدن چنين وضعيتي گرديده است. درز خبرهايي مبني بر تصميم دونالد ترامپ بر مسدود ساختن دفتر طالبان در قطر اين وضعيت را تثبيت و تحکيم مي بخشد. البته نبايد فراموش کرد که مواضع جدي و قاطع دولت افغانستان در برابر پاکستان طي دو سال اخير نيز در به وجود آمدن شرايط جديد بي تاثير نبوده است. بارها مسولان عالي رتبه کشور ما از پاکستان به عنوان يک طرف منازعه افغانستان ياد کرده اند و جنگ افغانستان را يک جنگ تحميلي خوانده اند. دولت افغانستان به نظر مي رسد طي دو سال اخير در عرصه بين المللي بيش از هر عرصه ديگر دستاورد قابل قبولي ارايه کرده است. دولت افغانستان تنها در بخش سياست هاي اعلامي فعال نبوده است بلکه در عرصه تلاش عملي، پلان گذاري هاي بلندمدت و ديپلماسي فعال و چشم گير در عرصه ارتباطات خارجي نيز بيش از هر زمان ديگر فعال بوده است.
در هر صورت وضعيت نسبت به دو سال قبل تغيير کرده است و اعتماد به نفس بالا در ميان نيروهاي امنيتي افغانستان در مقابله با تروريست ها به وجود آمده است. اعتماد عمومي نيز به ثبات بيشتر شده است. مخصوصا که در آستانه سال هاي 2013 و 2014 سخن از سقوط دولت و پيروزي مخالفان همه چيز را تحت شعاع قرار داده بود. دو سال اخير به معناي واقعي کلمه سال هاي حفظ وضع موجود و دستاوردهاي عصر جديد افغانستان بود. اما اکنون ديگر آن احساس در ميان مردم افغانستان وجود ندارد.
خوش بيني هاي به وجود آمده چالش هم کم ندارد. نخستين چالش تجربه چندين ساله پاکستان در بي ثبات سازي افغانستان و شناخت عميق اين کشور از وضعيت منطقه، رابطه سنتي با نهادهاي تصميم گيرنده در ايالات متحده، بازيگران سياسي و عوامل تاثيرگذار در پروسه صلح است. پاکستان که بعد از اعلان استراتژي جديد ايالات متحده به شدت نگران شده است، ضمن تلاش براي به وجود آوردن يک اجماع جهاني با محوريت پاکستان، روسيه، ايران، چين و برخي از کشورهاي ديگر، در پي بازنگري و ارزيابي سياست هاي منطقه اي خويش برآمده است. اما بدون شک اين تغييرات در حد تغيير در سياست هاي خصمانه و خرابکارانه در قبال افغانستان نخواهد بود. بلکه نهايت تلاش خود را به خرج خواهد داد تا همان سياست ها را از مجراهاي ديگر پيگيري کند.
دومين چالش که در جاي خود مهم است، نشانه هايي از سياست مماشات در برابر طالبان در درون دولت افغانستان است. امروز ثابت گرديده است که اگر سياست هاي حکومت فعلي افغانستان در سال هاي گذشته و عصر پساطالبان، اتخاذ مي گرديد و با پاکستان به عنوان طرف اصلي قضيه و نه يک همسايه بي خطر و با گروه طالبان به عنوان تروريسم و نه برادران ناراضي برخورد مي شد، خيلي زود تر از امروز ما به مرزهاي صلح و آرامش نزديک مي شديم. اما متاسفانه چنين نشد و سياست هايي اتخاذ گرديد که تقريبا يک و نيم دهه پروسه دولت سازي و ثبات سياسي کشور و عملي شدن پروسه صلح را به تاخير انداخت.
واقعيت اين است که نشانه هاي خوبي براي صلح افغانستان در حال رخ نمودن است و ما در مرحله خوبي قرار گرفته ايم. به شرط آن که تمام ترديدها را کنار بگذاريم و هم چنان پاکستان را طرف اصلي قضيه و کساني را که در مقابل نيروهاي امنيتي کشور سلاح به دست مي گيرند و هر روزه مردم ما را به خاک و خون مي کشند، دشمن بدانيم.

دیدگاه شما