صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۲۲ قوس ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

مناطق مرکزی و ماموریت دشوار حکومت

-

سفر روز پنجشنبه 29 سرطان معاون رييس جمهور به ولايت دايکندي که آخرين نقطه محروميت و انتهاي زنداني جغرافيايي مناطق مرکزي يا همان جغرافيايي که به «هزاره جات» مشهور شده است، يک بار ديگر بگومگوهايي را برانگيخت که سال ها است ادامه دارد. گفتمان اصلي مناطق مرکزي يا به گفته رييس جمهور غني «زندان طبيعي» و ساکنان، گفتمان رنج و محروميت تاريخي است که عامدانه ازسوي حکومت هاي ستم پيشه وقت بر آنان تحميل شده است. اين گفتمان نه تنها بر زندگي روزمره و واقعي مردماني با چهره هاي متفاوت از ساکنان افغانستان، بلکه بر روح و روان آنان نيز تاثير منفي گذاشته و اين گفتار همواره مشحون از ياس و نااميدي است. دليل تداوم گفتار توام با ياس و نااميدي علاوه بر تاثيرات عميق ستم هاي تاريخي، استمرار تبعيضي است که هنوز ادامه دارد و در تاروپود سيستم اداري و سياسي افغانستان نهادينه شده است. کافي است که يک مقايسه اي ميان بودجه سالانه برخي از ولايات ديگر و ولايت دايکندي انجام دهيم. آن گاه عمق فاجعه اي را که سال ها است بر بخشي از مردمان اين سرزمين روا داشته مي شود، درک خواهيم کرد.
رييس جمهور غني بارها و به مناسبت هاي مختلف گفته است که مشکلات و چالش هاي کشور را بايد تبديل به گفتمان عمومي کرد و آن گاه به دنبال حل اين مشکلات و چالش ها بايد برآمد. زيرا به باور رييس جمهور نتيجه تبديل کردن مشکلات به گفتار عمومي باعث اجماع عمومي مي شود و اجماع در باره مشکلات و چالش ها، ارايه راه حل هاي گوناگون را به دنبال دارد.
او با ورود به عرصه انتخابات سال 1393 به عنوان يکي از مهم ترين چهره هاي انتخاباتي، به برخي از مشکلات و چالش هاي تاريخي افغانستان کليد زد. از جمله مواردي که حداقل براي بخشي از مردم افغانستان بسيار مهم و حياتي بود، گفتمان «زندان طبيعي» بود که يک بار ديگر توسط رييس جمهور غني مطرح شد.
اين گفتمان با سفر روز پنجشنبه معاون دوم رييس جمهور به ولايت دايکندي به عنوان مصداق کامل زندان طبيعي جغرافيايي مناطق مرکزي بار ديگر تبديل به گفتار روز بسياري از کاربران شبکه هاي اجتماعي گرديد.
واقعيت اين است که مشکلات و چالش هاي مناطق مرکزي به قدري عميق و گسترده است که طي يک دهه و حتي دو دهه قابل رفع نيست. در سال هاي اخير گام هاي بزرگي برداشته شده است و اين گام ها هرکدام تاريخي و بس مهم است، اما هرگز نتوانسته است چهره زندگي در هزاره جات را تغيير دهد. اکنون پس از پانزده سال از عمر نظام سياسي جديد، هنوز سفر به دايکندي يک کابوس است و زندگي در آن جهنم. هنوز يک متر سرک پخته و قطره آب آشاميدني صحي از طريق لوله کشي يافت نمي شود و هنوز حتي يک گروپ از طريق برق دولتي روشن نيست. ميان مرکز ولايت و روستاهاي اطراف در دايکندي فرقي نيست. به دليل اين که هنوز مرکز ولايت چهره شهر به خود نگرفته است و به همين خاطر از تمام خدمات اوليه شهري محروم است. تنها دايکندي نيست که داراي چنين وضعيتي است. تمام مناطق اطراف آن که به لحاظ جغرافيايي مربوط به ولايات همجوار است ولي جغرافياي انساني شبيه دايکندي دارد، مثل دايکندي است. باميان، بخش هايي از ولايت غور، بخش هايي از ولايت غزني، بخش هايي از ولايت ارزگان و بخش هايي از ولايت هلمند به لحاظ ارايه خدمات بسي بدتر از دايکندي است. اگرچه محروميت در تمام افغانستان وجود دارد و هنوز به طور گسترده اي زندگي را در سراسر کشور متاثر ساخته است. اما مردم ساکن در جغرافيايي به نام هزاره جات، احساس مي کنند که تبعيض تاريخي و سيستماتيک گذشته هنوز ادامه دارد. همين احساس کار را بر حکومت دشوار مي سازد و ماموريت آن را در قبال مناطق مرکزي با ترديدها و نگاه هاي منفي مواجه مي کند.
اکنون که اين گفتار يک بار ديگر عمومي شده است و معاون رييس جمهور بر تعهد حکومت مبني بر رهايي مناطق مرکزي از زندان طبيعي تاکيد کرده است، خوب است تا گام هاي بعدي اساسي تر و استوارتر برداشته شود. طي دو سال گذشته گام هاي خوبي برداشته شده است و تسريع در روند تطبيق پروژه هاي کرويدور شمال و جنوب و شرق و غرب از مهم ترين اين اقدامات است. اما به نظر مي رسد انتظارات بسي بيشتر از اين ها است.
برآيند تبديل شدن رنج تاريخي مناطق مرکزي به گفتار در حوزه عمومي توسط رييس جمهور و معاون دوم وي، انتظارات و توقعاتي بوده است که سربرآورده است. اين انتظارات و توقعات هرگز به معناي زياده خواهي نيست و نبوده است. بلکه از عمق رنج زندگي در زندان طبيعي و نيازمندي هاي مردم برخاسته است و اکنون نوبت حکومت است که به اين انتظارات پاسخ روشن ارايه کند. بدون شک رفع رنج هاي گسترده تاريخي و پاسخگويي به مطالبات برحق مردم مناطق مرکزي بسيار دشوار و طاقت سوز خواهد بود و اين وضعيت ماموريت حکومت را نيز دشوار مي سازد. ولي هرگز دست نيافتني و تحقق ناپذير نيست. کافي است اراده جدي و قاطع وجود داشته باشد.

دیدگاه شما