صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۳۱ سنبله ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

علما و تروريسم

-

پس از قضاياي اخير تروريستي به خصوص حملات خونين بر مساجد و مراکز ديني اينک يک بار ديگر بحث بر سر نسبت دين و تروريسم و بيش از آن مساله رابطه علما با تروريسم مورد بحث در رسانه ها و شبکه هاي اجتماعي قرار گرفته است. کافي است در يکي از شبکه هاي اجتماعي مثل فيسبوک يا تويتر عضو باشيم تا گستردگي و همگاني شدن اين بحث را درک کنيم. شبکه هاي اجتماعي امروز به دليل گستردگي و در دسترس بودن براي همه اقشار جامعه به عنوان وجدان و شعور جمعي يک جامعه به حساب مي آيد. اگر چنين تلقي از شبکه هاي اجتماعي و رسانه ها داشته باشيم، امروزه  نه تنها ترديد جدي در جايگاه علما به عنوان متوليان دين در روابط و مناسبات اجتماعي بلکه حتي شک هاي ويرانگر در بنيادهاي اعتقادي ديني به وجود آمده است. ممکن است نسل مسن تر به دلايل مصلحت جويي هاي اجتماعي چيزي بر زبان نياورند ولي نسل جواني که امروزه به زبان ارتباطات روزمره از جمله شبکه هاي اجتماعي تسلط و سيطره دارند، ترديدها، شک ها و اما و اگرهاي شان را بدون هيچ پرده پوشي و بي محابا بر زبان مي آورند و ابراز مي کنند.
پس از حمله خون بار روز جمعه تروريست ها بر مسجد امام زمان در شمال کابل اتفاق هاي افتاد که اگر نگوييم نشانگان آشفتگي دروني يک باور ديني است، حداقل علايم آشکاري از آشفتگي در نهادهاي علمايي است. وقتي اطفال بي گناه و زنان بدون هيچ گناهي به طرز فجيعي با فريادهاي الله اکبر ذبح مي گرند و يا تکه پاره هايي از آيات قرآن در ميان خون و آتش و به صورت نيم سوخته پيدا مي شود و يا در برابر اين همه فاجعه نهادهاي متولي امور دين ساکت هستند و هيچ صدايي بر نمي آورند، نسل امروز حق دارد بر همه باورهايي که تا کنون براي شان گفته شده است، ترديد کند. زيرا حداقل به لحاظ ظاهري اين همه رنج و مصبت از کانون هاي اصلي اعتقادي شان بر مي خيزد.
جوانان تحصيل کرده و پرسشگر متعلق به نسل امروز مي پرسند که چرا وقتي يک محفل موسيقي در شهر کابل برگزار مي شود، سيلي از فتاوا و اعتراضات از سوي نهادهاي ديني سرآزير مي شود ولي وقتي صدها نفر در مسجد و در حين عبادت به خاک و خون کشيده مي شود، صدايي از همين نهادهاي متولي امور ديني بر نمي خيزد؟ به راستي سکوت نهادهاي ديني در برابر حوادث تلخي که اتفاقا به نام دين و از نظر عاملان آن ها در راستاي احياي آموزه هاي ديني و اقتدار گذشته مسلمانان صورت مي گيرد، براي هرکسي پرسش برانگيز و حيرت آور است. به خصوص پس از آن که در ماه هاي اخير ما شاهد حملات انتحاري خونين بر شش مسجد متعلق به يکي از مذاهب اسلامي بوديم، اين پرسش ها بيشتر و عميق تر و از يک جهت متوجه بخشي از اکثريت علماي مسلمان در افغانستان مي شود. همه پرسش هاي ممکن به يک سوال ختم مي شود که بالاخره نگاه علما به تروريسمي برخاسته از ميان گروه هاي تندرو و افراطي مسلمان، چيست؟
در پاسخ به چنين پرسشي گزينه هاي مختلفي مي توان تصور کرد. نخستين تصوري که پيش از هر گزينه ديگر در ذهن تداعي مي شود اين است که بين علما و تروريست ها نوعي «همذات پنداري» پنهان وجود دارد. سکوت معني دار و طولاني علما در برابر تروريسم و از سوي ديگر بسيج لشکري از همين طيف در صف گروه هاي تروريستي اين تداعي را تقويت مي کند. سربرآوردن تروريست هاي خطرناک از مدارس ديني، مکان گزيني آنان در مساجد و مدارس و ابرازنظرهاي نفاق افکنانه و فتاواي تکفير نيز دال بر همين مطلب است.
اما واقعيت اين است که اکثريت علما با تروريسم مخالف هستند و به خصوص کشتار اطفال و زنان و افراد بي گناه را نمي پذيرند، اما نوعي مناسبات حاکم بر حيات نهادهاي ديني باعث شده است که آنان نتوانند به صورت علني عليه تروريست هاي بنيادگرا موضع بگيرند. چند سال پيش در يک کنفرانسي تحت عنوان «علما و صلح» که در قندهار برگزار شده بود اشتراک کرده بودم، صدها عالم از سراسر شش ولايت جنوبي در آن کنفرانس شرکت کرده بودند و نظرات مساعد داشتند، اما از ترس اين که مبادا مورد شناسايي طالبان قرار گيرند، در حين تصويربرداري صورت هاي خود را با پتوهاي شان پنهان مي کردند. اين يک واقعيتي است که بارها با آن مواجه شده ام که علماي اهل سنت شکايت دارند که به بهانه همکاري با دولت مورد تعقيب و ترور طالبان قرار مي گيرند.
اما نکته سوم و اصلي براي پاسخ به پرسش پيشين به نظر مي رسد، آشفتگي و نابساماني ناشي از مواجهه نهادهاي ديني با اقتضائات دنياي جديد و عدم تطابق آن ها است. واقعيت اين است که هنوز تکليف علماي افغانستان با خود شان روشن نيست که در برابر پرسش هاي مهمي که هر روزه  بر سر باورهاي ديني شان فرود مي آيند، چه تصميمي بگيرند و چگونه خود را با چالش هاي بزرگ دنياي جديد تطبيق دهند؟ به همين خاطر است که صداي موافقان حمله بر مسجد امام زمان و کشتار افراد بي گناه به جرم باورهاي متفاوت، رساتر از صداي مخالفان آن در رسانه ها و شبکه هاي اجتماعي انعکاس يافته است. اين واقعيت تلخي است که علما مجبورند بدان اذعان کنند و چاره اي بينديشند. اگر آن ها امروز به صورت روشن نسبت شان را با تروريسم روشن نکنند، فردا بسيار دير خواهد بود.

دیدگاه شما